اگر ظرف این دو سال نتوانستید دیگر نمی توانید. زمان را بیش از این صرف تلاش برای وحدت نکنید؛ آن را صرف ساختن ایران کنید.
دو سال از عمر دولت گذشته است؛ شعاری که قرار بود «گرهگشای اختلافات» و «جاذب مشارکت» باشد، امروز برای بسیاری به کلیشهای فرسوده تبدیل شده است. نه رقبا مسئولیت مشکلات را پذیرفتهاند، نه کابینه به انسجام وعدهدادهشده رسیده و نه نارضایتی عمومی کاهش یافته است.
پیشنهاد من به شما اجرای یک «استراتژی دوساله توسعهگرا»ست؛ یعنی چشمپوشی کامل از جلب رضایت مخالفان و تمرکز خشن و بدون تعارف بر سه اولویت ملموس که تغییری محسوس در زندگی مردم ایجاد کند. این استراتژی برگرفته از سه تجربهٔ تاریخی متفاوت است.
۱. الگوی «دولت توسعهگرای اقتدارگرا»
(برگرفته از کره جنوبی، دههٔ ۱۹۶۰–۷۰)
پارک چونهی پس از جنگ ویران کننده، حتی یک دقیقه برای وفاق با مخالفان وقت تلف نکرد. او با اتکا به نخبگان فنی و اقتصادی (نه احزاب سیاسی)، یک «دولت کوچک اما متمرکز» تشکیل داد و اصلاحات ارضی و صنعتیسازی سنگین را با زور اجرا کرد.
پیشنهاد عملی:
• تشکیل هیئت اجرایی پنجنفره از وزرای اقتصادی_نظامی همنظر
• اصلاح بودجه با بندهای اضطراری برای اجرای مستقیم پروژههای نفت، گاز، راهآهن
• جذب سرمایهگذاری خارجی بدون ملاحظات جناحی
هدف: مردم باید آبادانی را ببینند، نه فقط بشنوند.
۲. الگوی «اقتصاد جنگی و بیتوجهی به مخالف»
(برگرفته از دولت چرچیل در جنگ جهانی دوم)
چرچیل در اوج بمباران لندن، به جای نشستن پای میز گفتوگو با مخالفان سیاسی، تمام توان را به «کمیتهٔ تدارکات جنگ» سپرد و مستقیماً از رادیو با مردم حرف میزد. در شرایط ایران که با جنگ نظامی و اقتصادی و تنشهای منطقهای مواجه است، پیشنهاد میکنم:
• تعریف خط قرمز معیشت – اجرای روزانهٔ یک اقدام عملی در حوزهٔ ارز و تورم
• اعلام صریح: «دو سال آینده، زمان بازی سیاسی نیست؛ همراهی کنید یا کنار بایستید.»
این همان کاری است که دوگل هم پس از جنگ انجام داد: بازسازی اعتبار ملی.
۳. الگوی «انزوای رقبا با دستاوردهای بینالمللی»
(برگرفته از چین در دههٔ ۱۹۷۰)
چین به جای ائتلافسازی داخلی، با یک چرخش ناگهانی در سیاست خارجی معادلات داخلی را به نفع خود تغییر داد.
پیشنهاد ملموس:
– تمرکز بر یک توافق بزرگ منطقهای
احیای کامل روابط با کشورهای خلیج فارس و همچنین احیای سند همکاریهای چین و روسیه
حرکت بهسوی اتحادیههای گمرکی و همکاریهای انرژی
این دستاورد، تلاش مخالفین را در داخل بیاثر میکند و اعتماد عمومی را بازمیگرداند.
*دستور کار دو ساله: شش محور عملیاتی*
۱. «اصلاحات ساختاری فوری با اختیارات ویژه»
با استناد به اصل ۱۲۷، یک تیم ویژه اقتصادی تشکیل شود تا اصلاح یارانههای پنهان و اجرای سیاستهای تعدیلی را با سرعت و بدون گرفتار شدن در فرسایش سیاسی پیش ببرد.
۲. «احیای ماهانه سه کارخانه راکد»
هر ماه، رئیسجمهور شخصاً به یک استان برود و برای حل مشکل دستکم یک واحد بزرگ و راکد وارد عمل شود. این اقدام میتواند امید را از سطح شعار به سطح عمل منتقل کند.
۳. «گزارش تصویری از کاهش تورم»
به جای تکیه بر آمارهای انتزاعی، قیمت یک سبد مشخص از کالاهای اساسی بهصورت ماهانه منتشر شود؛ مردم باید نتیجه تصمیمات اقتصادی را در سفره و زندگی روزمره خود احساس کنند.
۴. «تبدیل برنامه ۲۰ بندی معیشت به ۱۰ اقدام فوری»
هر اقدام مشخص به یک وزیر سپرده شود و روند اجرای آن بهصورت مستمر و دقیق پایش شود تا موازیکاری و مسئولیتگریزی از میان برود.
۵. «تشکیل هیئت عالی ثبات بازار»
هیئتی با اختیارات کافی برای مدیریت نقدینگی، تثبیت بازار ارز و تسهیل واردات مواد اولیه تشکیل شود؛ با الگوبرداری از تجربه ستادهای اقتصادی دوران دفاع مقدس.
۶. «پویش ملی گزارشدهی شفاف»
یک سامانه عمومی برای انتشار کارنامه ماهانه وزارتخانهها راهاندازی شود تا عملکرد دستگاهها در معرض قضاوت افکار عمومی قرار گیرد؛ رقابت سالم شکل بگیرد، اعتماد عمومی تقویت شود و دوران پنهانکاری به پایان برسد.
این شش محور، در کنار یکدیگر، یک بسته عملیاتی و منسجم را شکل میدهند؛ بستهای که در آن «اقدام» جای «وفاق» را گرفته است.
در شرایط بحرانی، وفاق نه راهحل است و نه اولویت. ایران امروز بیش از هر چیز به «وفاقزدایی هوشمندانه» نیاز دارد؛ یعنی کنار گذاشتن تعارفات سیاسی، کاهش ملاحظات فرساینده و تمرکز بیوقفه بر اقداماتی که بتواند در کوتاهترین زمان، آثار ملموس خود را در زندگی مردم نشان دهد.
شفاف و صریح به مردم، کابینه و حتی رقبای سیاسی خود بگویید: این مسیر را نه برای پیروزی در انتخابات، بلکه برای نجات «زمان ملی» و جبران فرصتهای از دسترفته انتخاب کردهام.