آقای رئیس سازمان بهینهسازی، گفتهاید طی ۱۰ تا ۱۵ روز آینده دولت درباره یکی از سه طرح بنزینی تصمیم نهایی خواهد گرفت و این بار «مردم را غافلگیر نخواهیم کرد». حتی احتمال متفاوت بودن قیمت بنزین در استانها را نیز مطرح کردهاید.
اما پیش از هر تصمیم جدید، یک سؤال اساسی وجود دارد که نمیتوان از کنار آن عبور کرد: «پس ماجرای بنزین ۸۷ هزار تومانی در کرمان چه بود؟»
در یادداشت نخست درباره «لنگراندازی قیمتی» هشدار داده شد؛ اینکه چگونه میتوان ابتدا عددی بسیار بزرگ مانند ۸۷ هزار تومان را وارد ذهن جامعه کرد و سپس با عقبنشینی به عددی پایینتر(مثلا 20 هزارتومان)، همان رقم جدید را بهعنوان گزینهای قابلقبولتر جا انداخت. در چنین شرایطی، حتی اگر عدد اولیه تکذیب شود، اثر روانی آن از بین نمیرود. بازار و افکار عمومی عدد بزرگ را بهعنوان سقف احتمالات در حافظه خود ثبت میکنند.
https://fesadnews.ir/?p=5181
اما ماجرا به همینجا ختم نشد.
در یادداشت دوم، صریحتر از این سخن گفته شد که اگر چنین تصمیمی بدون هماهنگی، بدون اطلاعرسانی و برخلاف تأکیدات قبلی دولت دنبال شده است، نمیتوان پرونده را با یک کلمه «بیتدبیری» بست. وقتی برای اجرای چنین طرحی جایگاههای سوخت تجهیز میشوند و منابع و نیروی انسانی درگیر میشوند، باید مشخص شود چه کسی تصمیم گرفته، چه کسی مجوز داده، چه کسی اجرا را هماهنگ کرده و هزینه این تصمیم بر عهده چه کسی است.
مطالبه آن یادداشت روشن بود: «عزل، بررسی قضایی ، تعیین مسئولیت و محاکمه».
https://fesadnews.ir/?p=5193
اما اگر اکنون قرار است همه چیز با عنوان «بیتدبیری» فراموش شود و همان مجموعه دوباره درباره سه سناریوی جدید قیمت بنزین تصمیمسازی کند، این سؤال جدیتر میشود که آیا واقعاً از ماجرای کرمان درس گرفته شده است؟
اگر آن طرح اشتباه بود، چرا مسئولیت آن روشن نشد؟
اگر درست بود، چرا متوقف شد؟
و اگر صرفاً یک آزمایش بود، چرا مردم و حتی مسئولان محلی از آن بیخبر بودند؟
اینها پرسشهایی است که قبل از هر تصمیم جدید باید شفاف و صریح به مردم پاسخ داده شود.
اما در کنار این مطالبه، باید یک واقعیت بسیار مهم را نیز با مردم در میان گذاشت. کشور امروز با شرایط عادی اقتصادی مواجه نیست. برای واردات بنزین، حدود «۴ میلیارد دلار» منابع مورد نیاز است؛ تأمین چنین رقمی در شرایط تحریم و محاصره اقتصادی آسان نیست. از سوی دیگر، مسئله فقط تأمین پول نیست؛ «انتقال فیزیکی سوخت» نیز در شرایط فعلی و با توجه به محدودیتها و دشواریهای حملونقل دریایی، خود به یک مسئله جدی تبدیل شده است.
بنابراین اگر دولت به این جمعبندی رسیده است که اصلاح الگوی مصرف بنزین یک ضرورت ملی است، باید شجاعانه همین واقعیت را با مردم در میان بگذارد.
مردم باید بدانند که مسئله فقط «قیمت بنزین» نیست؛ مسئله، «امنیت انرژی کشور» است.
این حرف، بسیار صادقانهتر و مؤثرتر از آن است که ابتدا عدد ۸۷ هزار تومان به جامعه پرتاب شود، سپس تکذیب شود و بعد از آن از مردم خواسته شود به تصمیمات جدید اعتماد کنند.
مردم ایران اهل درک واقعیتهای سخت کشور هستند؛ اما همین مردم با «ابهام» مشکل دارند، نه با «واقعیت».
اما قبل از همه اینها، یک مسئله همچنان روی میز است:
«پرونده بنزین ۸۷ هزار تومانی چرا با عنوان «بیتدبیری» بسته شد؟»
اگر آن اتفاق یک خطای ساده بود، مسئول خطا باید معرفی شود.
اگر تصمیمی آگاهانه بود، باید درباره چرایی آن پاسخ داده شود.
و اگر یک طرح آزمایشی بود، باید روشن شود چه کسی آن را طراحی و اجرا کرد و چه میزان هزینه به کشور تحمیل شد.
نمیتوان از مردم خواست برای نجات منابع ارزی کشور صرفهجویی کنند، اما همزمان درباره تصمیمی که میتوانست اعتماد عمومی و بازار را دچار شوک کند، پاسخ روشنی ارائه نداد.
«شفافیت» مقدمه «همراهی مردم» است.