اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ یک واقعیت تلخ را بیپرده آشکار کرد:
بحران جامعه ایران، پیش از آنکه بحران نان باشد، بحران صداست.
جامعه فقط از فشار معیشت به خیابان نیامد؛ از حذفشدن، نادیدهگرفتهشدن و بیاثرشدن خشمگین شد. خشم اجتماعی همیشه از فقر مطلق زاده نمیشود؛ اغلب از «بیاثری» میآید. لحظهای که فرد میبیند تصمیمها زندگیاش را زیر و رو میکنند، اما هیچ راهی برای شنیدهشدن ندارد.
در چنین شرایطی، اعتراض خیابانی دیگر یک انتخاب سیاسی نیست؛ آخرین ابزار باقیمانده است.
کتاب «راهی از دل بحران به سوی حکمرانی نوین» با همین نقطه آغاز میکند و نشان میدهد که چرا بدون درمان بُعد اجتماعی بحران، هیچ اصلاح اقتصادی یا سیاسی به ثبات نمیرسد. در چارچوب سهگانهٔ کتاب، بخش اجتماعی بر یک گزارهٔ مرکزی بنا شده است:
راه درمان اجتماعی، بازسازی جامعه مدنی و احیای مشارکت است.
جامعه مدنی، شبکهٔ میانجی میان دولت و مردم است؛ مجموعهای از تشکلها، اتحادیهها، انجمنها و نهادهای داوطلبانه که میتوانند انرژی نارضایتی را پیش از انفجار، به گفتوگو و مطالبه نهادی تبدیل کنند. تضعیف این شبکه، جامعه را به تودهای بیواسطه در برابر دولت بدل میکند؛ و این دقیقاً همان لحظهای است که سیاست، امنیتی میشود.
دیماه ۱۴۰۴ نشان داد بخش بزرگی از جامعه نمایندهای برای انتقال مطالبات خود ندارد. تشکلهای صنفی، دانشجویی، حرفهای و محلی یا به رسمیت شناخته نشدهاند یا آنچنان فرسوده شدهاند که کارکرد میانجیگری خود را از دست دادهاند. در چنین وضعیتی، خیابان نقش نماینده را ایفا میکند؛ نمایندهای پرهزینه، ناپایدار و مستعد رادیکالشدن. کتاب استدلال میکند که بازسازی جامعه مدنی یعنی بازگرداندن نمایندگی از خیابان به نهاد.
اما این بازسازی بدون امنیتیزدایی از کنش مدنی ممکن نیست. تشکلهای مستقل تهدید نیستند؛ «سامانه هشدار زودهنگام» جامعهاند. آنها پیش از آنکه نارضایتی به بحران امنیتی تبدیل شود، نشانهها را آشکار میکنند. تجربه تاریخی، چه در ایران و چه در سایر کشورها، نشان داده است که حذف جامعه مدنی، بحران را حل نمیکند؛ آن را به تعویق میاندازد و پرهزینهتر بازمیگرداند.
ضلع دوم این راه درمان، مشارکت اجتماعی است. مشارکت فقط رأیدادن در چند سال یکبار نیست؛ مشارکت یعنی حضور مستمر شهروند در فرآیند تصمیمسازی. جامعهای که فقط برای تأیید دعوت میشود و نه برای مشورت، دیر یا زود اعتماد خود را از دست میدهد. دیماه ۱۴۰۴ محصول همین انباشت بیاعتمادی بود.
کتاب نشان میدهد که تقویت نهادهای محلی، شوراهای واقعی، بودجهریزی مشارکتی و گفتوگوی مستقیم مدیران با گروههای اجتماعی، چگونه میتواند فشار اجتماعی را پیش از تبدیلشدن به بحران خیابانی جذب و مدیریت کند. مشارکت زمانی معنا پیدا میکند که شهروند اثر کنش خود را ببیند.
در نهایت، این بخش از کتاب تأکید میکند که راه درمان اجتماعی بدون بهرسمیتشناختن تنوع جامعه ممکن نیست. ایران جامعهای متکثر است؛ نسلی، فکری، فرهنگی و اجتماعی. این تنوع اگر حذف شود، به شکاف بدل میشود؛ و اگر مدیریت شود، به سرمایه ملی. گفتوگوی اجتماعی نشانه ضعف نیست؛ نشانه بلوغ حکمرانی است.
دیماه ۱۴۰۴ هشدار داد که جامعه بدون مشارکت، دیر یا زود خود را به خیابان تحمیل میکند. بازسازی جامعه مدنی و احیای مشارکت، امتیاز دادن به جامعه نیست؛ شرط بقا و ثبات حکمرانی است.
این کتاب رایگان است