سجادی پناه 17 مرداد 1405 - 2 هفته پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

پرده‌برداری از یک ترور خاموش؛ وقتی «چشم‌های فراطیفی» معادله ترور شهید رئیسی را به‌هم می‌زنند

روایت رسمی ستادکل نیروهای مسلح درباره «سانحه هوایی ناشی از شرایط جوی» در ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳، شاید برای برخی قانع‌کننده باشد؛ اما در عصر ماهواره‌های مجهز به فناوری‌های «چشم‌های فراطیفی» و هوش مصنوعی، این روایت لزوماً نمی‌تواند به همه ابهام‌های موجود درباره آن حادثه پاسخ دهد.

۱۴۰۳، اینجانب در «بولتن‌نیوز» برای نخستین‌بار در قالب یک یادداشت، احتمال نقش موساد در این حادثه را مطرح کردم و به تهدید «دیوید بارنیه»، رئیس وقت موساد، اشاره کردم؛ تهدیدی که هفت ماه پیش از این حادثه مطرح شده بود: «این‌بار سران نظام جمهوری اسلامی هدف ترور خواهند بود.» با این حال، گزارش رسمی ستادکل نیروهای مسلح این هشدار و فرضیه را تأیید نکرد.

اما امروز ، با آشکارشدن قابلیت‌های فناوری‌هایی که تا همین اواخر برای افکار عمومی کمتر شناخته‌شده بودند، ضرورت بازخوانی آن واقعه بیش از گذشته احساس می‌شود.

فن آوری «چشم‌های فراطیفی» صرفاً ابزارهای تصویربرداری نیستند؛ بلکه می‌توانند به‌عنوان سامانه‌هایی پیشرفته برای شناسایی ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی اهداف عمل کنند. این سامانه‌ها با ثبت همزمان هزاران باند نوری، برای هر هدف «امضای طیفی» یا اثرانگشت نوری منحصربه‌فردی استخراج می‌کنند؛ الگویی که نحوه جذب و بازتاب نور توسط آن هدف را نشان می‌دهد. هنگامی که این داده‌های دقیق با الگوریتم‌های هوش مصنوعی ترکیب شوند، شناسایی و ردیابی یک سوژه در شرایط دشوار محیطی، از جمله مه غلیظ ورزقان، و حتی از فاصله‌های بسیار دور، از نظر فنی قابل تصور خواهد بود.

بازخوانی آن واقعه با توجه به ظهور این فناوری نوین، فرضیه دیگری را نیز پیش روی ما قرار می‌دهد: ماهواره‌های متخاصم در محدوده سد خداآفرین توانسته بودند بالگرد بل ۲۱۲ با شماره دم ۶–۹۲۰۷ را بر اساس الگوهای حرارتی، ویژگی‌های موتور و دیگر نشانه‌های قابل شناسایی، از میان پرنده‌های همراه تفکیک و ردیابی نمایند.

در ادامه این سناریو، به‌جای شلیک مستقیم به هلی کوپتر یا ایجاد اختلالی آشکار، از نوعی «فریب خاموش» استفاده شده است؛ به این معنا که با جعل یا دستکاری مختصات GPS و تغییر در اطلاعات موقعیتی، سامانه ناوبری بالگرد دچار خطا شود، بی‌آنکه لزوماً وضعیت اضطراری آشکاری برای خلبان ایجاد کند یا او بتواند منشأ این اختلال را تشخیص داده و آن را اعلام نماید.

گزارش‌های رسمی نیز بر این نکته تأکید دارند که خلبان هیچ وضعیت اضطراری اعلام نکرده و هیچ نقص یا اختلالی در سامانه‌های ارتباطی نیز گزارش نشده است. دقیقاً در همین نقطه است که فرضیه «فریب اطلاعاتی» در برابر فرضیه «اختلال فیزیکی» مطرح می‌شود.

چگونه ممکن است خلبانی با ۲۴ سال سابقه پرواز با عالی‌ترین مقامات کشور، در مسیری که بارها پیموده شده است، ناگهان پرنده حامل رئیس‌جمهور را گم کند و در عین حال هیچ تماس اضطراری برقرار نشود؟

بر این اساس آنچه در ورزقان رخ داد، صرفاً یک سانحه هوایی نبوده، بلکه بخشی از یک نبرد نامتقارن و حتی آزمایش عملی فناوری‌های پیشرفته شناسایی و فریب بوده است؛ فناوری‌هایی که نشان می‌دهند مرزهای امنیت کشورها بار دیگر در حال بازتعریف است.

نادیده‌گرفتن این تحول فناورانه و احتمال استفاده خصمانه از آن، می‌تواند به معنای بازی‌کردن در زمینی باشد که قواعد آن را دشمن تعیین می‌کند.

نویسنده
MAJID SAJADI
مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *