موضوع: تبدیل توافق امنیتی عربستان–پاکستان به یک پیمان سهجانبه ثبات (ایران–پاکستان–عربستان)
۱. لحظهای که تاریخ از ما عبور نمیکند، اگر ما از آن عبور کنیم
جناب پزشکیان; سفر شما به اسلامآباد، صرفاً یک دیدار دیپلماتیک نیست؛ ورود به صحنهای است که پس از دو جنگ سال۱۴۰۵، هندسه امنیتی منطقه را در حالت «تعلیق» نگه داشته است.
در چنین لحظههایی، کشورها یا معمار نظم جدید میشوند یا مصرفکننده نظمی که دیگران میسازند.
پیشنهاد این یادداشت، بر این فرض استوار است که:
اگر ایران، پاکستان و عربستان در یک چارچوب مشترک امنیتی قرار گیرند، خلیج فارس برای نخستینبار پس از ۷۰ سال میتواند بدون چتر قدرتهای فرامنطقهای نفس بکشد.
۲. بستر تاریخی: جنگهای ۱۴۰۵ و شکاف عمیقی که در نظم قدیم افتاد
این دو جنگ، صرفاً یک درگیری محدود نبود؛ لحظهای بود که نشان داد نظم امنیتی مبتنی بر بازدارندگی آمریکایی، فرو ریخته است.
سه واقعیت کلیدی این فروپاشی را آشکار کرد:
جنگ محدود، اما با هزینههای نامحدود:
زیرساختهای انرژی و مسیرهای دریایی نشان دادند که حتی یک جنگ کوتاه، میتواند اقتصاد منطقه و جهان را فلج کند.
– بیطرفی پرهزینه عربستان و پاکستان:
هر دو کشور فهمیدند که «بیطرفی» در جنگهای آینده، نه ممکن است و نه امن.
– توافق دفاعی ریاض–اسلامآباد:
این توافق، نخستین اعتراف رسمی عربستان بود به اینکه «چتر امنیتی آمریکا دیگر کافی نیست».
در چنین فضایی، ایران نه یک تهدید، بلکه یک متغیر اجتنابناپذیر امنیت منطقهای است.
۳. فرصت طلایی: چرا اکنون زمانِ این پیشنهاد است؟
در منطق ژئوپلیتیک حاضر، «فرصت» زمانی شکل میگیرد که ترس مشترک، منافع مشترک بسازد.
امروز دقیقاً در چنین نقطهای ایستادهایم:
ترس مشترک از تکرار جنگ، عربستان را به سمت یک چارچوب امنیتی واقعی سوق میدهد.
پاکستان میخواهد از یک بازیگر حاشیهای به ستون امنیت منطقه تبدیل شود.
عربستان بهدنبال خروج آبرومندانه از وابستگی امنیتی به آمریکاست.
ایران میتواند از «موضوع امنیت» به «تولیدکننده امنیت» تبدیل شود.
پیوستگی ژئوپلیتیکی سه کشور، این طرح را از هر ابتکار گستردهتر و مبهمتر، واقعبینانهتر میکند.
این همان لحظهای است که تاریخ، پنجرهای کوچک اما تعیینکننده باز کرده است.
۴. موانع: هر معماری بزرگ، سایههای بزرگ هم دارد
در سبک نویسنده، تحلیل بدون دیدن «نیروهای مزاحم» ناقص است.
موانع اصلی عبارتاند از:
بیاعتمادی عمیق تهران–ریاض
رقابت هویتی و مذهبی
خط قرمز آمریکا و اسرائیل
وابستگی ساختاری ارتش سعودی به تسلیحات غربی
اما نکته کلیدی این است:
این موانع، دلیل رد طرح نیستند؛ دلیل طراحی یک مسیر پلکانیاند.
۵. راهبرد پیشنهادی: از «پیمان نظامی» به «پیمان ثبات»
گام اول: پیمان ثبات خلیج فارس و شبهقاره (قابل اعلام فوری)
پیمان عدم تعرض سهجانبه
شورای امنیت مشترک و خط تلفن قرمز
گشتهای دریایی مشترک
کمیته حل اختلاف با محوریت پاکستان
این گام، ریسک را کاهش میدهد و اعتماد را تولید میکند.
گام دوم: تعمیق همکاری دفاعی (۲ تا ۳ سال)
صندوق مشترک فناوری دفاعی
تبادل افسران و دکترین مشترک
رزمایش سالانه «امنیت خلیج فارس»
کاهش تدریجی وابستگی عربستان به آمریکا
این گام، ساختار همکاری را نهادینه میکند.
گام سوم: پیمان دفاع جمعی (۵ ساله)
تنها زمانی که دو گام قبلی موفق باشند،
ماده ۵ دفاع مشترک معنا پیدا میکند.
۶. نقش پاکستان: ستون میانی این معماری
پاکستان در این طرح، نه یک شریک، بلکه یک «ضامن» است:
تنها کشوری که میتواند میان تهران و ریاض پل بزند
میزبان طبیعی دبیرخانه
تعدیلکننده نگرانیهای عربستان
بازیگری که از این پیمان، «وزن ژئوپلیتیکی» میگیرد
پیشنهاد برای بیانیه مشترک تهران–اسلامآباد
اعلام تشکیل «کمیته عالی سهجانبه صلح و ثبات منطقهای»
با مأموریت تدوین متن پیمان طی ۶ ماه.
۷. تبدیل زخم جنگ به معماری ثبات
در منطق نویسنده، بحرانها دو چهره دارند:
چهرهای که میترساند، و چهرهای که میسازد.
جنگ های ۱۴۰۵، هر دو چهره را به ما نشان دادند.
پیشنهاد این یادداشت، تلاش برای آن است که چهره سازنده جنگ را به یک معماری پایدار امنیتی تبدیل کنیم.
اگر این مسیر با دقت و تدریج طی شود:
ایران از «تهدید» به شریک ضروری امنیت تبدیل میشود
عربستان از «وابستگی» به «مشارکت» میرسد
پاکستان از «میانجی» به معمار امنیت منطقه ارتقا مییابد
و خلیج فارس، برای نخستینبار، امنیت درونزا را تجربه میکند.
.