واکاوی اهداف پنهان در پسِ مذاکرات اسلامآباد
۱- توالی طراحیشده در میدان و دیپلماسی
تحولات ماههای اخیر در تقابل ایران و ایالات متحده را نمیتوان صرفاً زنجیرهای از واکنشهای تصادفی دانست. شواهد میدانی حاکی از پیادهسازی یک راهبرد چهارمرحلهای با توالی مشخص است که در اتاق جنگ مشترک آمریکا و اسراییل طراحی شده بود؛ راهبردی که دو گام نخست آن با آهن و آتش برداشته شد و دو گام پایانی اکنون پشت میز مذاکره و در بستر اقتصاد در حال اجراست.
۲. کالبدشکافی اهداف چهارگانه (مرور میدانی)
هدف اول: حذف فیزیکی رأس هرم فرماندهی (اجرا شده)
حملات متمرکز و نقطهزن اسفند ۱۴۰۴ نشان داد که هدف اول، فلج کردن مغز متفکر محور مقاومت و ایجاد خلأ در فرماندهی کلان بوده است. این فاز با اتکا به برتری اطلاعاتی و موشکی دشمن محقق شد.
هدف دوم: نابودی توان سخت و عمق استراتژیک (اجرا شده)
در ادامه، زیرساختهای موشکی، تأسیسات هستهای و دژهای منطقهای ایران هدف قرار گرفتند. با اجرای این فاز، اهرم بازدارندگی ایران در منطقه تضعیف گردید.
هدف سوم: فشار اقتصادی ۲۷۰ میلیارد دلاری خسارت جنگ تحمیلی (در حال اجرا)
اکنون و در میانه مذاکرات، عدد ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت جنگ دیگر صرفاً یک آمار مالی نیست؛ این عدد یک ابزار سیاسی است. ۶۰ روز زمان خواستهشده در توافق چارچوبی پاکستان، دقیقاً مدت زمانی است که آثار تخریبی این شکاف بودجهای خود را در سفره مردم و بازار نشان میدهد. هدف، فلج کردن حاکمیت از درون است.
هدف چهارم: شورش و و براندازی (هدف نهایی)
وقتی مردم برای سفرهای خالی و درماندگی بازار به خیابان بیایند، فاز چهارم خودبهخود فعال میشود. این فاز نیازی به سرباز خارجی ندارد؛ محرک آن تورم و گرسنگی است.
مذاکرات ۶۰ روزه، فرصتی برای تخمیر نارضایتی و مهندسی اعتراضات داخلی است تا بدون شلیک یک گلوله، براندازی نرم تکمیل گردد.
۳. تله تاکتیکی ۶۰ روزه در پاکستان
تحلیلگران باید میان مهلت مذاکره و مهلت بقای سیاسی تمایز قائل شوند. پذیرش ۳۰ تا ۶۰ روز توقف برای توافق نهایی، در شرایطی که زیرساختهای اقتصادی پیشتر آسیب جدی دیده اند، به معنای تنفس مصنوعی برای بهبودی نیست؛ به معنای زمانبندی برای ضربه آخر است.
دشمن ما به خوبی میداند که تا ۶۰ روز آینده، بحران نقدینگی و گرانی به نقطه جوش خواهد رسید و آنگاه هر توافقی ــ ولو ننگین ــ برای بقای ساختار سیاسی یک غنیمت جلوه خواهد کرد.
۴. توافق یا اجرای نقشه راه؟
آنچه در اسلامآباد میگذرد، مذاکره برای صلح نیست؛ مدیریت گذار از جنگ سخت به جنگ نرم است. طرف مقابل با دو گلوله (ترور و تخریب) تفنگ را زمین گذاشته و حالا با تیغ اقتصاد و مذاکره، منتظر خونریزی خودجوش از پیکر جامعه است.
غفلت از این توالی طراحیشده، به معنای ورود ناخواسته به فاز چهارم سناریوی دشمن است.