جمهوری اسلامی پس از عبور از یک دوره فشار نظامی، اقتصادی و سیاسی، در حال حرکت از “دکترین صبر راهبردی” به سمت “دکترین بازدارندگی فعال” است. اما تعبیر “دکترین تهاجمی” شاید اندکی اغراقآمیز باشد.
چند نکته مهم در این تحلیل وجود دارد:
۱. از بقا تا اعتماد به نفس راهبردی
سالها یکی از فرضهای رایج در غرب این بود که فشار حداکثری، تحریم، عملیات امنیتی و حملات نظامی میتواند ساختار سیاسی ایران را دچار فروپاشی کند. اما تداوم ثبات سیاسی و امنیتی کشور باعث شده بخشی از نخبگان ایرانی به این جمعبندی برسند که مرحله “نگرانی از بقا” تا حد زیادی پشت سر گذاشته شده است.
در چنین شرایطی، بازیگر از موضع دفاع صرف خارج میشود و به دنبال تحمیل هزینه به طرف مقابل میرود.
۲. بازدارندگی جدید ایران
پیام اصلی تهران را میتوان اینگونه خلاصه کرد:
“هر حمله به شبکه متحدان ایران، ممکن است بهعنوان حمله به منافع مستقیم ایران تلقی شود.”
این همان چیزی است که در ادبیات امنیتی “بازدارندگی توسعهیافته” نامیده میشود؛ یعنی کشور فقط از مرزهای خود دفاع نمیکند، بلکه برای حفاظت از حوزه نفوذ و متحدانش نیز هزینه تحمیل میکند.
۳. مذاکره از موضع قدرت
نکته جالب متن آن است که اقدام نظامی را در تضاد با دیپلماسی نمیبیند.
منطق جدید میتواند چنین باشد:
مذاکره ادامه دارد.
اما همزمان قدرت نظامی نیز نمایش داده میشود.
هدف، افزایش قدرت چانهزنی است.
این همان الگویی است که بسیاری از قدرتهای منطقهای و جهانی به کار میگیرند؛ یعنی “دیپلماسی همراه با قدرت”.
۴. آیا ایران وارد دکترین تهاجمی شده است؟
هنوز نه.
دکترین تهاجمی به معنای آغازگر بودن جنگ و تلاش برای تغییر موازنه از طریق حمله پیشدستانه است.
آنچه امروز مشاهده میشود بیشتر به:
“بازدارندگی فعال”
“پاسخ متقابل”
“تحمیل هزینه”
“مدیریت تنش کنترلشده”
شباهت دارد تا یک دکترین کاملاً تهاجمی.
۵. مهمترین پیام راهبردی
هسته اصلی این تحلیل را میتوان در یک جمله خلاصه کرد:
ایران میخواهد به بازیگران منطقه و آمریکا نشان دهد که دوران تهدید بدون هزینه پایان یافته است؛ تهران قصد دارد همزمان که پای میز مذاکره مینشیند، خطوط قرمز امنیتی خود را نیز با ابزار قدرت اعمال کند.