«پکن 1405؛ مذاکره بر سر نظم آینده جهان»
فردا چهارشنبه 22 اردیبهشت 1405، جهان در شرایطی قرار دارد که بسیاری از تحلیلگران آن را «عصر گذار ژئوپلیتیکی» مینامند؛ دورهای که نظم پساجنگ سرد فرسوده شده، اما نظم جدید هنوز متولد نشده است. در چنین فضایی، دیدار میان دونالد ترامپ و شی جینپینگ در تالار بزرگ خلق چین را نمیتوان صرفاً یک ملاقات دیپلماتیک عادی دانست. این نشست، در واقع تلاشی برای مدیریت رقابت دو قدرتی است که هر دو میدانند درگیری مستقیم میان آنها میتواند اقتصاد جهانی، امنیت بینالمللی و حتی ساختار تمدنی جهان معاصر را وارد بحرانی بیسابقه کند.
فضای این دیدار، به احتمال زیاد، فضایی کنترلشده اما سنگین خواهد بود. چین تلاش خواهد کرد تصویری از آرامش، ثبات و اعتمادبهنفس تمدنی ارائه دهد؛ در حالی که ترامپ با سبک شخصی خود، یعنی زبان معامله، فشار و چانهزنی مستقیم وارد گفتگو خواهد شد. هر دو رهبر میدانند که جهان به این نشست چشم دوخته است؛ زیرا این دیدار صرفاً درباره روابط دوجانبه نیست، بلکه درباره آینده توازن قدرت جهانی است.
محور اول: تجارت و اقتصاد
«نبرد بر سر شریانهای ثروت جهانی»
نخستین محور اصلی مذاکرات، مسئله تجارت و اقتصاد خواهد بود. طی سالهای گذشته، رقابت اقتصادی میان آمریکا و چین از سطح اختلافات تجاری فراتر رفته و به نوعی نبرد برای کنترل زنجیرههای حیاتی اقتصاد جهان تبدیل شده است. آمریکا بهویژه نگران وابستگی صنایع پیشرفته خود به چین است. در این چارچوب، ترامپ احتمالاً بر ضرورت کاهش کسری تجاری، افزایش صادرات آمریکا به چین و تضمین دسترسی پایدار واشنگتن به عناصر کمیاب تأکید خواهد کرد. این عناصر که در صنایع دفاعی، هوش مصنوعی، خودروهای برقی و تولید تراشه کاربرد حیاتی دارند، اکنون به یکی از مهمترین اهرمهای ژئوپلیتیکی چین تبدیل شدهاند.
در مقابل، شی جینپینگ تلاش خواهد کرد تأکید کند که اقتصاد جهانی بدون همکاری میان دو قدرت بزرگ نمیتواند ثبات داشته باشد. چین احتمالاً آمادگی خود را برای خرید گسترده هواپیماهای بوئینگ، محصولات کشاورزی و انرژی آمریکا اعلام خواهد کرد، اما همزمان خواهان کاهش فشارهای تعرفهای و محدودیتهای اقتصادی واشنگتن خواهد شد. در واقع، هر دو طرف میدانند که اگرچه رقیب یکدیگرند، اما همچنان بهشدت به هم وابستهاند؛ وضعیتی که میتوان آن را «رقابت درهمتنیده» نامید.
محور دوم: فنتانیل و امنیت اجتماعی
«مواد مخدر بهمثابه تهدید امنیت ملی»
محور دوم مذاکرات، بحران فنتانیل خواهد بود؛ بحرانی که در سالهای اخیر به یکی از جدیترین مسائل اجتماعی و امنیتی آمریکا تبدیل شده است. ترامپ احتمالاً این موضوع را با لحنی تند مطرح خواهد کرد و از چین خواهد خواست کنترل شدیدتری بر صادرات مواد شیمیایی پیشساز فنتانیل اعمال کند. از نگاه آمریکا، ورود این مواد از مسیر شبکههای قاچاق مکزیکی، به بحرانی ملی تبدیل شده که هر سال جان دهها هزار آمریکایی را میگیرد.
در مقابل، چین احتمالاً ضمن اعلام آمادگی برای همکاری، این مسئله را به تحریمها و فضای تقابلی میان دو کشور پیوند خواهد زد و تأکید خواهد کرد که همکاری امنیتی نیازمند اعتماد سیاسی متقابل است. در واقع، فنتانیل برای واشنگتن فقط یک بحران اجتماعی نیست، بلکه نشانهای از فرسایش درونی جامعه آمریکاست.
محور سوم: ایران و خاورمیانه
«گره ژئوپلیتیکی انرژی و امنیت»
یکی دیگر حساسترین محورهای گفتگو، ایران و تحولات خاورمیانه خواهد بود. ترامپ احتمالاً تلاش خواهد کرد از
نفوذ چین بر تهران برای پیشبرد یک توافق از جدید استفاده کند. از نگاه واشنگتن، شرایط کنونی فرصتی برای اعمال فشار بیشتر بر ایران و دستیابی به توافقی گستردهتر از برجام است. آمریکا همچنین نگران است که همکاریهای راهبردی ایران و چین، به افزایش نفوذ پکن در خاورمیانه منجر شود.
در مقابل، چین تلاش خواهد کرد نقش یک میانجی متوازن را ایفا کند. پکن مخالف جنگ و بیثباتی در خاورمیانه است، زیرا امنیت انرژی و پروژههای راهبردی چین در منطقه به ثبات وابستهاند. شی جینپینگ احتمالاً تأکید خواهد کرد که ایران کشوری مستقل است و چین نمیتواند به تهران دستور بدهد، اما اگر آمریکا از سیاست تغییر رژیم فاصله بگیرد و تضمینهای اقتصادی و امنیتی ارائه دهد، پکن میتواند برای کاهش تنشها نقش تسهیلکننده ایفا کند.
محور چهارم: تراشهها، فناوری و هوش مصنوعی
«جنگ واقعی قرن بیستویکم»
مهمترین بخش مذاکرات احتمالاً به فناوری، تراشهها و هوش مصنوعی مربوط خواهد بود. در جهان امروز، نیمهرساناها همان نقشی را دارند که نفت در قرن بیستم داشت. هر کشوری که بتواند بر تولید تراشههای پیشرفته و توسعه هوش مصنوعی مسلط شود، در اقتصاد، جنگ، امنیت سایبری و حتی مدیریت افکار عمومی برتری خواهد یافت.
آمریکا طی سالهای اخیر تلاش کرده با محدودسازی صادرات تراشه و فناوریهای پیشرفته، سرعت پیشرفت چین را کاهش دهد. واشنگتن نگران آن است که پکن در آینده به قدرتی فناورانه تبدیل شود که دیگر امکان مهار آن وجود نداشته باشد.
از سوی دیگر، چین این محدودیتها را بخشی از یک پروژه مهار راهبردی میداند. شی جینپینگ احتمالاً در این دیدار تأکید خواهد کرد که چین حق طبیعی توسعه فناورانه دارد و آمریکا نباید از فناوری بهعنوان ابزار محاصره ژئوپلیتیکی استفاده کند. در همین چارچوب، دو طرف ممکن است درباره ایجاد سازوکارهایی برای مدیریت رقابت در حوزه هوش مصنوعی به توافق برسند؛ زیرا هر دو کشور نگراناند که رقابت کنترلنشده در این حوزه، خطر بحرانهای پیشبینیناپذیر را افزایش دهد.
محور پنجم: تایوان
«خطرناکترین نقطه جهان»
مسئله تایوان بدون تردید یکی از بحرانیترین موضوعات نشست خواهد بود. چین، تایوان را بخشی جداییناپذیر از خاک خود میداند و هرگونه حمایت نظامی آمریکا از این جزیره را تهدیدی مستقیم علیه حاکمیت ملی خود تلقی میکند. در مقابل، آمریکا تایوان را بخشی از راهبرد مهار چین در منطقه هندپاسیفیک میداند.
اهمیت تایوان فقط ژئوپلیتیکی نیست؛ این جزیره مرکز تولید بخش مهمی از تراشههای پیشرفته جهان است و هرگونه بحران نظامی در آن میتواند اقتصاد جهانی را فلج کند. به همین دلیل، هر دو طرف احتمالاً تلاش خواهند کرد ضمن حفظ مواضع سخت خود، از تشدید تنش مستقیم جلوگیری کنند.
محور ششم: دریای جنوب چین
«نبرد بر سر آبراههای قرن»
موضوع دریای جنوب چین نیز در ادامه همین رقابت راهبردی مطرح خواهد شد. آمریکا بر آزادی ناوبری و امنیت خطوط تجارت جهانی تأکید میکند، در حالی که چین حضور نظامی واشنگتن در منطقه را تهدیدی علیه امنیت خود میداند.
این منطقه بهدلیل عبور بخش بزرگی از تجارت جهانی و منابع عظیم انرژی، اهمیت فوقالعادهای دارد. هرگونه بحران در این آبراه میتواند زنجیره تجارت جهانی را مختل کند و قیمت انرژی را بهشدت افزایش دهد. به همین دلیل، دریای جنوب چین به یکی از خطرناکترین نقاط اصطکاک میان دو قدرت تبدیل شده است.
محور هفتم: کره شمالی و امنیت شرق آسیا
«بازی با اهرم پیونگیانگ»
کره شمالی نیز احتمالاً بخشی از مذاکرات خواهد بود. آمریکا انتظار دارد چین از نفوذ خود بر پیونگیانگ برای کنترل تنشها استفاده کند. در مقابل، چین معتقد است که فشار بیشازحد بر کره شمالی میتواند بیثباتی خطرناکی در مرزهایش ایجاد کند.
پکن از یکسو نمیخواهد کره شمالی به جنگ هستهای نزدیک شود و از سوی دیگر، سقوط حکومت پیونگیانگ را نیز تهدیدی مستقیم برای امنیت خود میداند؛ زیرا چنین رخدادی میتواند حضور نظامی آمریکا را تا مرزهای چین گسترش دهد.
جمعبندی راهبردی
«جهان در آستانه صلحِ مسلح»
در پایان، احتمالاً دو رهبر تلاش خواهند کرد تصویری از «رقابت مدیریتشده» ارائه دهند. نه آمریکا خواهان جنگ مستقیم با چین است و نه چین آمادگی ورود به رویارویی تمامعیار با آمریکا را دارد. هر دو کشور میدانند که هزینه چنین جنگی، نه فقط برای آنها، بلکه برای کل جهان فاجعهبار خواهد بود. از همین رو، هدف اصلی این دیدار احتمالاً ایجاد سازوکارهایی برای جلوگیری از سوءبرداشتهای خطرناک و مدیریت رقابت در حوزههای حساس خواهد بود.
در مجموع، این دیدار احتمالی را میتوان نماد ورود جهان به مرحلهای جدید دانست؛ مرحلهای که در آن رقابت میان قدرتهای بزرگ دیگر صرفاً نظامی نیست، بلکه ترکیبی از اقتصاد، فناوری، انرژی، اطلاعات، هوش مصنوعی و ژئوپلیتیک است. اگر جنگ سرد قدیم بر محور موشکهای هستهای شکل گرفته بود، رقابت امروز بیشتر بر سر تراشهها، دادهها، زنجیره تأمین و تسلط بر فناوریهای آینده است.
جهان وارد عصری شده که میتوان آن را «صلح مسلح فناورانه» نامید؛
دورهای که قدرتها لبخند میزنند، اما دستشان همچنان روی ماشه باقی مانده است.