سجادی پناه 22 مرداد 1405 - 1 هفته پیش زمان تقریبی مطالعه: 2 دقیقه
کپی شد!
0

عزل یا استعفا و یا هر اسم دیگر: قلم یک اصول‌گرا در حمایت از یک مدیر اصلاح‌طلب

در میانه هیاهوی سیاسی بر سر عزل، استعفا یا هر نام دیگری که بر تغییر مدیریت سازمان تأمین اجتماعی گذاشته شود، یک حقیقت نباید در غوغای جناحی گم شود: سرنوشت این سازمان، با معیشت، امنیت اقتصادی و آرامش میلیون‌ها بازنشسته گره خورده است. آنجا که پای حقوق مردم و منافع عمومی در میان است، سیاست‌زدگی و قبیله‌گرایی نه‌تنها راهگشا نیست، بلکه می‌تواند قضاوت کارشناسی را به مسلخ ملاحظات جناحی ببرد. از همین منظر است که قلم یک اصول‌گرای چون من، در دفاع از یک مدیر اصلاح‌طلب، نه تناقضی سیاسی، بلکه نشانه‌ای از تقدم انصاف، تخصص و امنیت ملی بر مرزبندی‌های جناحی است.

چرا ناظران منصف از عملکرد عملیاتی دفاع می‌کنند؟

مدیریت در لبه تیغ:
اداره سازمانی با بیش از ۴ میلیون مستمری‌بگیر و ده‌ها میلیون ذی‌نفع، اداره یک دستگاه اداری معمولی نیست. مدیری که چهار هفته شبانه‌روز می‌جنگد تا حقوق پایان ماه این جمعیت عظیم بدون تأخیر پرداخت شود، عملاً در حال مدیریت یک «بحران ملی» در خط مقدم است.

تجهیز منابع در انباشت ناترازی:

در شرایطی که صندوق‌های بازنشستگی تحت فشار شدید مالی قرار دارند، حفظ انضباط پرداختی و جلوگیری از گسست‌های اجتماعی، نیازمند جسارت کارشناسی و توان چانه‌زنی بالا با بدنه اجرایی کشور بوده است.

صورت‌مسئله واقعی: ساختار بیمار، نه مدیر اجرایی

ریشه مصائب تأمین اجتماعی، رفت‌وآمد مدیران نیست؛ بلکه بیماری ساختاری عمیقی است که دهه‌ها بر این نهاد سایه افکنده است:

تعهدهای بی‌پشتوانه:

تصمیمات و مصوبات تکلیفی دولت‌ها و مجلس‌ها در طول زمان، بدهی‌های سنگینی را به سازمان تحمیلی کرده که عملکرد صندوق را به مرز ورشکستگی کشانده است.

تلف شدن توان توسعه در اطفای حریق:

وقتی تمام انرژی مدیریت صرف تامین ریال به ریالِ منابع پرداختی ماهانه می‌شود، عملاً هیچ فرصت و رمقی برای اصلاحات پارامتریک، سرمایه‌گذاری‌های مولد بلندمدت و توسعه زیرساختی باقی نمی‌ماند.

فقدان استقلال نهادی:

تبدیل شدن صندوق بیمه‌شدگان به حساب تنخواه دولت‌ها، استقلال مالی و تصمیم‌گیری آن را به شدت خدشه‌دار کرده است.

هشدار به تصمیم‌گیران و نهادهای عالی

سازمان تأمین اجتماعی یک اداره در کنار هزاران دستگاه اداری دیگر این کشور نیست؛ این سازمان سنگر خط مقدم امنیت اجتماعی و پایدار کشور است. اگر روزی این نهاد بر اثر فشارهای مالی نتواند به تعهدات خود عمل کند، هزینه آن نه با عزل و نصب‌های اداری، بلکه با تبعات عمیق اجتماعی در سطح خیابان‌ها پرداخت خواهد شد.

وقت آن رسیده که حاکمیت، فارغ از اسم‌ها و گرایش‌های سیاسی، استقلال ساختاری تأمین اجتماعی را به رسمیت بشناسد، بدهی‌های تاریخی خود را بازپرداخت کند و به جای تعویض پیاپی مدیران، ریشه مشکلات را در اصلاح قوانین و حمایت از ثبات مدیریتی درمان کند.

نویسنده
MAJID SAJADI
مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *