سجادی پناه 29 فروردین 1405 - 3 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

مثلثک؛ ایران میان دو سلاح پنهان چین و آمریکا

در شطرنج بزرگ میان واشینگتن و پکن، دو اهرم تعیین‌کننده به عنوان سلاح‌های استراتژیک نوین ظاهر شده‌اند: تنگه هرمز، شریان حیاتی انرژی جهان، و عناصر خاکی کمیاب، خون جاری در رگ‌های فناوری مدرن.

۱. عناصر خاکی کمیاب: شمشیر داموکلس پکن

چین طی دهه‌های گذشته با هوشمندی و برنامه‌ریزی دقیق، سلطه‌ای کم‌نظیر بر استخراج و به‌ویژه فرآوری عناصر خاکی کمیاب (Rare Earth Elements) به دست آورده است. این ۱۷ عنصر، هرچند نامشان «کمیاب» است، اما حضورشان در قلب تقریباً همه فناوری‌های پیشرفته، از گوشی هوشمند و خودروهای الکتریکی گرفته تا موشک‌های هدایت‌شونده، رادارها و جنگنده‌های نسل پنجم، آن‌ها را به یکی از حیاتی‌ترین مواد قرن تبدیل کرده.

چین همچنان بیش از ۶۰ تا ۷۰ درصد تولید جهانی این عناصر را در اختیار دارد و در بخش فرآوری و جداسازی، سلطه‌اش حتی بیشتر است. غرب سال‌ها پیش به دلیل مسائل زیست‌محیطی و هزینه‌ها، از این میدان عقب‌نشینی کرد و عملاً میدان را به پکن سپرد. امروز، هر تنش جدی میان دو قدرت، پکن این گزینه را دارد که با محدود کردن یا کند کردن جریان این مواد، صنایع پیشرفته آمریکا را فلج کند. این، سلاح خاموش و مؤثر چین است.

۲. تنگه هرمز: پاشنه آشیل انرژی چین

در مقابل، آمریکا دیگر مانند گذشته به نفت خلیج فارس وابسته نیست، اما همچنان نگهبان نظم دریایی جهانی و به‌ویژه این آبراه حیاتی است. چین اما، به عنوان بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان، وابستگی سنگینی به جریان نفت از تنگه هرمز دارد. آمارها نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از واردات نفت چین — به‌ویژه از خاورمیانه — از این تنگه عبور می‌کند (حدود ۳۷-۴۰ درصد از کل جریان نفت تنگه به چین می‌رسد).

برای پکن، امنیت انرژی برابر با امنیت ملی است. هر اختلال جدی، حتی تهدید به اختلال در این تنگه که تحت نظارت اطلاعاتی و نظامی آمریکا و متحدانش قرار دارد، می‌تواند شوک عظیمی به اقتصاد چین وارد کند و چرخه تولید صنعتی‌اش را مختل سازد. واشینگتن این نقطه ضعف را به عنوان اهرم بازدارنده حفظ کرده است. پیام ضمنی‌اش روشن است: «اگر زنجیره فناوری ما را قطع کنید، ما می‌توانیم جریان خون اقتصاد شما را به چالش بکشیم.»

ایران؛ کاتالیزور یا نقطه تعادل؟

ایران در این میدان دوقطبی، نه صرفاً یک بازیگر حاشیه‌ای، بلکه بازیگری است که هر دو سلاح را به نحوی در اختیار دارد یا بر آن‌ها تأثیرگذار است:

با موقعیت جغرافیایی (کنترل عملی بر تنگه هرمز)، به غرب یادآوری می‌کند که امنیت انرژی جهانی بدون در نظر گرفتن نقش تهران، توهمی بیش نیست.

با پتانسیل معدنی (ذخایر قابل توجه عناصر خاکی کمیاب در مناطقی مانند یزد و ظرفیت‌های در حال توسعه پردازش)، خود را به عنوان حلقه‌ای مهم در زنجیره تأمین آینده چین معرفی می‌کند و از این طریق، چتر حمایتی پکن را در عرصه بین‌المللی حفظ می‌نماید.

ایران نه فقط بین دو قدرت قرار گرفته، بلکه به نوعی هر دو قدرت را به یکدیگر گره زده است. تهران با هوشمندی تلاش می‌کند از این موقعیت برای تثبیت جایگاه خود در نظام نوین جهانی استفاده کند.

بنابراین اگر در دهه‌های گذشته، ایران عمدتاً با «بشکه‌های نفت» شناخته می‌شد، امروز در قلب رقابت چین و آمریکا، به بازیگری تبدیل شده که همزمان بر «مسیر انرژی» و بر «مواد اولیه فناوری فردا» تأثیرگذار است. این وضعیت، ایران را از یک قدرت صرفاً منطقه‌ای به یک «نقطه تلاقی استراتژیک» ارتقا داده است.

واشینگتن می‌داند که فشار بیش از حد بر ایران، ریسک فعال‌سازی یا تهدید سلاح هرمز را افزایش می‌دهد. همزمان، برای حفظ برتری خود، به دسترسی مطمئن به منابع حیاتی نیاز دارد. پکن نیز بدون تضمین امنیت انرژی‌اش از مسیر خلیج فارس، نمی‌تواند با اطمینان کامل در برابر آمریکا ایستادگی کند.

در این مثلث سه‌جانبه، برنده نهایی نه کسی است که یکی از سلاح‌ها را به انحصار درآورد، بلکه کسی است که بتواند میان «امنیت مسیرها» و «انحصار منابع» توازن هوشمندانه برقرار کند. ایران در این معادله، دیگر مهره‌ای قابل قربانی نیست؛ بلکه کلیدی است که می‌تواند قفل بسیاری از سناریوها را باز یا بسته نماید.

نویسنده
MAJID SAJADI
مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *