۱. تعریف و مفهوم: از دیپلماسی سنتی تا «توییپلماسی»
دیپلماسی اینترنتی، که برخی آن را دیپلماسی دیجیتال، دیپلماسی مجازی یا «توییپلماسی» مینامند، در تعریفی جامع به «پیگیری تحقق اهداف سیاست خارجی کشور در فضای مجازی» اطلاق میشود. برخلاف دیپلماسی سنتی که در پشت درهای بسته و در دالانهای قدرت جریان دارد، دیپلماسی اینترنتی بر بستر رسانههای اجتماعی و ابزارهای دیجیتال، گفتوگو با شهروندان خارجی، نخبگان فکری و افکار عمومی جهان را هدف میگیرد. هدف اصلی این رویکرد، «شکلدهی به تصویر کشور، ترویج روایت خود، جلب همدردی و در نهایت تأثیرگذاری بر سیاست خارجی دولتهای دیگر» است.
از ویژگیهای برجسته دیپلماسی اینترنتی در مقایسه با دیپلماسی سنتی میتوان به «قابلیت دسترسی بالا و طیف گستردهتر مخاطبان، شبکهای و منعطف بودن، تعاملی و هوشمند بودن، کاهش هزینهها، و شکستن انحصار وزارت امور خارجه در امر دیپلماسی» اشاره کرد.
۲. دیپلماسی اینترنتی در شرایط جنگی: از جنگ فیزیکی تا «جنگ روایتها»
جنگهای قرن بیست و یکم «دیگر فقط جنگ فیزیکی نیستند؛ آنها جنگ اطلاعاتی نیز نامیده میشوند. روایت غالب میتواند مشروعیت یک عملیات نظامی را تعیین کند، ائتلافهای بینالمللی را تشکیل دهد یا آنها را متلاشی کند، روحیه داخلی را تقویت و روحیه دشمن را تضعیف کند».
در شرایط جنگی، دیپلماسی اینترنتی از یک «ابزار ارتباطی» فراتر رفته و به «جبهه نبرد دیجیتال» تبدیل میشود.
۳. مصادیق عملی: چگونه در جنگ از دیپلماسی اینترنتی استفاده میشود؟
۳.۱. روایتسازی و تولید محتوای هدفمند
یکی از کلیدیترین کاربردهای دیپلماسی اینترنتی در شرایط جنگی، «تولید روایت مطلوب» است. به عنوان مثال، در جنگ اخیر ایران و رژیم صهیونیستی، جمهوری اسلامی ایران «به جای بیانیههای خشک وزارت خارجه، به دیپلماسی دیجیتال روی آورد که از جمله آنها استفاده از میمها، انیمیشنهای هوش مصنوعی، طنز تند و محتوای محلیسازیشده است. برخی رسانهها این رویکرد را برنده جنگ اینترنتی نامیدند و نوشتند که ایران نشان داد در عصر شبکههای اجتماعی، یک میم خوب میتواند مؤثرتر از یک ناو هواپیمابر باشد».
۳.۲. تأثیرگذاری بر افکار عمومی و تصمیمسازان خارجی
دیپلماسی اینترنتی میتواند به طور مستقیم بر سیاستگذاری دولتهای دیگر تأثیر بگذارد. در همین جنگ، «ایران با استفاده از باتها، ۲۴۰ هزار پست گذاشت تا جلوی حملات آمریکا به تأسیسات هستهای ایران را بگیرد. هدف از این فعالیتهای هماهنگ این بود که با بهرهگیری از شکافهای سیاسی داخلی در آمریکا، مخالفت با جنگ را در میان افکار عمومی تقویت کنند و از طریق تأثیرگذاری غیرمستقیم بر تصمیمگیران آمریکایی، مانع از اقدام نظامی علیه ایران شوند».
۳.۳. عملیات روانی و جنگ شناختی با هوش مصنوعی
عصر جدید جنگها با ورود «هوش مصنوعی مولد» وارد فاز تازهای شده است. درگیری اخیر ایران و اسرائیل «از نظر حجم تبلیغات، اطلاعات گمراهکننده و عملیات مخفیانه که با کمک هوش مصنوعی و از طریق شبکههای اجتماعی انجام شد، بیسابقه بود و درواقع آغازگر عصر جدید جنگ روانی، نه تنها میان ایران و اسرائیل بلکه در مقیاس جهانی است».
طرفین درگیر جنگ از طریق «رسانههایی با ظاهر مستقل، وبسایتهای ناشناس، حسابهای جعلی در شبکههای اجتماعی، پلتفرمهایی مانند یوتیوب، فیسبوک، ایکس، تلگرام، تیکتاک و دهها اپلیکیشن دیگر، با روشهای گوناگون وارد ذهن مخاطب میشوند. حتی اگر مخاطب نسبت به محتوای اولیه تردید کند، همان پیام در قالبی دیگر، تصویر، انیمیشن، موسیقی، پادکست یا طنز، بازسازی و بازنشر میشود تا تأثیر خود را بگذارد».
۴. الزامات و راهبردهای عملیاتی در شرایط جنگی
برای آنکه دیپلماسی اینترنتی در شرایط جنگی کارآمد باشد، باید الزامات زیر را مد نظر قرار داد:
نخست، فعالسازی همهجانبه ظرفیتهای دیپلماسی عمومی:
حضور فعال و گسترده مسئولین در رسانههای اینترنتی و شبکههای اجتماعی، عمومیت یافتن استفاده از شبکههای اجتماعی در روابط خارجی، و ایجاد سازوکارهای تولید و مدیریت محتوا در فضای مجازی در سطح بینالمللی، از مظاهر تحولات ضروری در این عرصه است.
دوم، بهرهگیری هوشمندانه از فناوریهای نوین:
هوش مصنوعی مولد امروز «توان دولتها برای واکنش لحظهای به رویدادها و ارتباط مستقیم با شهروندان را دگرگون و از همیشه باورپذیرتر کرده است». استفاده از این فناوری برای تولید محتوا، تحلیل دادههای افکار عمومی، و شبیهسازی سناریوهای پیامرسانی، یک ضرورت راهبردی است.
سوم، هماهنگی میان جبهه نظامی و جبهه روایتها:
در عصر «جنگ ترکیبی»، نبرد فیزیکی و نبرد روایتها باید به موازات یکدیگر پیش بروند. هر اقدام نظامی باید با یک کمپین روایتسازی هوشمندانه همراه باشد تا دستاوردهای آن در افکار عمومی جهان تثبیت شود.
چهارم، تابآوری دیجیتال و مصونسازی زیرساختها:
در شرایط جنگی، دشمن ناگزیر به هدف قرار دادن زیرساختهای ارتباطی خواهد پرداخت. ایجاد «خطوط اضطراری ویژه» و حفظ حداقل دسترسی به اینترنت بینالمللی برای ادامه دیپلماسی اینترنتی، یک الزام حیاتی است. کارشناسان ارشد امنیت ملی تاکید میکنند که «انزوای دیجیتال، اولویت راهبردی دشمن در جنگ ترکیبی علیه ایران است».
5. میم مؤثرتر از ناو هواپیمابر دیپلماسی اینترنتی در شرایط جنگی دیگر یک «گزینه» نیست؛ یک «ضرورت انکارناپذیر» است. تجربه جنگهای اخیر نشان داده است که یک محتوای هوشمندانه و طنزآمیز در شبکههای اجتماعی میتواند تأثیری فراتر از یک عملیات نظامی پرهزینه داشته باشد. رمز موفقیت در این عرصه، «ترکیب خلاقیت بومی با فناوریهای پیشرفته، سرعت عمل در واکنش به رویدادها، و حفظ ارتباط مستقیم با افکار عمومی جهان» است. دولتی که در عصر دوفضایی، دیپلماسی خود را به قالبهای سنتی محدود کند، نیمی از جنگ را پیش از آغاز باخته است.