شکست اصل غافلگیری؛ روایت یک پیروزی اطلاعاتی ایران برابر آمریکا”
آنهمه لشکرکشیِ پرهیاهوی ایالات متحده آمریکا، آنهمه جابهجایی ناو و پایگاه و پیامهای چندلایه، صرفاً نمایش قدرت نبود. هدف، نقطهای و سرنوشتساز بود: زدنِ “سر” پیش از درگیریِ “بدنه”. حذفِ رأسِ تصمیمسازیِ جمهوری اسلامی ایران پیش از آنکه میدان به تقابل آشکار برسد.
مذاکرات هستهای، در این خوانش امنیتی، فقط میز گفتوگو نبود؛ پوششی برای خرید زمان بود. زمان برای تکمیل بانک اهداف. زمان برای مادرِ شناسایی. زمان برای تبدیل داده به مختصات. و مختصات به آتش. اصل غافلگیری، ستون فقرات هر عملیات موفق است. دشمن میکوشد پیش از آنکه صدای شلیک بلند شود، نتیجه را گرفته باشد.
اما اینبار، غافلگیری فرو ریخت.
برخلاف تجربه تلخ یک جنگ محدود دوازدهروزه که در آن برخی فرماندهان و نخبگان هستهای هدف عملیات تروریستی قرار گرفتند، امروز اهداف اصلی ایران، یعنی رهبری و تصمیمگیران کلان، در پوشش حفاظتی چندلایه قرار گرفتهاند. حلقههای امنیتی تو در تو. جابهجاییهای کنترلشده. انقطاع هوشمند زنجیرههای رصد. یعنی شکستن دسترسی دشمن به نقطه ثقل.
در نبردهای مدرن، حفاظت از رأس هرم قدرت، خود یک عملیات است. وقتی دشمن نتواند به مغز فرماندهی نزدیک شود، بازوی نظامیاش هم سرگردان میماند. وقتی اهداف از دسترس خارج شوند، آتش هرچقدر هم دقیق باشد، بیاثر میشود.
آنچه رخ داده، یک پیروزی خاموش است. پیروزی در لایه اطلاعات. در پیشگیری، در بستن راه، پیش از آنکه دشمن قدم بگذارد.
به دستگاههای اطلاعاتی کشور باید تبریک گفت؛ نه از سر احساس، که از سر فهم راهبردی. چرا که گاهی بزرگترین موفقیت امنیتی، همان تهدیدی است که هرگز به مرحله اجرا نمیرسد.