سجادی پناه 15 دی 1404 - 2 روز پیش زمان تقریبی مطالعه: 2 دقیقه
کپی شد!
0

“فرار در مه”چگونه مفسدان اقتصادی پشت سنگر اعتراضات خیابانی پنهان می‌شوند؟

فرار


تاریخ، معلمی بی‌رحم است. اگر خوب نگاه کنیم، نقشه‌ی فساد در جهان یک الگوی تکرارشونده دارد:
هر زمان که ترازوی عدالت به سوی “یقه‌سفیدها” سنگین می‌شود، ناگهان مه غلیظی از بحران، آشوب خیابانی و بی‌ثباتی به هوا برمی‌خیزد. در این مه، ردپاها محو می‌شوند؛ آنهم نه تصادفی، بلکه کاملاً مهندسی‌شده.

۱. “نورچشمی‌های اقتصادی” و انقلاب‌های پرهزینه؛ درس ارمنستان
در ارمنستانِ پیش از ۲۰۱۸، گروهی محدود از نخبگان اقتصادی شریان‌های ثروت ملی را در اختیار داشتند. با آغاز اعتراضات مردمی علیه فقر و فساد، همین “رانت خوران متصل” بازی دوگانه‌ای را آغاز کردند:
از یک‌سو، تظاهر به همراهی با مردم؛ تزریق پول و لجستیک به اعتراضات برای فروپاشی نظم نظارتی پیشین.
و از سوی دیگر، محو سیستماتیک ردپاها؛ در خلأ حقوقی و قضایی (یعنی دوران گذار و پس از براندازی) ، میلیاردها دلار ثروت ملی به حساب‌های برون‌مرزی منتقل شد.

نتیجه چه بود؟ سال‌ها بعد، دولت ارمنستان هنوز در پیچ‌وخم دعاوی بین‌المللی برای بازگرداندن بخش کوچکی از آن اموال گرفتار است؛ چرا که «پیوستگی نهادی و اسنادی» در طوفان تغییر ساختار ناشی از براندازی از میان رفته بود.

۲. برزیل؛ وقتی فساد، آشوب را می‌خرد
پرونده عظیم «لاوا جاتو» در برزیل نشان داد که فساد چگونه از دوقطبی‌سازی اجتماعی تغذیه می‌کند.
در زمانی که مردم به‌حق از تنگنای معیشتی به خیابان آمدند، همان غول‌های اقتصادیِ متهم، با نفوذ رسانه‌ای، مسیر اعتراض را از «شفافیت مالی» به «تخریب نهادها» منحرف کردند.

در آشوبِ فرسایشی، پیگیری مالی ناممکن شد. اسناد از میان رفت، توافق‌های قضایی سست شد و بسیاری از متهمان اصلی، با کمترین هزینه از حلقه عدالت گریختند. آن‌ها فهمیده بودند:
در خیابانِ ملتهب، «ردیابی پول» می‌میرد.

 ۳. مردم؛ پیاده‌نظام ناخواسته
در ارمنستان و برزیل، یک حقیقت مشترک عیان شد:
مفسد اقتصادی می‌داند ثبات، دشمن اوست. در آرامش نهادی، حساب‌کشی اجتناب‌ناپذیر است. پس نسخه‌ی همیشگی چنین است:

ایجاد بحران معیشتی تصنعی در کف خیابان؛
دمیدن در آتش  “اعتراضات خوشنت آمیز و رادیکال”؛
انتقال تمرکز نظام حکمرانی از «اقتصاد» به «امنیت».

در این میان، مردمِ زخم‌خورده، ناخواسته به سپر بلای غارتگران و مفسدان تبدیل می‌شوند.

۴. ایران؛ جایی که مفسد فقط تماشاگر نیست
در ایران، با نسخه‌ای پیچیده‌تر روبه‌رو هستیم. اینجا مفسد اقتصادی گاه تنها بازیگر پشت صحنه نیست؛ او خودِ کارگردان است.

دسترسی به منابع ارزی، گلوگاه‌های توزیع و شبکه‌های شبه‌دولتی، این امکان را می‌دهد که با احتکار، جهش ساختگی نرخ ارز یا شوک قیمتی، ماشه اعتراض چکانده شود.
هدف روشن است: خیابان ملتهب شود تا پرونده‌های سنگین اقتصادی نفس بکشند.

در چنین فضایی، پرونده‌های رانت، اختلاس و ویژه‌خواری به حاشیه می‌روند؛ همان «فرصت تنفس» که غارتگر به آن نیاز دارد.

۵. رؤیای تغییر ساختار؛ بهشت سپیدشویی
چرا تغییر ساختارِ پرآشوب، آرزوی مفسدان است؟
زیرا بخش بزرگی از ثروت‌های بادآورده در ایران، در لایه‌های پیچیده خصولتی و شبه‌دولتی پنهان شده است. تغییر ساختار بدون پیوست حقوقی و قضایی یعنی:

ابطال منشأ اموال رانتی؛
تثبیت واگذاری‌های مسئله‌دار تحت عنوان «دوران گذار»؛
و هم‌زمان، فرار سرمایه از مسیر شبکه‌های غیررسمی، درست همان‌گونه که در برزیل رخ داد.

در آشوب، نظارت ارزی فرو می‌ریزد و چمدان‌ها سنگین می‌شوند.

بنابراین در این بازی کثیف شطرنج غارتگران ، باید میان «معترضِ نجیبِ معیشتی» و «ذی‌نفعِ آشوب ها » مرز کشید.
درد نان واقعی است؛ اما تبدیل آن به سپر حفاظتیِ مفسدان، بزرگ‌ترین خیانت به همان مردم است.

تجربه ارمنستان و برزیل یک هشدار مشترک دارد:
هر اصلاحی که به تضعیف نهادهای حکمرانی و قطع تداوم حقوقی و قضایی منجر شود، هدیه‌ای طلایی به سارقان بیت‌المال است.

عدالت معیشتی نه از دل تغییرات پرآشوب و خیابانِ بی‌مهار، بلکه از مسیر ثبات نهادی، شفافیت مالی و حاکمیت قانون
می‌گذرد.نباید اجازه داد کسانی که خون اقتصاد را در شیشه کرده‌اند، با مهِ ناآرامی، «صورت‌حساب غارت‌هایشان» را پنهان و سپس در سر فرصت پاک کنند.

نویسنده
MAJID SAJADI
مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *