در روزهای گذشته روایت جذابی در برخی رسانهها دست به دست شد مبنی بر این که سازمان سیا با فناوری کوانتومی «Ghost Murmur» توانسته ضربان قلب خلبان خود را پس از سقوط در دل خاک ایران از مسافت 64 کیلومتری پیدا کند. اما این گزارش بیش از آنکه یک دستاورد علمی باشد، به یک محصول هوشمندانه در کارگاه جنگ روانی شبیه است.
فیزیک پایه میگوید میدان مغناطیسی قلب انسان در فاصله 64 کیلومتری، آنقدر ضعیف است که حتی پیشرفتهترین حسگرهای کوانتومی هم قادر به جداسازی آن از نویز زمین، جو و تجهیزات نیست. هیچ الگوریتم هوش مصنوعی نمیتواند «سیگنالی» را که از نظر فیزیکی وجود ندارد، تشخیص دهد.
پس چرا چنین روایتی ساخته میشود؟ محتملترین پاسخ، «داستانسرایی اطلاعاتی» است؛ همان تکنیک کلاسیکی که با بستهبندی یک دروغ در لباس علمِ رمزآلود، اهداف متعددی را دنبال میکند:
۱. پنهانسازی روش بسیار ساده ولی واقعی بازیابی خلبان (مثلاً یک منبع انسانی در صحنه سقوط)
۲. القای حس برتری فناورانه و بازدارندگی روانی
۳. سرپوش گذاشتن بر ناکامی اطلاعاتی در شناسایی موقعیت خلبان با روشهای متعارف
نتیجه آنکه ما با یک «معجزه کوانتومی» مواجه نیستیم؛ بلکه با یک عملیات فریب حرفهای روبهایم که در آن، داستان از علم قویتر جلوه میکند، اما حقیقت زمینیتر از آن چیزی است که روایت میشود.