سجادی پناه 18 بهمن 1404 - 4 ساعت پیش زمان تقریبی مطالعه: 2 دقیقه
کپی شد!
0

مذاکرات عمان ۱۴۰۴: شروع خوب عراقچی یا دام جدید آمریکا؟

در تئوری بازی‌ها، فریب‌کارترین بازیکن کسی است که با لبخند دعوت به نشستن می‌کند، اما صندلی را قبلاً به برق فشارقوی وصل کرده است. آنچه امروز در مسقط می‌گذرد، نه «مذاکره برای توافق»، که یک «شبیخونِ دیپلماتیک» است.

افشای یک طراحی کثیف:

در حالی که آقای عراقچی از مسقط بازگشت و با آرامش رسانه‌ای اعلام کرد «گفتگوها فقط هسته‌ای است» و «لازمه هر مذاکره‌ای، خودداری از تهدید و فشار است»، دونالد ترامپ در ایرفورس وان لبخند رضایت زد و گفت: «ایران واقعاً می‌خواهد به شدت به توافق برسد… و پیامدهای نرسیدن به توافق بسیار سنگین خواهد بود.»

تنها چند ساعت بعد، همان کاخ سفید که از «گفتگوهای خیلی خوب» حرف می‌زد، فرمان اجرایی تعرفه ۲۵ درصدی بر هر کشوری که با ایران تجارت کند امضا کرد و ۱۴ کشتی «ناوگان سایه» به همراه ۱۵ نهاد مرتبط با فروش نفت را تحریم نمود. یعنی ترامپ پیش از آنکه پشت میز بنشیند، دورادورِ میز مذاکره را «سیم خاردار» کشیده است. او با یک دست پیام «مذاکره هسته‌ای» می‌فرستد و با دست دیگر، شاهرگ‌های حیاتی تجارت ما با چین و هند را هدف می‌گیرد. این تناقض نیست؛ این «استراتژیِ خفه کردن در حین دست دادن» است.

هشدار صریح به تیم مذاکره‌کننده:

«جناب آقای عراقچی؛ در شطرنجِ دیپلماسی، حرکتِ دست‌ها باید با حرکتِ چشم‌ها هم‌تراز باشد. در حالی که حضرت‌عالی در مسقط از “افق‌های روشن” سخن می‌گویید، رقیب در واشنگتن با زنجیرِ تحریم، راه را بر ۱۴ کشتیِ حاملِ رزق ملت بسته و با اهرمِ تعرفه‌های سنگین، شرکای تجاری ما را به تردید انداخته است.

هشدار دلسوزانه‌ی ما اینجاست: مبادا طنینِ کلماتِ نرم در اتاق‌های مذاکره، صدایِ خشنِ واقعیت را در پهنه‌ی اقیانوس‌ها از یادمان ببرد. دیدنِ “لبخندِ حریف” نباید ما را از پایشِ “دستِ حریف” بازدارد؛ چرا که در منطقِ قدرت، چشمی که همزمان «میز مذاکره» و «صحنه‌ی نبرد اقتصادی» را رصد نکند، ممکن است فرصت‌ها را به تهدید مبدل سازد.»

فراموش نکنیم که «قضاوت تاریخ، تابعی از نیت‌ها نیست؛ تابعی از نتایج است. نشستن پای میزی که بر فراز آن تیغ تعرفه‌های ۲۵ درصدی و زنجیر تحریم‌های لحظه‌ای می‌چرخد، بیش از آنکه “فرصت‌سازی” باشد، نشان از یک خطای محاسباتی در تشخیص زمانه دارد.

جناب آقای وزیر؛ عبور از این دالان پرپیچ‌وخم، نیازمند «پاسخ‌های متقارن» در برابر «چماق‌های نوین» است. باید مراقبت کرد که هر دقیقه حضور در پشت میزی که حریف در آن مشغولِ ساختِ ابزارهای فشار جدید است، به معنایِ تزریق جسارت به کالبد دشمن تعبیر نشود. شأن دیپلماسی ما فراتر از آن است که نامِ معمارانش در ذیلِ “توافقی تحت فشار” در جریده تاریخ ثبت گردد.

به یاد داشته باشیم دیپلماسی‌ای که در آن سهمِ دشمن “تولید تحریم” باشد و سهمِ ما “تولید خوش‌بینی”، دیپلماسیِ توازن نیست؛ بلکه فرآیندِ توزیعِ فقر اقتصادی در بسته‌بندی‌های شیکِ سیاسی است که هزینه آن را سفره‌های مردم می‌پردازند.»

نویسنده
MAJID SAJADI
مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *