اگر توافقی میان تهران و واشنگتن، درست مقارن با هشتادمین تولد ترامپ و جشن ۲۵۰ سالگی استقلال ایالات متحده رقم بخورد، وزن سیاسی و تبلیغاتی آن برای کاخ سفید بسیار فراتر از یک معاهدهی دیپلماتیکِ صرف خواهد بود. این رویداد، نه یک تفاهمنامهی روی کاغذ، که به کانون یک کلانپروژهی سیاسی-رسانهای در سپهر داخلی آمریکا بدل خواهد شد.
سال ۲۰۲۶ برای آمریکا سالی نمادین و تاریخی است؛ سالی که این کشور خود را مهیای برگزاری جشن ۲۵۰ سالگی استقلال میکند تا در پسِ آن، روایتی نو از هژمونی، هویت و جایگاه جهانی خود به افکار عمومی پمپاژ کند.
در چنین اتمسفری، کاخ سفید تشنهی آن است که دستاوردهای خود را در قامت یک «روایت ملی» بازتولید کند و بیتردید، توافق احتمالی با ایران میتواند شاهبیت این استراتژی باشد.
از زاویهی دید ترامپ، چنین توافقی دستکم سه کارکرد راهبردی و همزمان خواهد داشت:
نخست؛ تثبیت نمادین «اقتدار آمریکایی»:
روایتی که به افکار عمومی القا میکند فشارهای همهجانبهی واشنگتن، سرانجام تهران را به میز مصالحه و تسلیم کشانده است.
دوم؛ تصویرسازی از یک «ناجی مقتدر»:
ترامپ این فرصت طلایی را مییابد تا خود را رئیسجمهوری معرفی کند که بدون ورود به باتلاق یک جنگ پرهزینه، یکی از پیچیدهترین بحرانهای سیاست خارجی کشورش را مهار کرده است.
سوم؛ ثبت در «حافظه تاریخی»:
این توافق میتواند در کنار رژهها، مراسم ملی و ویژهبرنامههای “Freedom 250″، به عنوان نگین درخشانِ کارنامهی «آمریکای ۲۵۰ ساله» در افکار عمومی حک شود.
برای ساکن کاخ سفید، این توافق صرفاً یک مصالحه نیست، بلکه سکوی پرتابی برای تثبیت همان برند سیاسی است که سالها برای خلق آن دستوپا زده است. تلاقی این رویداد با ورود ترامپ به دههی نهم زندگیاش (هشتاد سالگی)، به ماشین تبلیغاتی کاخ سفید این امکان را میدهد تا توافق را نه دستاورد سیستم، که محصول نبوغ و اقتدار شخصِ رئیسجمهور جا بزند.
در این چارچوب، توافق دیگر صرفاً متعلق به دولت آمریکا نیست، بلکه به بخشی جداییناپذیر از «برند ترامپ» تبدیل میشود.
در واقع، اگر این توافق در چنین بازهی زمانیِ طلایی اعلام شود، کاخ سفید با یک تیر سه نشان زده و سه کلانروایت را به یکدیگر گره خواهد زد: تولد هشتاد سالگی ترامپ، جشن ۲۵۰ سالگی آمریکا و پایان یکی از فرسایشیترین منازعات دیپلماتیک واشنگتن. این ترکیب، از منظر رسانهای یک فرصت استثنایی و بیتکرار برای ساختن تصویری اسطورهای از رئیسجمهور آمریکا خواهد بود.
با این همه، تاریخ سیاست خارجی ایالات متحده گواه یک واقعیت تلخ است: «اعلام پیروزی همواره آسانتر از اثبات آن است». چهبسا توافقی که امروز در هیاهوی بزمهای ملی و تولدهای شخصی به عنوان یک «فتحالفتوح تاریخی» بزک میشود، سالها بعد در دادگاه آیندگان با ترازوی دیگری وزن شود. اما در کوتاهمدت، هیچ سوژهای به اندازه یک توافق با ایران نمیتواند اشتهای سیریناپذیر کاخ سفید را برای خلق یک پیروزی بزرگ، آن هم در میانهی کیک تولد ترامپ و آمریکا، ارضا کند.
بیچاره کودکان میناب؛ قربانیان خاموش این جنگ و جنایات آمریکا