کوشنر نه نمایندهٔ رسمی اسرائیل است، نه سخنگوی نتانیاهو. حتی نام اسرائیل را هم بهندرت بر زبان میآورد. اما حاصل کارش دقیقاً همان چیزی است که تلآویو سالها در پیاش بود: امنیت، بیآنکه هزینهاش را خودش بپردازد؛ آرام، بیسروصدا و با دستهای آمریکایی.
نقش او در دو میدان حیاتی متبلور شده است:
اول «غزه» ، بعد «ایران»
دو تهدید وجودی. دو گرهٔ امنیتی.
در مذاکرات غیرمستقیم آمریکا و ایران در عمان، کوشنر کنار استیو ویتکاف ایستاده است. مذاکرات «صرفاً هستهای» است. اما از نظر آنها، همهچیز روی میز است. موشکها، محور مقاومت و خط قرمز اصلی: عبور نکردن ایران از آستانهٔ هستهای.
پیشنهادهایی مثل انتقال اورانیوم غنیشده به کشور ثالث یا ایجاد کنسرسیوم منطقهای، سالها روی میز لابیهای اسرائیل بود؛ حالا همان نسخه، نه از تلآویو، بلکه از واشنگتن شنیده میشود؛ بهویژه از مسیر داماد ترامپ، با صدای استیو ویتکاف.
حتی اگر توافق نهایی هم هرگز امضا نشود، صرفِ حضور کوشنر و تداوم فشار حداکثری پس از جنگ ۱۲روزه و بمباران تأسیسات هستهای، پیام را منتقل کرده است:
یا عقبنشینی کنید، یا وارد مرحلهای پرهزینهتر شوید.
از نگاه طراحان این مسیر، حاصل کار روشن است: ایران ضعیفتر، پروندهٔ هستهای مهارشدهتر، و محور مقاومت فرسودهتر.
کوشنر از طرف آمریکا سخن میگوید، اما خروجی دقیقاً همان چیزی است که اسرائیل در جلسات محرمانه مطالبه میکند.
در غزه نیز همین الگو تکرار شد؛ کوشنر، بیآنکه نامش در خط مقدم باشد، به حافظ نامرئی امنیت اسرائیل بدل شد.
طرح «غزهٔ جدید» که او در داووس ۲۰۲۶ رونمایی کرد، یک اصل غیرقابل مذاکره دارد:
«هیچ بازسازیای بدون خلع سلاح کامل حماس.»
نه آتشبس انسانی، نه راهحل سیاسی، نه دلسوزی رسانهای.
اول سلاح، بعد زندگی.
بازسازی فقط در مناطقی مجاز است که حماس سلاح را تحویل داده باشد، یا عملاً زیر چتر امنیتی اسرائیل یا نیروی تثبیت بینالمللی قرار گیرد. خروج ارتش اسرائیل؟ فقط در برابر تحویل مرحلهای سلاح.
و بالای تمام این سازوکارها، هیئتی ایستاده که خودِ کوشنر نیز عضوش است؛ ناظر، تنظیمگر و ضامن اجرا.
نتیجه، بیتعارف: حماس خلع سلاح میشود، بیآنکه اسرائیل ناچار باشد هزینهٔ سیاسی این اقدام را مستقیماً بپردازد.
کوشنر اسمش را گذاشته «امنیت اول»؛ کالایی راهبردی که تلآویو سالها در پیاش بود، اما ابزار ساختنش را نداشت.
چرا «غیرمستقیم»؟ چون کوشنر مقام رسمی ندارد و اسرائیل میتواند مدعی شود «ما مستقل تصمیم میگیریم».
اما اهرمها جای دیگری است: تحریم، پول، دیپلماسی منطقهای و نیروی بینالمللی.
همان الگویی که در توافقهای ابراهیم جواب داد: آمریکا فشار میآورد، دیگران هزینه میدهند، و اسرائیل امنیت میگیرد.
جمعبندی ساده است: کوشنر حافظ امنیت اسرائیل است، طوری که انگار اسرائیل اصلاً کاری نکرده است.
امنیتی که «دیگران» برایش ساختهاند؛ و این، دقیقاً همان رؤیای دیرینهٔ نتانیاهوست: امنیت، بدون پرداخت صورتحساب