سجادی پناه 04 اردیبهشت 1405 - 3 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

چرا ترامپ هر ۴ دقیقه یک توییت می‌زند؟ / پاسخ در استعفای مدیرعاملش نهفته است

ماه‌هاست که صبح‌های جهان با توییت‌های آتشین دونالد ترامپ آغاز می‌شود؛ گاه تهدیدی علیه کشوری دور، گاه اعلام سیاستی تازه، گاه حمله‌ای تند و بی‌سابقه به رقیب سیاسی. تحلیلگران سیاسی شبانه‌روز این پیام‌ها را واکاوی می‌کنند، رسانه‌ها تیتر می‌زنند، بازارهای مالی به لرزه می‌افتند و دیپلمات‌ها جلسات اضطراری تشکیل می‌دهند. این توییت‌ها گاه چنان متناقض‌اند که صبح، تعرفه‌ای سنگین وضع می‌کنند و عصر همان روز، پیشنهاد مذاکره می‌دهند.

جهان، این پیام‌ها را جدی می‌گیرد. سؤال اینجاست: آیا اصلاً جدی بودند؟

خیر!!!؟؟؟
 
حقیقت تلخ این است که آن توییت‌های پی‌درپی – که گاه شمارشان در یک روز به بیش از ۸۰ پست می‌رسید، یعنی تقریباً هر ۴ دقیقه یک توییت – نه ابزار حکمرانی، که ابزاری برای زنده نگه‌داشتن یک کسب‌وکار رو به احتضار بودند. ترامپ در یک نمونه، ظرف تنها دو ساعت ۵۱ پست منتشر کرد؛ یا در یک ساعت پایانی شب، بیش از ۷۰ بار صفحه کلید را نواخت. مجموع پست‌های او تنها در سال نخست ریاست‌جمهوری‌اش به رقم خیره‌کنندۀ ۶۶۰۶ عدد رسید.

اما چرا؟
 پاسخ را نه در کاخ سفید، که در صورت‌های مالی «تروث سوشال» باید جست. ترامپ مالک ۵۲ تا ۵۷.۳ درصد از سهام شرکت مادر این پلتفرم بود و کنترل کامل آن را در دست داشت. ارزش سهام او در مقاطعی بسیار فراتر از ۲۰ میلیارد دلار برآورد می‌شد و این بزرگ‌ترین دارایی شخصی‌اش را تشکیل می‌داد – دارایی‌ای که هر نوسان قیمت آن، ثروت شخصی رئیس‌جمهور را مستقیماً تکان می‌داد.

واقعیت تلخ‌تر اینجاست که یگانه برگ برندۀ این پلتفرم، خود ترامپ بود. تروث سوشال هرگز نتوانست فراتر از هواداران پروپاقرص او کاربر جذب کند. ترافیک، درآمد و اساساً بقای شرکت، همگی به یک نقطه گره خورده بود: جنجال‌هایی که ترامپ در شبکه‌های اجتماعی به پا می‌کرد.

فاجعۀ مالی پشت پرده: از زیان‌های نجومی تا استعفای مدیرعامل

برای درک رفتار ترامپ، باید بحران مالی شرکت را دید. مجموع زیان انباشتۀ شرکت از ۱۱ میلیارد دلار فراتر رفت. قیمت سهام ۶۷ درصد سقوط کرد و بیش از ۶۰ میلیارد دلار از ارزش بازار دود شد و به هوا رفت. در چنین شرایطی، «دوین نونز» مدیرعامل شرکت، اخیراً از سمت خود کناره‌گیری کرد – استعفایی که همچون اعترافی خاموش، پرده از راز توییت‌های بی‌پایان برداشت.

از آنجا که ثروت شخصی ترامپ به شدت به قیمت این سهام گره خورده بود، ناظران دلیل این بیش‌فعالی دیجیتال را تلاشی مستأصلانه برای تقویت اعتماد بازار و جلوگیری از فروپاشی کامل سهام می‌دانند. هر توییت جنجالی، هر اظهارنظر آتشین، نه یک سیاست جدید، که یک آژیر خطر برای جلب توجه سرمایه‌گذاران بود: «این پلتفرم هنوز زنده است، چون من اینجام.»

جهان در نقش بازیچه‌ای در دستان ترامپ

فاجعه اینجاست: رهبران جهان، تحلیلگران، رسانه‌ها و مردم عادی – از تهران تا پکن، از بروکسل تا واشنگتن – ساعت‌ها وقت صرف تحلیل پیام‌هایی کردند که شاید خود نویسنده هم لحظه‌ای بعد فراموششان می‌کرد. این پیام‌ها نه محصول یک راهبرد منسجم سیاسی، که زاییدهٔ یک راهبرد روابط عمومی برای بقای مالی بودند.

کشورها سیاست خارجی خود را بر اساس توییت‌هایی تنظیم کردند که هدفشان منافع ملی نبود، بلکه منافع شخصی یک تاجر بود. بازارهای مالی میلیاردها دلار جابه‌جا کردند، چون شرکتی نیاز به جلب توجه داشت. تحلیلگران سیاسی کتاب‌ها نوشتند دربارهٔ «دکترین جدید ترامپ»، غافل از اینکه رئیس‌جمهور در واقع مشغول مدیریت تقلای یک کسب‌وکار شکست‌خورده است.

تراژدی اصلی اما جای دیگری است: اینکه یک رئیس‌جمهور، بالاترین مقام اجرایی یک ابرقدرت، مردم کشور خود و جهان را مخاطب یک کمپین بازاریابی کند، نوعی تحقیر تاریخی است.

آن‌ها که این توییت‌ها را جدی گرفتند، که سیاست‌هایشان را بر اساس آن تنظیم کردند، که شب‌ها برای تحلیلشان بیدار ماندند ، امروز باید از خود بپرسند: آیا ما بازیچۀ یک استراتژی بقای مالی یک شرکت بودیم؟

پاسخ، در استعفای امروز مدیرعامل روشن است: بله.

جهان نه با یک رئیس‌جمهور، که با یک فروشندۀ ورشکسته روبه‌رو بود که برای نجات آخرین دارایی تجاری خود، هر روز زنگ خطر را به صدا درمی‌آورد. و ما همگی، به نشانۀ گوش‌هایی ایستاده، فریب خوردیم.

نویسنده
MAJID SAJADI
مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *