سجادی پناه 03 شهریور 1405 - 1 ساعت پیش زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
کپی شد!
0

آقای پزشکیان؛ آیا طرح اولیه آقای سقاب اصفهانی مادرزادی معلول بود یا شما در تشخیص اشتباه کردید؟

آقای پزشکیان هنگام دفاع از انتخاب اسماعیل سقاب اصفهانی برای مدیریت حوزه بهینه‌سازی انرژی، اعلام کرد که از میان طرح‌ها و برنامه‌های ارائه‌شده، تحلیل تیم و شخص آقای سقاب اصفهانی «جامع‌تر، دقیق‌تر و کارآمدتر» بوده است.

اما امروز پرسش این است: اگر این طرح چنین ویژگی‌هایی داشت، چرا پس از گذشت این مدت، هنوز جامعه شاهد یک نقشه راه روشن، گزارش عملکرد شفاف و دستاورد قابل اندازه‌گیری در حوزه ناترازی انرژی نیست؟

سقاب اصفهانی، متولد ۱۳۶۴، در زمان انتصاب حدود ۴۰ سال داشت؛ مدیری جوان که سابقه اصلی او در حوزه‌های مدیریتی و برنامه‌ریزی در مجموعه‌هایی مانند آستان قدس رضوی و ستاد تحول دولت بود. منتقدان معتقدند میان این سوابق و پیچیده‌ترین پرونده اقتصادی کشور یعنی «بهینه‌سازی انرژی»، ارتباط معنا داری وجود ندارد.

پرسش روشن از رئیس جمهور این است: آیا برای مدیریت بحرانی مانند ناترازی انرژی، صرفاً عنوان «صاحب ایده بودن» کافی است یا باید ترکیبی از دانش تخصصی، تجربه اجرایی و کارنامه قابل سنجش وجود داشته باشد؟

از همان ابتدا، انتقادها نسبت به این انتصاب و طرح ارائه‌شده شکل گرفت. منتقدان معتقد بودند طرح مذکور بیش از آنکه یک برنامه اجرایی با زمان‌بندی، شاخص عملکرد و ابزارهای مشخص باشد، بر مجموعه‌ای از توصیه‌های کلی درباره اصلاح رفتار مصرف‌کنندگان تکیه دارد.

اعتراض‌ها حتی به درون حامیان دولت شما هم رسید.

فیاض زاهد، عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت، در واکنش به این انتصاب استعفا کرد و نوشت: «دردناک است در روزی که فواد شمس از فشار روزگار خودکشی کرد، مدیر برکشیده رئیسی، معاون رئیس‌جمهورمان شد. اسم این هرچه باشد، وفاق نیست. کج‌تابی است. به سهم خودم شرمنده‌ام.»

هاتف صالحی نیز این انتصاب را «نابخردانه» خواند و گفت: «انتصاب اسماعیل سقاب اصفهانی منجر به دل‌آزردگی و سرخوردگی هواداران رئیس‌جمهور است.»

این واکنش‌ها نشان داد که مسئله فقط یک اختلاف سیاسی میان دو جریان نیست؛ بلکه بحث بر سر معیار شایسته‌سالاری، نسبت تخصص با مسئولیت و معنای واقعی وفاق است.

اکنون این عملکرد است که باید مورد ارزیابی قرار گیرد.

مدیری که قرار بود بحران ناترازی انرژی را مدیریت کند، در نهایت چه دستاوردی ارائه کرده است؟ آیا مصرف کاهش یافته؟ آیا پروژه‌های بهینه‌سازی اجرا شده؟ آیا شکاف میان تولید و مصرف بنزین کمتر شده است؟

در شرایطی که ناترازی روزانه بنزین به ده‌ها میلیون لیتر می‌رسد و کشور هزینه‌های سنگینی برای واردات سوخت پرداخت می‌کند، ساده ترین راهکار یعنی همان روش های که منجر به اغتشاشات خیابانی شده است بر روی میز تصمیم گیری قرار گرفته است .

در حالی که منتقدان می‌گویند پیش از هرگونه فشار قیمتی بر مردم، باید درباره خودروهای پرمصرف، کیفیت پایین ناوگان داخلی، اتلاف انرژی در صنایع و ناکارآمدی ساختار توزیع پاسخ داده شود.

مسئله اصلی این نیست که یک مدیر جوان اشتباه کرده است؛ مسئله این است که چرا نظام تصمیم‌گیری، افراد و طرح‌ها را پیش از آزمون جدی و ارزیابی کارشناسی، در جایگاه تصمیم‌گیری ملی قرار می‌دهد.

بنابراین پرسش نهایی همچنان باقی است:

«آقای پزشکیان؛ طرح اولیه آقای سقاب اصفهانی مادرزادی معلول بود یا شما در تشخیص جامع، دقیق و کارآمد بودن آن اشتباه کردید؟»

رئیس جمهور محترم مسئله فقط یک انتصاب نیست؛ مسئله این است که دولت شما قرار بود معیار جدیدی برای شایسته‌سالاری و تربیت مدیران ارائه دهد.

شما اعلام کرده بودید که در پایان دوره چهار ساله دولت، ۱۰۰ مدیر توانمند و پرورش‌یافته را که مورد تأکید رهبری شهید بود، به نظام مدیریتی کشور معرفی خواهید کرد؛ مدیرانی که قرار بود حاصل یک فرآیند جدی تربیت، ارزیابی و تجربه‌اندوزی باشند.

اکنون نزدیک به نیمی از عمر دولت گذشته است. چشم بر هم بگذارید دو سال دیگر هم خواهد گذشت.

پرسش این است:

از آن ۱۰۰ مدیر آینده‌ساز چه خبر؟

آیا قرار است سرمایه مدیریتی کشور از مسیر شایسته‌سالاری و تربیت حرفه‌ای ساخته شود، یا همچنان با انتصاب‌های موردی و آزمون‌وخطای پرهزینه، آینده مدیریت کشور را تجربه کنیم؟

نویسنده
MAJID SAJADI
مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *