سجادی پناه 06 اسفند 1404 - 4 ساعت پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

سخنرانی ترامپ در کنگره؛ “نقشه غایب” برای جنگ با ایران و زنگ خطر برای دموکراسی آمریکا

آنچه این روزها در خاورمیانه در حال شکل‌گیری است، “آماده‌باش” نیست؛ آرایش جنگی تمام‌عیار است. انباشتی بی‌سابقه از قدرت سخت آمریکا در منطقه؛ سنگین‌تر از هر مقطع پس از حمله به عراق در سال ۲۰۰۳.
دو ناو هواپیمابر، صدها جنگنده، هزاران نیروی زمینی تازه‌نفس. انبوهی از تجهیزات که فهرست‌شان در گزارش‌های محرمانه گم می‌شود.
این‌ها رقم نیستند؛ این‌ها انبار باروت‌اند.
و در برابر این همه آتش بالقوه، هیچ نقشه‌ای از قبل و بعد از پیروزی احتمالی در معرض افکار عمومی امریکایی ها نیست. هیچ مجوز قانونی‌ای نیز صادر نشده است. گویا تاریخ، این بار قصد دارد فیلم‌نامه‌ای را تکرار کند که پایانش از قبل نوشته نشده است

دو پرسش، چون دو میخ آهنین، در ذهن تاریخ فرو رفته است:
نخست: «برنامه» کجاست؟
حمله آسان است؛ پیروزی نظامی شاید، اگر روزی نامش را «پیروزی» بگذاریم. اما تبدیل «فتح میدان» به «امنیت پایدار» هنر دیگری است. هنری که آمریکا در عراق و افغانستان نه فقط آن را نیاموخت، که در باتلاقش فرو رفت. دهه‌ها فرسایش. تریلیون‌ها دلار سوخت‌شده. نسلی خسته از جنگ‌هایی که آغازشان یک امضا بود و پایانشان هرگز.

استراتژی پس از روز اول چیست (با فرض محال پیروزی)؟ فردای روزی که موشک‌ها خاموش شوند، چه نقشه‌ای برای کشوری که دود از خرابه‌هایش برمی‌خیزد، کشیده شده است؟ بیرون از دیوارهای کاخ سفید، کسی پاسخ نمی‌دهد. حتی درون کاخ سفید، شاید کسی نداند.
اگر جنگی داوطلبانه آغاز شود، آن پرهزینه ترین تصمیم تاریخ معاصر آمریکا خواهد بود. عبرت تاریخی را از یاد نبریم: حتی حمله به ژاپن که یک روز همه را غافلگیر کرد، با استدلال «دفاع مشروع» به تصویب کنگره رسید. آنجا «حمله» بود. در ایران، فقط «اراده» است؛ اراده‌ای که می‌خواهد بی‌پشتوانه قانونی و بی‌برنامه روشن، تاریخ را به آتش بکشد.

دوم: مجوز قانونی کجاست؟
کنگره ایالات متحده، این مدعی بزرگ دموکراسی، نه استماعی جدی برگزار کرده، نه مجوز رسمی استفاده از نیروی نظامی صادر نموده است. سکوت کنگره در این میانه، نه از سر رضایت، که از سر بهت است؛ بهت در برابر اراده‌ ترامپی که خود را فراتر از قانون می‌بیند.

در منطق قانون اساسی آمریکا، جنگ بدون مجوز کنگره، «خلأ قانونی» نیست؛ «تخلف آشکار» است. عدم اجازه، منطقه خاکستری نمی‌سازد؛ بلکه خط قرمز را برای همیشه محو می‌کند. رئیس‌جمهور تنها در یک مورد می‌تواند فرمانده‌کل را بدون کنگره به میدان بفرستد: دفاع فوری و اضطراری در برابر حمله‌ای قریب‌الوقوع.
درمقابله با ایران نه حمله‌ای رخ داده، نه تهدیدی فوری و مستند اثبات شده است. اینجا فقط انباشت نیروست. فقط لفاظی. فقط عزمی که می‌خواهد جهان را به تماشای قدرتی فراقانونی دعوت کند.

قیاس ساده است:
اگر اجازه ورود به خانه‌ای را نداشته باشی و وارد شوی، نامش «تردید» نیست؛ نامش «تصرف» است. قانون اساسی هم همین را می‌گوید. تفاوت نمی‌کند خانه‌ای در حومه شهر امریکا باشد یا کشوری در خاورمیانه.

آقای ترامپ! حلقه نزدیکتان!
این تجمع نیرو، این خطابه‌های آتشین، این تهدیدهای روزانه، یک پیام بیش ندارد: تمرکز قدرتِ بی‌مهار، در غیاب نهادهای ناظر.
وقتی کنگره امریکا در سکوت فرو رفته، وقتی ژنرال‌های بازنشسته‌اش صف هشدار را تشکیل نداده‌اند، وقتی رؤسای‌جمهور پیشین‌اش در تعارفات کهنه و دیپلماتیک غوطه‌ور مانده‌اند، نتیجه جز این نمی‌تواند بود: لغزشی آرام و هولناک به سوی جنگی بی‌مجوز و بی‌برنامه.

ادامه این مسیر، فقط تهران را هدف نمی‌گیرد؛ منطقه را به لرزه درمی‌آورد و اعتبار واشنگتن را بیش از پیش فرسوده می‌کند. جنگی که بی‌قانون آغاز شود، بی‌قانون نیز پایان خواهد یافت؛ و پایانش هر چه باشد، صلح در کار نیست.

و تاریخ خواهد نوشت:
آنان که سوگند یاد کرده بودند از قانون اساسی امریکا دفاع کنند، چرا خاموش ماندند وقتی باروت، ثانیه‌شمار انفجار را می‌شنید؟
آیا در آن هنگام، مشغول تنظیم بیانیه‌های محکومیت پس از فاجعه بودند؟

تاریخ، عدد است؛ اما این عدد، بوی باروت می‌دهد و باروت، هرگز بی‌صدا نمی‌میرد.

نویسنده
MAJID SAJADI
مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *