سجادی پناه 30 فروردین 1405 - 3 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

تحلیل راهبردی: پروژه ایران؛ مدفن سیاسی ترامپ؟


جناب رئیس‌جمهور! آن غرور و جسارت ظاهری‌تان را کنار بگذارید. شما اکنون در “تله استراتژیکی” گرفتار شده‌اید که نامش “پروژه ایران” است؛ همان باتلاقی که جیمی کارتر را به تاریخ سپرد و حالا نوبت شماست…»

از «توهم اقتدار» تا «هراس از شبح کارتر»

دوستان و نخبگان گرامی! گزارش اخیر «وال‌استریت ژورنال» صرفاً یک خبر نیست، بلکه پرده‌برداری از یک «فروپاشی روانی-سیاسی» در اتاق جنگ کاخ سفید است. دونالد ترامپ، آن رئیس‌جمهور مغرور و بی‌باکِ همیشگی، در پشت صحنه از شدت ترس، لرزه بر اندامش افتاده است. آری، اشتباه نشنیدید؛ همان کسی که همیشه از «حس ششم» و «غریزه شخصی»‌اش دم می‌زد، امروز در میان تار عنکبوتی از فشارها و نگرانی‌ها گرفتار آمده است.

و اما چه ترسی؟ ترس از تکرار سرنوشت جیمی کارتر؛ همان رئیس‌جمهور آمریکایی که بحران گروگان‌گیری ایران، دوران زمامداری‌اش را برای همیشه به پایان برد. بله؛ شبح کارتر دارد شانه‌های طلایی‌پوش ترامپ را می‌لرزاند.


«مثلث غیرممکن» ترامپ؛ بن‌بستِ تصمیم‌سازی

در این میان، ترامپ در یک *«مثلث غیرممکن» سیاسی گرفتار شده است که راه خروجی ندارد: از یک سو باید «بازهای جنگی» (مانند لیندزی گراهام) را که خواستار نابودی کامل ایران هستند راضی نگه دارد، از سوی دیگر «طرفداران پایان جنگ» (شامل مقامات وزارت خزانه‌داری و مشاوران اقتصادی) که از پیامدهای سیاسی و اقتصادی ادامه جنگ وحشت دارند را آرام کند، و از سوی سوم «پایگاه رأی MAGA» (طرفداران شعار «آمریکا اول») که از حضور آمریکا در جنگی دیگر در خاورمیانه خشمگین شده‌اند را قانع سازد.

یک مشاور ترامپ وضعیت را این‌گونه توصیف کرده است:
«او می‌خواهد به بازها بقبولاند که عملیات همچنان ادامه دارد، به بازار بقبولاند که جنگ به زودی تمام می‌شود، و به پایگاه رأی بقبولاند که تنش از کنترل خارج نخواهد شد.» اما به گفته تحلیلگران، هیچ‌کس نمی‌تواند همزمان هر سه را راضی نگه دارد. نتیجه این رفتار سینوسی چیزی نیست جز: سخنرانی‌های متناقض، تهدیدهای توخالی و از دست رفتن اعتبار؛ هم در داخل و هم در سطح بین‌المللی.

شبح کارتر؛ کابوسی که به واقعیت تبدیل می‌شود

اما مهم‌ترین بخش گزارش وال‌استریت ژورنال، اعتراف به ترس ترامپ از «پروژه ایران» است. ترامپ می‌داند که جیمی کارتر چگونه سقوط کرد: بحران گروگان‌گیری ایران. و حالا می‌ترسد که «پروژه ایران» نسخه دوم همان سقوط باشد. اما ترامپ راه فراری هم ندارد! چرا؟ چون اسرائیل و لابی قدرتمند یهودی آمریکا اهرم فشار را گذاشته‌اند روی گلویش.

اولتیماتوم آدلسون؛ پول یا قدرت؟

میریام آدلسون، وارث امپراتوری قمار لاس‌وگاس و یکی از بزرگ‌ترین حامیان مالی ترامپ، به او اولتیماتوم داده است: اگر با ایران آتش‌بس امضا کند، کمک مالی آدلسون برای همیشه قطع خواهد شد و یهودی‌های مالی تمام‌قد به حمایت از دموکرات‌ها خواهند رفت. به عبارت ساده و عریان: «آقای ترامپ! یا ایران را تمام می‌کنی، یا ما تو را تمام می‌کنیم.»

کارزار رسانه‌ای علیه ترامپ

و جالب اینجاست که حتی رسانه‌های حامی اسرائیل هم به میدان آمده‌اند. نیویورک پست و وال‌استریت ژورنال (که تا دیروز مدافع ترامپ بودند) امروز کارزار گسترده‌ای را علیه «ضعف ترامپ» و «خیانت او به اسرائیل» به راه انداخته‌اند. گویا دارند به او یادآوری می‌کنند:
«آقای رئیس‌جمهور! تو در کاخ سفید نشسته‌ای، اما صندلی‌ات را مدیون ما هستی. اگر یک قدم به عقب برداری، صندلی را از زیر پایت می‌کشیم.»*

تاریخ در حال تادیب متکبران است

ملت بزرگ ایران! قصه همان قصه همیشگی است. جنگی که بر اساس «غریزه» و «اعتماد به شانس» آغاز شد، امروز ترامپ را در «مثلث غیرممکن» اسیر کرده است. از یک سو بازهای جنگی و لابی اسرائیل، از سوی دیگر مردم خسته از جنگ و از همه بدتر شبح جیمی کارتر که هر شب به خوابش می‌آید.

ترامپ می‌داند که هیچ راه فراری نیست؛ نه می‌تواند پیروز شود و نه می‌تواند بدون اجازه لابی‌ها عقب‌نشینی کند. آیا آمریکا به زودی صاحب چهارمین رئیس‌جمهوری می‌شود که «پروژه ایران» بر تارک دورانش می‌نشیند؟


تاریخ تکرار می‌شود «به قول معروف: از تبریز تا بم، از کارتر تا ترامپ، سرنوشت یکی است وقتی با ایران درافتادند…»*

نویسنده
MAJID SAJADI
مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *