پردۀ بازی: تخته شطرنجی به رنگ آبهای نیلگون خلیج فارس، با مربعهای مواج. در مرکز تخته، کلیدیترین خانۀ جهان: “تنگهٔ هرمز” – شاهرگ طلایی انرژی. دو سوی میز، دو بازیکن نشستهاند: در سمت سفید، “آمریکا” با کت و شلواری گرانقیمت اما چهرهای خسته؛ در سمت سیاه، “ایران” با چفیهای بر گردن و چشمانی گودافتاده از تحریم، اما نگاهش هنوز تیز و نافذ است.
مهرههای آمریکا (سفید)
– *شاه:* شخص “دونالد ترامپ” – مهرهای متکبر، کمتحرک اما محافظتشده با دیواری از تکنولوژی و سلاح های مدرن. هر تهدیدی به او، ضربان بازی را بالا میبرد.
– *وزیر:* “ناوگان پنجم نیروی دریایی” – قدرتمندترین مهره با تحرک بینهایت در آبهای آزاد؛ ناوهای هواپیمابر و ناوشکنها که تمام عرض تخته را تهدید میکنند.
– *رخ :* دو قلعۀ اقتصادی-نظامی: یکی “محاصره دریایی” (قفلکنندۀ مسیر مستقیم فروش نفت) و دیگری “پایگاههای نظامی منطقه” (از بحرین تا قطر) که به مثابۀ رخ، خطوط مستقیم تدارکاتی را میبندند.
– *اسب:* “تحریم تسلیحاتی و حملات سایبری” – پرشهای پیشبینیناپذیر، چون هوش مصنوعی یا هدفگرفتن رهبری شهید و فرماندهان، که از فراز موانع دفاعی عبور میکنند.
– *فیل:* “ائتلافهای دیپلماتیک و رسانههای جهانی” – حرکت قطری روی خانههای همرنگ سیاست و افکار عمومی، همراهسازی اسرائیل و کشورهای خلیج برای منزوی کردن ایران.
– *سربازان پیاده:* “متحدان محلی” (ائتلاف سنتی آمریکا، برخی کشورهای عربی) که خانههای کوچک تنگه را اشغال کردهاند؛ کند اما متعدد.
مهرههای ایران (سیاه)
– *شاه:* “بقای حاکمیت و ثبات ملی” – آرام و محتاط، در عمق سنگرهای داخلی حضوری فعال دارد. اگر مکان آن افشا شود ، بازی تمام است.
– *وزیر:* ” قرارگاه خاتم الانبیا و سپاه قدس ” – غیرمتقارن، پرتحرک و ضربهزننده از راه دور؛ «فاتح ۱۱۰»ها و «شهابها» چون وزیری که میتواند هر خانهای را در شعاع ۲۰۰۰ کیلومتری هدف بگیرد.
– *رخ:* یکی “خود تنگۀ هرمز” (مینریزی، قایقهای تندرو، کنترل گلوگاه) و دیگری “شبکهٔ نیروهای نیابتی” در یمن و سوریه (انصارالله و حشدالشعبی) که مثل قلعههایی مستحکم در گوشههای تخته جا خوش کردهاند.
– *اسب:* “جنگ پهپادی و سایبری تهاجمی” – کوبیدن به پالایشگاه کشورهای متخاصم که سرزمین خودشان را در اختیار دشمن قرار داده اند یا هک سامانههای پهپادی گلوبال هاوک؛ حرکتی پرشی که وزیر دشمن را غافلگیر میکند.
– *فیل:* “حزبالله لبنان” – نفوذ قطری به قلب جبهۀ دشمن؛ تهدید دائمی مرزهای اسرائیل از شمال.
– *سربازان پیاده:* “صبر و تابآوری ملت” – پیادههای نحیفی که هرکدام لقمهای نان جوین و قطراتی آباندک را نمایندگی میکنند. اما محاصرهٔ اقتصادی و تحریم ها، آنها را ضعیف کرده است.
جریان بازی: از گشایش تا آخر بازی
آمریکا با “گشایش «فشار حداکثری»” شروع کرد: رخ تحریمها را مستقیم به نیروهیا نظامی ، مسکونی و مدرسه میناب و همچنین ستون نفت کوبید، اسب تحریم تسلیحاتی را برای فلج کردن وزیر ایران پیش آورد و فیل رسانهایاش تصویر ایران را در افکار عمومی دارنده بمب هسته جا زد در حالیکه فتوی رهبری ایران مبنی بر حرام شرعی بودن سلاح هسته ای در سازمان ملل ثبت شده بود . پیادههای ایران یکی پس از دیگری از فشار اقتصادی و گرانی های ناشی از تحریم تضعیف شده اند و لرزش دستانش بیشتر میشود.
ایران مجبور شد عقب بنشیند. وزیرش (سپاه قدس) را در پشت پیادههای باقیمانده پنهان کرد. مهرههای زیادی از دست رفت: فیلهای اقتصادی، پیادههای رفاه، حتی یکی از رخهای نفتی. آمریکا با غرور پیشروی کرد و وزیر ناوگانش را تا نزدیکی تنگه هرمز آورد… غافل از اینکه ایرانِ تحریم زده، در عمق بازی یک تلهٔ مرگبار چیده است.
وضعیت بحرانی: آمریکا در آستانهٔ کیشومات
حالا صفحه اینگونه است: آمریکا ظاهراً غالب است، اما “ترامپ-شاه” بیپروا در خانهای بیدفاع جا مانده. ایرانِ که آرامش ظاهریاش را از کف داده و لبهایش از تشنگی ترک خورده، ناگهان با ذهن پویا و استراتژیک خود حرکتی غیرمنتظره انجام میدهد:
اسب پهپادی را از روی موانع میپراند و “کیش” میگوید: حملهٔ ترکیبی قایقهای تندرو در تنگه، وزیر آمریکا را وادار به محافظت از ناوها میکند. همزمان، فیل حزبالله از جنوب لبنان، شاه ترامپ را در معرض تهدیدی حیثیتی قرار میدهد. رخ تنگه هرمز خانۀ فرار شاه را میبندد. وزیر موشکی ایران، آمادهٔ شلیک نهایی از عمق سنگرهاست.
ترامپ با ناباوری به صفحه خیره میشود: شاه سفید در آستانهٔ «ملت» شدن است (کلمه را اشتباه تلفظ کرده: «دارم مَلت میشوم!»). آمریکا هر مهرهای را که حرکت دهد، در تیررس آتش ایران گرفتارتر میشود. ایران، بازیگر گرسنهای که محاصرهٔ اقتصادی خواست آرامشش را برباید، اکنون با ارادهای فولادین، دستان لرزانش را روی مهرهها محکم کرده و چشمانش برق آخرین کیشومات را میتاباند.
“نتیجۀ بازی:” روی میز، ترازوی قدرت وارونه شده است. اقتصاد، ایران را نحیف کرده اما شکستناپذیرش ساخته؛ و حالا این ترامپ است که باید در دو راهی «پذیرش شکست» یا «فاجعه» حرکت بعدی را انتخاب کند… درست در لحظهای که تخته شطرنجِ تنگه هرمز، نفسهای جهان را در سینه حبس کرده است.