ترامپ امروز در گفتوگو با شبکه فاکسنیوز ادعا کرد:
«اگر ایرانیها بخواهند صحبت کنند، میتوانند نزد ما بیایند یا با ما تماس بگیرند. میدانید که تلفن وجود دارد. ما خطوط امن و خوبی داریم.»
آقای ترامپ، سلام. من نه به عنوان یک دیپلمات رسمی، بلکه در قامت یک معلم دانشگاه و فرزند ملتی با ریشههای کهن به شما تلفن زدم. فرمودید خطوط تلفن امن است؛ اما امنیت در قاموس ما، نه در کدگذاریهای مخابراتی، بلکه در “اصالت تعهد” معنا میشود. پیش از آنکه این تماس به یک گفتوگوی دیپلماتیک بدل شود، پاسخ روشن به این ده پرسش، پیششرط هرگونه “ادراک مشترک” خواهد بود:
۱. چرا مدرسه میناب هدف آتش شما قرار گرفت؟ بفرمایید در کدامین “پارادایم نظامی” یا “نظریه اخلاقی”، حمله به ساحت آموزش و وحشتآفرینی برای کودکان، به عنوان ابزاری برای “فشار حداکثری” توجیه میشود؟ آیا این اقدام، چیزی جز “تروریسم عریان” علیه زیستجهان یک ملت است؟
۲. در جغرافیای پیشنهادات شما، مرزهای امنیت ایران در برابر زیادهخواهیهای تلآویو کجاست؟ چرا همواره امنیت ما باید “متغیر وابسته” به مطامع رژیمی باشد که ترور را به مثابه یک رویه برگزیده است؟
۳. تجربه تلخ برجام نشان داد که حتی در حین توافق، ترور دانشمندان و خرابکاری در زیرساختهای هسته ای ما متوقف نشد. چه تضمین “عینی و عملیاتی” دارید که پس از هرگونه توافقی، شریک منطقهای شما دوباره به حریم امنیتی و علمی ما یورش نبرد؟
۴. با کارنامهای که خود بدان اعتراف دارید – ترور رهبر و فرماندهان، هدف قرار دادن دوازده هزار نقطه در ایران، بیش از ۳۳۰۰ شهید و ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت اقتصادی – چگونه انتظار دارید ملتی که هنوز زخمهایش التیام نیافته، به امضای کسی اعتماد کند که جان و معیشت آنان را آماج کینهی خود قرار داده است؟
۵. شما دو رکن اقتدار ما – رهبری و توان نظامی – را با جنگ نظامی نشانه رفتید. آیا اکنون میز مذاکره را صرفاً برای «تکمیل پروژه» یعنی شورش خیابانی و سقوط نظام مطالبه میکنید؟ آیا «گفتوگو» در قاموس شما چیزی جز «براندازی با دستکش مخملی» نیست؟
۶. شما دولتی هستید که خودسرانه از معاهدات چندجانبه خارج شدید، قطعنامه ۲۲۳۱ (برجام) را پاره کردید و نظم قراردادی جهان را مخدوش نمودید. حال با کدام «مشروعیت حقوقی» خود را در جایگاه داور یا شریکی معتبر برای گفتوگوی دوباره مینشانید؟
۷. مرز دقیق ادعایی شما میان “تغییر رفتار” و “فروپاشی ساختار قدرت” در ایران کجاست؟ آیا از ما میخواهید بر سر “میز انتحار” بنشینیم که خروجی آن، خلع سلاح ملی و زمینهسازی برای فروپاشی درونی است؟
۸. چه تضمینی وجود دارد که تعهدات امروز شما، فردا در پیچوخمهای کنگره یا با تغییر ساکن بعدی کاخ سفید، دوباره به زبالهدان تاریخ نپیوندد؟ ما چگونه میتوانیم بر روی “شنهای روان” سیاست آمریکا بنایی پایدار بسازیم؟
۹. چرا در منطق شما، تجهیز تسلیحاتی رژیم اسرائیل “حق دفاع” تلقی میشود، اما “توان بازدارندگی بومی ایران” یک تهدید جهانی؟ این بیعدالتی ساختاری چگونه در یک مذاکره عادلانه قابل حل است؟
۱۰. چرا دفاع ایران از حقوق بنیادین ملت فلسطین یک “متغیر مزاحم” در استراتژی شماست؟ آیا معنای “صلحی” که از آن دم میزنید، چیزی جز رسمیت دادن به اشغالگری و پایمال کردن حق تعیین سرنوشت برای ستمدیدگان منطقه است؟
بله ، آقای ترامپ، مشکل ما “فقدان تلفن و یا ابزار ارتباطی” نیست؛ مشکل، “انسداد صداقت” و “ناشنوایی ساختاری” در دستگاه دیپلماسی شماست. تا زمانی که این پرسشها در ترازوی “عدالت و تضمین” پاسخ نگیرند، هر تماسی تنها پژواک بیهودگی در دهلیزهای تاریخ خواهد بود. خرد ایرانی، فریب الفاظ زیبا را نخواهد خورد.