وقتی «باشگاه ۸۰ سالهها» به هشدار جهانی تبدیل میشود
خبر اخیر رسانههای آمریکایی مبنی بر پیوستن دونالد ترامپ ۸۰ ساله به جو بایدن ۸۳ ساله در «باشگاه روسای جمهور ۸۰ ساله» کاخ سفید، بار دیگر زنگ خطر را در مورد چالشهای پیری در سطوح عالی رهبری و مدیریتی به صدا درآورده است. آنچه در آمریکا به موضوعی داغ و جنجالی تبدیل شده – بررسی سلامت جسمی و شناختی مسنترین رئیسجمهور تاریخ این کشور – فرصتی است برای نگاهی عمیقتر به وضعیت مشابه، اما پنهانتر، در نظام مدیریتی ایران.
آیا مدیران ارشد ایرانی نیز از «آسیب خاموش پیری» مصون هستند؟ آیا سازمانها و نهادهای ما برای مواجهه با کاهش طبیعی تواناییهای شناختی و جسمانی مدیران مسن خود برنامهای دارند؟ تجربه کشورها نشان میدهد که نادیده گرفتن این واقعیت زیستی، هزینههای سنگین راهبردی به همراه دارد.
چرا سن بالا، به ویژه بالای ۷۵ سال، یک متغیر مدیریتی انکارناپذیر است؟
از دیدگاه پزشکی سالمندی، سه دسته تغییرات وابسته به سن که مستقیماً بر عملکرد مدیریتی تأثیر میگذارند عبارتند از:
کاهش سرعت پردازش شناختی:
توانایی تصمیمگیری سریع، واکنش به بحرانها و پردازش همزمان اطلاعات پیچیده – که هسته اصلی مدیریت ارشد است – از دهه هفتم عمر به بعد به طور میانگین کاهش مییابد. این کاهش تدریجی و اغلب برای خود فرد قابل تشخیص نیست.
افزایش آسیبپذیری جسمی و خستگی:
مشکلاتی مانند تورم پاها (ادم)، کبودی آسان (به دلیل نازک شدن پوست و رگها)، نیاز به استراحت بیشتر و اختلالات خواب – که در گزارشهای مربوط به ترامپ نیز اشاره شده – ظرفیت تحمل ساعات کاری طولانی و سفرهای فشرده را محدود میکند.
خطر زوال عقل و اختلالات خفیف شناختی:
خطر بیماریهایی مانند آلزایمر و پارکینسون پس از ۷۵ سالگی به شدت افزایش مییابد. مهمتر از آن، مرحله «اختلال خفیف شناختی» (MCI) است که با فراموشیهای روزمره، کاهش قضاوت و انعطافپذیری ذهنی همراه بوده اما از طریق آزمایشهای تخصصی قابل تشخیص است. بدون معاینات دورهای استاندارد، این وضعیت بدون علامت باقی میماند.
نکته کلیدی: در آمریکا، حتی با وجود شفافیت نسبی و بحثهای رسانهای، فشار برای کنارهگیری بایدن و نظرسنجیهای نگرانکننده درباره ترامپ نشان میدهد که دموکراسیها هنوز راه درازی برای مدیریت این مسئله دارند. در سیستمهای با شفافیت کمتر، این خطر چند برابر است.
وضعیت ایران: یک «تابوی مدیریتی» پنهان
در ساختار مدیریتی ایران، هم در بخش دولتی (از وزارتخانهها تا نهادهای رهبری و استانداریها) و هم در بخش خصوصی بزرگ، پدیده «مدیران مسن باقیمانده» با سه مشکل ساختاری روبروست:
نبود سن بازنشستگی اجباری کارآمد:
قوانین موجود اغلب با استثناها و تبصرههای خاص قابل دور زدن هستند. مدیرانی که دهه هفتم و هشتم زندگی خود را سپری میکنند، بدون ارزیابی دورهای سلامت شناختی، همچنان در رأس تصمیمگیریهای ملی قرار دارند.
فقدان ارزیابی استاندارد سالانه سلامت شناختی:
در حالی که در بسیاری از کشورها، خلبانان، قضات عالیرتبه و فرماندهان نظامی ملزم به گذراندن تستهای شناختی سالانه هستند، در نظام مدیریتی ایران چنین الزامی برای مدیران ارشد وجود ندارد. یک معاینه فیزیکی ساده هرگز نمیتواند جایگزین تستهای اختصاصی شود.
تابوی «ضعف» و «جوانگرایی»:
فرهنگ سازمانی غالب، گفتگو از کاهش تواناییهای ناشی از سن را توهین یا تضعیف جایگاه مدیر تلقی میکند. در نتیجه، هیچ بازخورد یا سازوکاری برای «خروج شرافتمندانه» در زمان مناسب تعریف نشده است.
لزوم تجدید نظر فوری در میان مدیران ایرانی: سه پیشنهاد راهبردی
باید هشدار داد: مدیریت ارشد کشور، یک «قدرت واگذارشده از سوی مردم و نظام» است، نه «حق مادامالعمر» یک فرد. ادامه وضع موجود، کشور را در معرض ریسک «تصمیمات ناقص» و «بحران ناگهانی جایگزینی» قرار میدهد.
پیشنهادهای عینی برای تحول فوری:
۱. تصویب و اجرای «حداکثر سن مدیریت مؤثر» (۷۵ سال تمام)
برای پستهای حساس و راهبردی (اعضای کابینه، استانداران، فرماندهان نظامی و انتظامی، رؤسای بانکها و شرکتهای بزرگ دولتی)، سن ۷۵ سال تمام به عنوان حداکثر سن خدمت مؤثر تعیین شود. پس از این سن، فرد میتواند در نقش مشورتی یا افتخاری بدون قدرت تصمیمگیری اجرایی فعالیت کند.
این قاعده شامل حال هیچکس نمیشود و تخطی از آن نیازمند تأیید شورایی متشکل از متخصصان پزشکی و حقوقی است (نه فقط حکم سیاسی).
۲. الزام به «ارزیابی سالانه سلامت شناختی» برای همه مدیران بالای ۷۰ سال
تدوین پروتکل ملی ارزیابی سلامت شناختی مدیران (با استفاده از تستهای بینالمللی معتبر و تطبیقیافته فرهنگی مانند تست مونترال ).
این ارزیابیها باید توسط تیم پزشکی مستقل و محرمانه انجام شده و نتیجه آن فقط در قالب «تناسب شغلی» (قابل قبول / نیاز به بازآموزی / نامناسب) به کمیته انتصابات اعلام شود، نه افشای جزئیات پزشکی.
در صورت دو بار متوالی «نامناسب»، مدیر به صورت افتخاری بازنشسته میشود.
۳. طراحی نظام «گذار مدیران مسن» با حفظ سرمایه تجربه
بسیاری از مدیران مسن، سرمایهای از دانش نهادی و تجربه تاریخی هستند که نباید از دست برود. به جای کنار گذاشتن ناگهانی، باید نظام «مربیگری و مشاوره عالیرتبه» طراحی شود.
این افراد میتوانند با عنوان «مشاور ارشد» و با ساعات کاری کاهشیافته (مثلاً ۳ روز در هفته) به انتقال تجربه به نسل جوان بپردازند، بدون اینکه کماکان فرمان را در دست داشته باشند.
از «تابوی سن» تا «ضرورت ملی»
خبر پیوستن ترامپ به باشگاه ۸۰ سالههای کاخ سفید، یک «سیگنال هشدار» برای همه کشورهاست. اما در ایران که فاقد شفافیت رسانهای و سازوکارهای نهادی برای بررسی این موضوع هستیم، خطر «تصمیمهای فروپاشیشونده» بسیار بیشتر است.
لحظه تجدیدنظر، امروز است؛ نه هنگام بروز یک بحران مدیریتی یا خطای راهبردی جبرانناپذیر. نظام جمهوری اسلامی ایران برای تداوم کارآمدی خود، باید شجاعت این را داشته باشد که آییننامههای اداری و انتصابات خود را بر اساس حقایق انکارناپذیر سالمندی بازبینی کند. هیچ مدیری، هر قدر هم که سابقه درخشان داشته باشد، از قوانین زیستشناسی فراتر نیست.
توصیه برادرانه:
از خبرنگاران و فعالان حوزه حکمرانی میخواهیم که این پرسش را به طور جدی در دستور کار خود قرار دهند:
«آخرین باری که مدیران بالای ۷۵ سال کشور تست حافظه و تصمیمگیری دادند، کی بوده است؟» پاسخ به این سؤال، پرده از یک واقعیت مهم برخواهد داشت.