سجادی پناه 03 اسفند 1404 - 4 ساعت پیش زمان تقریبی مطالعه: 2 دقیقه
کپی شد!
0

رمزگشایی از لشکرکشی تمام‌عیار آمریکا علیه ایران؛ پروژه‌ای ۱۴۰ ساله که ترامپ آن را به اوج خونین رساند

بیش از یک قرن است که خصومت نظام استکبار غربی با جهان اسلام، نه از سر تصادف یا اختلافات مقطعی، بلکه بر پایه یک طرح راهبردی بلندمدت شکل گرفته است. تحلیل‌های سطحی امروز – از برنامه هسته‌ای گرفته تا حقوق بشر و نفوذ منطقه‌ای – تنها بهانه‌هایی هستند برای پوشاندن حقیقت عریان: آنچه امروز در قالب فشار حداکثری، تحریم‌های فلج‌کننده و لشکرکشی نظامی عظیم علیه جمهوری اسلامی ایران جریان دارد، ادامه مستقیم همان پروژه استعماری-صهیونیستی است که از اواخر قرن نوزدهم در قلب اروپا کلید خورد و اکنون واشنگتن، به عنوان وارث و پرچم‌دار بریتانیای کبیر، آن را با تمام قوا پیش می‌برد.

۱. ریشه‌های ۱۴۰ ساله؛ از بالفور تا ترامپ: سلطه بر قلب جهان اسلام
هنگامی که تئودور هرتسل در ۱۸۹۶ کتاب «دولت یهود» را منتشر کرد و کنگره صهیونیستی اول در بال سوئیس (۱۸۹۷) برپا شد، همزمان چرخ‌دنده‌های ماشین استعماری غرب برای تسخیر خاورمیانه به سرعت چرخید. فلسطین، قبله اول مسلمین و مرکز ثقل تمدن اسلامی، هدف نخست این نقشه شوم بود.
اعلامیه بالفور (۱۹۱۷) – آن نامه ننگین آرتور بالفور به لرد روتشیلد – نقطه عطف علنی این پروژه بود؛ خیانتی که در میانه جنگ جهانی اول و فروپاشی عثمانی، «خانه ملی یهود» را بر ویرانه‌های حقوق تاریخی ملت فلسطین بنا نهاد.

پس از جنگ جهانی دوم و افول امپراتوری بریتانیا، آمریکا پرچم این توطئه را به دست گرفت. حمایت هری ترومن از تأسیس رژیم جعلی صهیونیستی در ۱۹۴۸، آغاز سلطه مستقیم واشنگتن بر این طرح بود. امروز صهیونیسم، دیگر یک جنبش قومی-مذهبی نیست؛ به ایدئولوژی سلطه جهانی تبدیل شده که آیپک، کنگره آمریکا و کاخ سفید ستون‌های اصلی آن هستند. هدف؟ نه فقط اشغال کامل فلسطین، بلکه کنترل منابع انرژی، مسیرهای تجاری و ژئوپلیتیک کل منطقه؛ «خاورمیانه جدید»ی که در آن هیچ مقاومتی در برابر هژمونی صهیونی-آمریکایی تاب نیاورد.

۲. ترامپ؛ تجسم صهیونیسم انجیلی در کاخ سفید
دونالد ترامپ، برخلاف ژست پوپولیستی‌اش، یک صهیونیست مسیحی تمام‌عیار است. جنبش انجیل‌گرایان آمریکایی – با تفسیر آخرالزمانی خود از کتاب مقدس – بازگشت یهود به «ارض موعود»، بازسازی معبد سوم و نبرد آرماگدون را شرط ظهور مجدد مسیح می‌داند. ترامپ این اعتقاد را به عمل تبدیل کرد:

. انتقال سفارت به قدس اشغالی (۲۰۱۸) و نقض آشکار قطعنامه‌های سازمان ملل
. به رسمیت شناختن جولان اشغالی به عنوان خاک اسرائیل
. پیشبرد «توافق‌های ابراهیم» برای شکستن انزوای رژیم صهیونیستی

او بارها فریاد زد: «من بهترین دوست اسرائیل در تاریخ آمریکا هستم» و حتی گستاخانه افزود:
«مسیحیان، اسرائیل را بیش از خود یهودیان دوست دارند».

این اقدامات، ماهیت ایدئولوژیک و فراحزبی حمایت آمریکا از پروژه صهیونیستی را برملا می‌کند؛ حمایت نه از سر مصلحت سیاسی، بلکه از عمق یک موعودگرایی آخرالزمانی که ایران را مانع اصلی تحقق آن می‌بیند.

۳. انقلاب اسلامی؛ سد استوار در برابر تکمیل نقشه سلطه
پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) در ۱۳۵۷، بزرگ‌ترین زلزله در این پروژه ۱۴۰ ساله بود. ملت ایران با شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» و اصل بنیادین «عدم سلطه‌پذیری»، خود را از مدار استکبار خارج کرد.
ایران امروز، به عنوان تنها قدرت مستقل منطقه‌ای، حلقه مرکزی پروژه صهیونیستی – یعنی موجودیت غاصب قدس – را به چالش کشیده است:

. حمایت بی‌چون‌وچرا از آرمان فلسطین
. تقویت جبهه مقاومت (حزب‌الله، حماس، انصارالله، حشدالشعبی و …)
. ایستادگی در برابر هرگونه عادی‌سازی با رژیم کودک‌کش

از این رو، لشکرکشی آمریکا علیه ایران، نه به بهانه هسته‌ای یا حقوق بشر، بلکه به دلیل مقاومت در برابر تکمیل نقشه تاریخی سلطه است.

۴. پیمان ابراهیم؛ خیانت حاکمان عربی و رویای دست‌نیافتنی تسلیم ایران
ترامپ در ۲۰۲۰ با «توافق‌های ابراهیم»، حلقه طلایی پروژه را رونمایی کرد: امارات، بحرین، سودان و مراکش تحت فشار واشنگتن و وعده‌های تسلیحاتی-اقتصادی، آرمان امت اسلامی را به حراج گذاشتند و رژیم اشغالگر را از انزوا خارج کردند.

پیامد؟ تضعیف موقت جبهه مقاومت، عادی‌سازی جنایات صهیونیستی در رسانه‌های عربی، شکاف میان حاکمان خائن و ملت‌های مسلمان (که همچنان در خیابان‌های عربی فریاد «مرگ بر اسرائیل» سر می‌دهند) و تلاش برای تشکیل «ناتوی عربی-عبری» علیه ایران.

اما آرزوی پنهان طراحان: پیوستن ایران به این پیمان ننگین! برخی تحلیل‌گران صهیونیستی از «ایران پس از تغییر رژیم» یا «ایران پس از توافق هسته‌ای جدید» سخن می‌گویند؛ ایرانی که موجودیت اسرائیل را بپذیرد، حمایت از مقاومت را قطع کند و به «شریک اقتصادی» تل‌آویو بدل شود.
این، نه سناریو، که رویای واهی است. جمهوری اسلامی بر پایه «عدم سلطه‌پذیری» و «حمایت از مستضعفین عالم» بنا شده و هرگز فلسطین را به فراموشی نخواهد سپرد. هر فشار و وسوسه‌ای تنها استحکام جبهه مقاومت را بیشتر خواهد کرد.

۵. لشکرکشی نظامی عظیم آمریکا؛ محاصره کامل و تهدید مستقیم اطراف مرزهای ایران: قلب تپنده پروژه ۱۴۰ ساله

این دشمنی در لشکرکشی نظامی عظیم و بی‌سابقه آمریکا به اطراف مرزهای مقدس جمهوری اسلامی ایران به اوج خود رسیده است؛ محاصره‌ای تمام‌عیار که ایران را از چهار سوی زمین و دریا در حلقه آهنین قرار داده و پرده از ماهیت واقعی این پروژه برمی‌دارد.

