جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ برای اولین بار در تاریخ، بهصورت مشترک در سه کشور آمریکای شمالی برگزار میشود:
ایالات متحده آمریکا، کانادا و مکزیک.
این رویداد عظیم، از یک سو بزرگترین صحنه نمادین ورزش جهان است و از سوی دیگر، یک «نهاد بینالمللی» است که میتواند در میدان سیاست، ابزار فشار و بازدارندگی شود.
اگر کیسنجر زنده بود و در اردوگاه اروپاییها حضور داشت، چه پیشنهادی می داد؟
کیسنجر در بهترین روزهای زندگیاش هیچگاه با هیجان عمل نمیکرد. او با سردی محاسبهگر و با ابزارهایی که دیگران را غافلگیر میکرد، میدان را مدیریت میکرد. اگر امروز کیسنجر در اردوگاه اروپاییها حضور داشت، در برابر ترامپ نه با شعار و نه با تهدید مستقیم، بلکه با بازیِ ساختار و نهاد عمل میکرد.
او اروپا را از «واکنش» به «اقدام» میکشاند و میگفت:
“ترامپ خطرناک است، اما ما باید ابزارهایی داشته باشیم که او را مجبور به عقبنشینی کند”.
کیسنجر جام جهانی را بهعنوان یک رویداد ورزشی نمیدید؛ او آن را یک «نهاد بینالمللی» میدید که ارزش نمادین دارد. بنابراین، اروپا را به این نتیجه میرساند که:
اگر ترامپ گرینلند را تصرف کند، اروپا باید از ابزارهایی استفاده کند که بهترین ضربه را به آمریکا بزند.
جام جهانی، بزرگترین صحنه نمادین جهان است که میتواند آمریکا را در برابر افکار عمومی جهانی خلع سلاح کند.
او باسیاست مثال زدنیاش اروپا را به سمت یک «اتحاد قانونی» میبرد، نه «اتحاد ضدآمریکایی»، و میگفت:
«ما علیه آمریکا نیستیم؛ ما علیه نقض قواعد بینالملل هستیم.»
پیشنهاد کاملا عملیاتی کیسنجر «اتحاد فیفا-اروپا برای حفظ نظم جهانی»
ایده این است که اروپا از جام جهانی استفاده کند، اما نه با کنارهگیری و تحریم آن، بلکه با بازتعریف نظم جهانی ورزش.
گام اول: بیانیه مشترک اروپا و فیفا
اروپا باید بیانیهای مشترک صادر کند که تصرف گرینلند را نقض آشکار حقوق بینالملل و امنیت جهانی معرفی کند. این بیانیه باید از جنس «حفاظت از ورزش» باشد، نه صرفاً سیاسی.
گام دوم: مکانیسم تعلیق موقت
اروپا باید از فیفا بخواهد یک مکانیسم تعلیق موقت طراحی کند که در صورت وقوع تجاوز، مسابقات در آمریکا بهصورت موقت متوقف یا به تعویق بیفتد. این اقدام نه تحریم مستقیم، بلکه یک «مکانیزم حفاظتی» است که پیامش واضح است:
«اگر آمریکا نظم جهانی را به خطر بیندازد، خودِ نظم جهانی واکنش نشان میدهد.»
گام سوم: انتقال نمادین مسابقات به یک کشور ثالث
اگر وضعیت تشدید شود، اروپا باید پیشنهاد انتقال بخشی از جام جهانی به یک کشور ثالث را مطرح کند. این انتقال باید بهصورت «حفاظت از ورزش جهانی» ارائه شود، نه «تحریم آمریکا». در این صورت، اروپا از لحاظ اخلاقی و حقوقی برنده میشود و ترامپ در زمین خودش شکست میخورد.
بنابراین اگر کیسنجر بود، اروپا را از «واکنش هیجانی» نجات میداد و آن را وارد «بازی ساختار» میکرد. او نمیگذاشت اروپا با ترامپ در سطح «کلام و شعار» مبارزه کند؛ بلکه او را در سطح «نهاد و قاعده» شکست میداد.
پیشنهاد نهایی آن گور به گور شده این است که اروپا از جام جهانی بهعنوان ابزار ساختارزدایی از قدرت آمریکا استفاده کند، نه بهعنوان ابزار انتقام.
یعنی نه کنارهگیری از جام جهانی، نه جنگ، بلکه بازتعریف نظم جهانی در برابر یک رئیسجمهور بیقاعده.