امروز نیویورکتایمز – ارگان مطبوعاتی شناختهشدهی جریان سلطهگر آمریکایی – گزارشی ساختگی و کاملاً جهتدار منتشر کرد که در اوج تنشهای منطقهای و تهدیدات نظامی رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار، ناگهان از «لایههای جانشینی اضطراری»، «فهرست مخفی جایگزینان رهبر انقلاب» و حتی نامبردن از شخصیتهایی چون علی لاریجانی در رأس، محمدباقر قالیباف در مرتبه بعد و بهطور عجیب حسن روحانی به عنوان گزینههای احتمالی سخن میگوید!
این گزارش نه یک تحلیل ژورنالیستی، بلکه یک عملیات روانی سازمانیافته (PSYOP) است که توسط اتاقهای فکر مشترک CIA، موساد و احتمالاً برخی عناصر نفوذی، طراحی و زمانبندی شده تا:
۱. تفرقهافکنی در سطوح عالی نظام؛ با القای وجود اختلاف و بیاعتمادی میان یاران دیرین انقلاب و رهبری
۲. تضعیف روحیه عمومی نیروهای انقلابی، بسیج، سپاه و بدنه وفادار ملت؛ با ایجاد تردید درباره استحکام ساختاری نظام
۳. انحراف افکار عمومی از دشمن اصلی؛ یعنی انحراف از تمرکز اصلی بر تهدیدات مستقیم نظامی آمریکا و اسرائیل و فشار حداکثری اقتصادی-روانی علیه ایران
۴. مشروعیتزدایی از ولایت فقیه؛ با القاء این تصور که قانون اساسی و نهادهای قانونی نظام (بهویژه مجلس خبرگان رهبری) نادیده گرفته شده و جای آن را تصمیمات شخصی و مخفی گرفته است!
اما حقیقت چیست؟
طبق اصل ۱۰۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (مصوب ۱۳۵۸ و تأییدشده در بازنگری ۱۳۶۸):
«پس از مرجع عالیقدر تقلید و رهبر کبیر انقلاب جهان اسلام و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیتالله العظمی امام خمینی قدسسرّهالشّریف، خبرگان رهبری منتخب مردم وظیفه دارند رهبری را تعیین کنند.»
و طبق اصل ۱۰۹ شرایط رهبر مشخص شده و هیچ مکانیزم قانونی دیگری برای تعیین جانشین وجود ندارد. تنها مرجع رسمی و قانونی، مجلس خبرگان رهبری است که:
اعضای آن خبره و مجتهد هستند
بهصورت دورهای توسط مردم انتخاب میشوند
جلسات محرمانه برای بررسی شرایط و گزینهها دارند (همانطور که در سالهای اخیر نیز علناً از فعالیت کمیسیون محرمانه خبرگان برای رصد و اولویتبندی خبر داده شده)
تصمیم نهاییشان علنی و شرعی خواهد بود و هیچ «فهرست مخفی چهارلایهای»، هیچ «جانشین اضطراری شخصی» و هیچ «حلقه معتمدان تصمیمگیر در صورت قطع ارتباط» خارج از این چارچوب قانونی و شرعی وجود خارجی ندارد و ادعای آن کذب محض و جعل واقعیت است.
نامبردن از آقایان لاریجانی، قالیباف و – بهطور مضحکتر – روحانی در چنین فهرستی، نشاندهنده جهل فاحش یا سوءنیت عمدی تهیهکنندگان گزارش است:
لاریجانی سیاستمدار باتجربه و وفاداری است، اما جایگاه فقهی-اجتهادی لازم برای رهبری را ندارد (همانطور که خود گزارش نیویورکتایمز ناخواسته اعتراف میکند!).
قالیباف فرمانده ارزشمند و مدیر اجرایی قوی است، اما باز هم فاقد شرط مرجعیت و اجتهاد است.
روحانی که سالهاست از دایره تصمیمگیریهای کلان خارج شده، آوردن نام او بیشتر یک طنز تلخ یا تلاش برای ایجاد شبهه و اختلاف است!
این تاکتیک کلاسیک جنگ نرم است: وقتی از روبهرو (تحریم، تهدید نظامی، عملیات خرابکارانه) قادر به شکست نیستند، از پشت با شایعهسازی هدفمند، تزریق تردید و القای بحران جانشینی ساختگی ضربه میزنند.
پاسخ ما چیست؟
هوشیاری حداکثری همه مسئولان، رسانهها و مردم بیدار ایران
بیاعتبار کردن فوری این دروغپردازی با استناد به قانون اساسی و تأکید بر نقش انحصاری مجلس خبرگان
تمرکز صدچندان بر مرز های آبی و خاکی ایران و جبهه مقاومت
این بمب رسانهای خنثی خواهد شد، همانطور که دهها توطئه قبلی خنثی شد.