آمریکا با استقرار ده‌ها پایگاه نظامی دائمی در کشورهای همسایه (از سنتکام در قطر و بحرین گرفته تا پایگاه‌های عظیم در عراق، امارات، عربستان و حتی حضور مستقیم در کردستان عراق)، اعزام چندین ناو هواپیمابر غول‌پیکر به خلیج فارس و دریای عمان، هزاران سرباز، جنگنده‌های پیشرفته F-35، بمب‌افکن‌های B-52 و سیستم‌های موشکی پاتریوت، ایران را تحت شدیدترین فشار نظامی تاریخ خود قرار داده است.
ناوهای هواپیمابر یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن و دوایت آیزنهاور با صدها جنگنده و هزاران ملوان، در آب‌های نزدیک تنگه هرمز لنگر انداخته‌اند؛ مانورهای مشترک با رژیم صهیونیستی و رژیم‌های مرتجع عربی مرتباً تکرار می‌شود؛ پهپادهای جاسوسی و جنگنده‌های بدون سرنشین به‌طور مداوم حریم هوایی نزدیک مرزهای ایران را نقض می‌کنند و تهدید حمله مستقیم و «پیش‌دستانه» هر روز از زبان فرماندهان پنتاگون و خود ترامپ تکرار می‌شود.

این لشکرکشی عظیم، نه یک نمایش نظامی معمولی، بلکه محاصره استراتژیک کامل است: از شمال (حضور در قفقاز و آسیای مرکزی)، شرق (افغانستان سابق و پاکستان)، غرب (عراق و سوریه) و جنوب (خلیج فارس و دریای عمان).
هدف؟ ایجاد یک کمربند نظامی آهنین برای فلج کردن ایران، قطع شریان‌های اقتصادی، و آماده‌سازی برای هرگونه ماجراجویی نظامی در لحظه مناسب.

ترامپ بارها این تهدید را علنی کرد: «اگر ایران کوچک‌ترین حرکتی بزند، نابود خواهد شد». این لشکرکشی، همراه با ترورهای هدفمند فرماندهان مقاومت (شهید حاج قاسم سلیمانی) و دانشمندان هسته‌ای، جنگ 12 روزه ، حمایت تمام‌عیار از جنایات رژیم صهیونیستی در غزه و لبنان، و تهدیدهای مستمر حمله مستقیم، همه در خدمت یک هدف واحد است: حذف یا حداقل خنثی‌سازی ایران به عنوان سد راه «خاورمیانه جدید» صهیونی-آمریکایی.

ابعاد دیگر این لشکرکشی نیز در خدمت همین هدف است:
اقتصادی: تروریسم اقتصادی و تحریم‌های ظالمانه برای فلج‌سازی ملت و واداشتن به تسلیم
رسانه‌ای-فرهنگی: ماشین عظیم ایران‌هراسی، اسلام‌هراسی، تحریف واقعیت‌ها و تلاش برای ایجاد شکاف میان ملت و نظام
بنابراین دشمنی آمریکا با ایران، یک مناقشه گذرا یا مسئله‌ای قابل حل با مذاکره ساده نیست؛ این جنگ ۱۴۰ ساله بر سر هویت تمدنی، استقلال ملت‌ها و آینده منطقه است که امروز با لشکرکشی نظامی عظیم اطراف مرزهای ایران به نقطه اوج رسیده.
پیمان ابراهیم آخرین حربه برای دور زدن سد ایران بود، اما ایستادگی جمهوری اسلامی و بیداری روزافزون ملت‌های مسلمان نشان داد که این پروژه همچنان ناتمام خواهد ماند. آمریکا «ایران مطیع» می‌خواهد تا نقشه صهیونیستی به سرانجام برسد؛ اما تاریخ و وعده الهی گواه است که پیروزی از آن مستضعفین است. پیروزی نهایی، از آن جبهه حق و ملت‌های آزاده خواهد بود.
ان‌شاءالله

نویسنده
MAJID SAJADI
مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *