سجادی پناه 23 اردیبهشت 1405 - 3 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 5 دقیقه
کپی شد!
0

جنگ ایران؛ از میدان نبرد تا صندوق‌های رأی واشنگتن و تل‌آویو

انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا قرار است در ۱۲ آبان ۱۴۰۵ برگزار شود؛ انتخاباتی سرنوشت‌ساز که در آن تمام ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان، ۳۴ کرسی سنا و بخش مهمی از فرمانداری‌ها و مجالس ایالتی به رأی گذاشته می‌شود و عملاً به همه‌پرسی بزرگی درباره عملکرد دونالد ترامپ در میانه جنگ ایران تبدیل خواهد شد. هم‌زمان، اسرائیل نیز باید حداکثر تا بازه مهر تا آبان ۱۴۰۵ انتخابات سراسری خود را برگزار کند؛ انتخاباتی که در سایه افت محبوبیت بنیامین نتانیاهو، شکاف داخلی و فشار سنگین ناشی از جنگ، بیش از هر زمان دیگری بوی بی‌ثباتی سیاسی می‌دهد و احتمال برگزاری زودهنگام آن نیز هر روز بیشتر می‌شود.

از همین‌جا می‌توان فهمید که جنگ میان ایران و اسرائیل دیگر صرفاً یک رویارویی نظامی نیست؛ این جنگ آرام‌آرام به یک زلزله سیاسی در دو سوی اقیانوس تبدیل شده است. آنچه در آسمان خاورمیانه با موشک و پهپاد آغاز شد، اکنون در نظرسنجی‌های آمریکا، خیابان‌های تل‌آویو، قیمت بنزین و صندوق‌های رأی ادامه پیدا کرده است. موشک‌ها شاید بر فراز منطقه حرکت کنند، اما ترکش واقعی این جنگ، به سرمایه سیاسی رهبران برخورد کرده است؛ جایی که هر روز ادامه بحران، بخشی از محبوبیت، مشروعیت و آینده انتخاباتی آنان را می‌سوزاند.

اسرائیل؛ از «وحدت جنگی» تا آغاز فرسایش نتانیاهو

در اسرائیل، نخستین هفته‌های جنگ برای بنیامین نتانیاهو شبیه یک بازگشت سیاسی بود. فضای شوک امنیتی باعث شد جامعه اسرائیل موقتاً پشت دولت قرار گیرد. میزان حمایت از عملیات نظامی در هفته‌های نخست به حدود ۷۲ درصد رسید و اعتماد به مدیریت جنگ توسط نتانیاهو در برخی نظرسنجی‌ها بین ۶۲ تا ۶۴ درصد ثبت شد. حزب او (لیکود) نیز بار دیگر در صدر رقابت‌های سیاسی قرار گرفت و برخی برآوردها برای این حزب ۳۰ تا ۳۲ کرسی از 120 کرسی پیش‌بینی می‌کردند.

اما این «ماه عسل جنگی» کوتاه بود.

هرچه جنگ طولانی‌تر شد، فاصله میان وعده‌های اولیه و واقعیت میدان بیشتر خود را نشان داد. نه تغییر نظام در ایران رخ داد، نه تهدید منطقه‌ای حذف شد و نه احساس امنیت کامل به جامعه اسرائیل بازگشت. همین مسئله به تدریج افکار عمومی را وارد مرحله تردید کرد. اکنون، تنها حدود ۱۰ درصد اسرائیلی‌ها معتقدند نظام سیاسی ایران در آستانه فروپاشی است و میزان رضایت از عملکرد نتانیاهو به محدوده ۳۴ تا ۴۷ درصد سقوط کرده است.

انتخابات زودهنگام؛ سایه‌ای که بر سر کابینه افتاده است

برآوردهای انتخاباتی برای ائتلاف حاکم نگران‌کننده‌اند. اگر انتخابات زودهنگام برگزار شود، اردوگاه نتانیاهو احتمالاً تنها ۴۹ تا ۵۱ کرسی به دست خواهد آورد؛ در حالی که مخالفان می‌توانند به ۶۹ تا ۷۱ کرسی برسند. مهم‌تر آنکه حدود ۵۸ درصد جامعه اسرائیل اکنون خواهان انتخابات زودهنگام هستند؛ عددی که نشان می‌دهد جنگ به جای تثبیت قدرت، به موتور فرسایش سیاسی دولت تبدیل شده است.

در واقع، جامعه اسرائیل به تدریج این پرسش را مطرح می‌کند که اگر پس از این حجم از هزینه، هنوز تهدیدها پابرجاست، پس هدف واقعی جنگ چه بوده است؟

اقتصاد اسرائیل؛ وقتی جنگ از جبهه وارد سفره مردم می‌شود

اقتصاد اسرائیل نیز زیر فشار شدید قرار گرفته است. هزینه مستقیم جنگ تا مه ۲۰۲۶ بین ۶۵ تا ۸۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود. رشد اقتصادی که پیش‌تر حدود ۳.۸ درصد پیش‌بینی می‌شد، اکنون به نزدیکی ۱.۲ درصد سقوط کرده است. گردشگری بیش از ۷۰ درصد کاهش یافته و سرمایه‌گذاری خارجی حدود ۳۵ درصد افت کرده است.

هم‌زمان، فراخوان بیش از ۳۵۰ هزار نیروی ذخیره، اقتصاد و بازار کار را وارد وضعیت اضطراری کرده و کسری بودجه را به بیش از ۹ درصد تولید ناخالص داخلی رسانده است.

به همین دلیل، جنگ برای بسیاری از اسرائیلی‌ها دیگر فقط یک پرونده امنیتی نیست؛ به مسئله‌ای معیشتی و روزمره تبدیل شده است. جامعه‌ای که ابتدا با پرچم «بقای ملی» وارد میدان شد، اکنون هزینه جنگ را در قبض‌ها، مالیات‌ها و آینده اقتصادی خود می‌بیند.

آمریکا؛ جنگی که وارد پمپ‌بنزین شد

اما شاید مهم‌ترین ضربه سیاسی جنگ، در آمریکا در حال شکل‌گیری باشد؛ جایی که جنگ از خاورمیانه مستقیماً وارد پمپ‌بنزین‌های مردم شده است.

پیش از بحران، متوسط قیمت بنزین در آمریکا حدود ۳.۱ دلار بود، اما اکنون در بسیاری از ایالت‌ها به محدوده ۴ تا ۴.۵ دلار رسیده است. قیمت نفت برنت نیز از حدود ۷۸ دلار به ۱۲۵ تا ۱۴۰ دلار جهش کرده و همین مسئله نرخ تورم آمریکا را از ۳.۹ درصد به بیش از ۶ درصد رسانده است. هزینه حمل‌ونقل خانوارها بیش از ۲۲ درصد افزایش یافته و شاخص اعتماد مصرف‌کننده افتی ۱۸ واحدی را تجربه کرده است.

برای رأی‌دهنده آمریکایی، تنگه هرمز یک مفهوم ژئوپلیتیکی دوردست نیست؛ او بحران را روی تابلو قیمت بنزین می‌بیند.

ترامپ و جمهوری‌خواهان؛ گرفتار در تله جنگ فرسایشی

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که جنگ به تهدیدی انتخاباتی برای دونالد ترامپ و جمهوری‌خواهان تبدیل شده است. جمهوری‌خواهان با اکثریت شکننده ۵۳ کرسی وارد انتخابات میان‌دوره‌ای شدند، اما اکنون بسیاری از نظرسنجی‌ها از کاهش شدید محبوبیت دولت حکایت دارند.

میزان رضایت از عملکرد ترامپ که پیش از جنگ حدود ۴۸ درصد بود، حالا در برخی نظرسنجی‌ها به محدوده ۳۴ تا ۴۰ درصد رسیده است. حدود ۶۰ درصد آمریکایی‌ها معتقدند این جنگ «بی‌نتیجه یا بیش از حد پرهزینه» بوده و بیش از ۷۰ درصد نیز نگران گسترش جنگ به یک درگیری منطقه‌ای گسترده هستند.

افزون بر این، نزدیک به دو سوم جامعه آمریکا انتظار دارند قیمت انرژی و هزینه زندگی در ماه‌های آینده باز هم بدتر شود.

ایالت‌های کلیدی؛ جایی که بنزین از شعار مهم‌تر می‌شود

این شرایط، ایالت‌های کلیدی مانند پنسیلوانیا، میشیگان، اوهایو و کارولینای شمالی را به میدان اصلی نبرد انتخاباتی تبدیل کرده است؛ جایی که قیمت سوخت و تورم، گاه از هر شعار ایدئولوژیک اثرگذارتر است.

در انتخابات آمریکا، رأی‌دهنده ممکن است سیاست خارجی را فراموش کند، اما قبض ماهانه و قیمت بنزین را هر روز می‌بیند.

شکاف در حزب دموکرات و بحران لابی‌ها

در این میان، لابی اسرائیلی ها (آیپک)  با صرف ده‌ها میلیون دلار تلاش کرده حمایت سنتی از اسرائیل را حفظ کند. تنها در برخی حوزه‌های انتخاباتی، بیش از ۲۲ میلیون دلار هزینه شده است. اما این سرمایه‌گذاری‌ها نتوانسته شکاف درون حزب دموکرات را متوقف کند.

اکنون بیش از ۶۵ درصد جوانان دموکرات با حمایت نامحدود از اسرائیل مخالف‌اند و حدود ۴۰ درصد جریان مترقی حزب، ادامه جنگ را زیر سؤال می‌برد.

این یعنی جنگ، نه‌تنها جمهوری‌خواهان، بلکه ساختار سنتی سیاست آمریکا را نیز دچار تنش کرده است.

ایران؛ بازیگری که «زمان» را به سلاح تبدیل کرد

در واقع، ایران بدون آنکه پیروزی کلاسیک نظامی به دست آورده باشد، توانسته «زمان» را به یک سلاح استراتژیک تبدیل کند. هر ماه ادامه جنگ، فشار بیشتری بر اقتصاد آمریکا و اسرائیل وارد می‌کند و هر افزایش قیمت انرژی، بخشی از سرمایه سیاسی دولت‌های حامی جنگ را می‌سوزاند.

در جنگ‌های مدرن، همیشه طرفی پیروز نیست که ضربه بزرگ‌تر می‌زند؛ گاهی طرفی پیروز است که بیشتر دوام می‌آورد.

شاید مهم‌ترین واقعیت این بحران همین باشد:
جنگ‌هایی وجود دارند که سرنوشتشان نه در میدان نبرد، بلکه در صف پمپ‌بنزین، قبض‌های ماهانه و صندوق‌های رأی تعیین می‌شود.

و اکنون، هم بنیامین نتانیاهو و هم دونالد ترامپ با همین خطر روبه‌رو هستند؛ خطری که آرام، فرسایشی و انتخاباتی است.

اگر جنگ تا آبان 1405 ادامه یابد و هیچ پیروزی قاطعی حاصل نشود، محتمل‌ترین نتیجه آن، تضعیف جمهوری‌خواهان در آمریکا و آغاز پایان سیاسی نتانیاهو در اسرائیل خواهد بود.

تاریخ بارها نشان داده است:
دولت‌ها معمولاً زمانی سقوط می‌کنند که جامعه احساس کند «هزینه جنگ» از «معنای جنگ» بیشتر شده است.

نویسنده
MAJID SAJADI
مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *