سجادی پناه 05 بهمن 1404 - 3 روز پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

۲۰۰ هزار چاقوی بی‌صاحب؛ پروژه سرویس‌های بیگانه برای ساخت پیاده‌نظام بحران

در تلاقی بحران اقتصادی فرساینده، فروریزش سرمایه اجتماعی و خلأ اعمال حاکمیت توسط دولت، یک پروژه خاموش اما هدفمند در حال پیشروی بود که به درستی ابعاد آن را فهم نکردیم؛ پروژه‌ای که سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه کوشیدند از دل آن، نیرویی خشن، کم‌هزینه و قابل‌انکار برای بی‌ثبات‌سازی داخلی بهنگام اعتراضات بسازند. جامعه‌ای نزدیک به ۲۰۰ هزار نفر از اراذل و اوباش، دیگر صرفاً یک معضل انتظامی نیست؛ این طیف، در معماری «جنگ ترکیبی»، به‌تدریج به پیاده‌نظامی آماده‌به‌کار بدل می‌شود.

۱. بستر داخلی؛ زمینی که دشمن روی آن بازی می‌کند
تورم بالای 50 درصد، شوک‌های ارزی، افول قدرت خرید مردم و افزایش ناامنی شهری، صرفاً شاخص‌های اقتصادی و اجتماعی نیستند؛ این‌ها «شرایط عملیاتی» برای مداخله بیرونی‌اند. ضعف بازدارندگی قضایی و ناتوانی در کنترل پایدار خشونت خیابانی، خلأیی ساخته که سرویس‌های بیگانه دقیقاً برای آن برنامه دارند. تجربه ناآرامی‌های سال‌های اخیر نشان داده است که دشمن، پیش از ورود، منتظر آماده‌شدن زمین می‌ماند.

۲. از حاشیه به متن؛ بازتعریف هویت با مهندسی بیرونی
نسل جدید اراذل و اوباش، باسواد، رسانه‌فهم و متصل به سکوهای پربیننده است. این ویژگی، آن‌ها را به هدفی ایده‌آل برای عملیات نفوذ نرم تبدیل کرده است. سرویس‌های بیگانه، نه با فرمان مستقیم، بلکه با اعطای تریبون، برجسته‌سازی چهره‌ها و تزریق اعتبار کاذب، به بازتعریف هویت این طیف کمک می‌کنند. تفکیک «لات با معرفت» از «اوباش خشن»، در ظاهر یک مرزبندی درونی است؛ اما در عمل، محصول یک مهندسی گفتمانی است که امکان جذب، هدایت و کنترل را فراهم می‌کند.

۳. سازوکار به‌خدمت‌گیری؛ از شناسایی تا هدایت خشونت
الگوی مداخله سرویس‌های بیگانه، شناخته‌شده و مرحله‌بندی‌شده است:
شناسایی عناصر بانفوذ در میان گروه‌های حاشیه‌ای و ارازل، به‌ویژه چهره‌هایی که توان جذب پیرو دارند.
اعطای تریبون رسانه‌ای و مجازی برای ساخت «نماینده» و القای رهبری غیررسمی.
عادی‌سازی خشونت با بازتعریف آن به‌عنوان «غیرت»، «کنترل خیابان» یا «عدالت خودجوش».
هدایت میدانی غیرمستقیم؛ نه با دستور، بلکه با ایجاد فضا، هدف و انگیزه مالی.
در این مدل، اراذل و اوباش به نیرویی «خریدنی»، «قابل‌انکار» و «کم‌هزینه» تبدیل می‌شوند؛ همان تعریفی که در ادبیات جنگ ترکیبی، از پیاده‌نظام نیابتی ارائه می‌شود.

۴. دوگانه رفتاری؛ نقطه نفوذ دشمن
در این جامعه ناهمگن ارازل اوباش، یک شکاف کلیدی وجود دارد. بخشی که به اصولی غیررسمی پایبند است و حاضر نیست برای پول، خشونت کور اعمال کند؛ و بخشی که منفعت‌محور است و آمادگی «همکاری در ازای دلار» دارد. سرویس‌های بیگانه دقیقاً روی این شکاف سرمایه‌گذاری می‌کنند. هدف، جذب اکثریت نیست؛ به‌کارگیری اقلیت خشنِ آماده عمل کفایت می‌کند.

۵. خطای رسانه‌ای راهبردی؛ هویت‌سازی خشن در قاب پربیننده
دعوت یک پلتفرم پربیننده از یکی از لات‌های شناخته‌شده تهران، صرفاً یک گفت‌وگو ساده نبود؛ این اقدام به هویت‌سازی رسمی برای یک نیروی غیررسمی انجامید. او با افتخار اعلام کرد «لات‌ها از اراذل و اوباش جدا هستند» و کوشید برای خود و هم‌طیفانش مشروعیت بسازد.
این برنامه بازدید گسترده گرفت و در میان جوانان با حجم بالای لایک و بازنشر مواجه شد؛ امری که پیام آن را از سطح یک مصاحبه به یک الگوی رفتاری جذاب ارتقا داد. در این چارچوب، تفکیک «لات» از «اوباش» خشونت را نفی نکرد، بلکه آن را بازتعریف کرد و نوعی از زور و کنترل خیابان را «قابل قبول» جلوه داد.
چنین روایت‌هایی، در منطق جنگ ترکیبی، همان منطقه خاکستری مطلوب سرویس‌های بیگانه است؛ جایی که خشونت از جرم به «نقش اجتماعی» تبدیل می‌شود. پلتفرم رسانه‌ای، ناخواسته به واسط نفوذ نرم بدل شد؛ بی‌هزینه برای دشمن و پرهزینه برای امنیت اجتماعی.
در این معنا، یک گفت‌وگوی پربیننده و پُرلایک، دیگر تولید محتوا نیست؛ تولید ظرفیت بحران است.

۶. پیامد نهایی؛ خیابان به‌مثابه میدان عملیات
هدف نهایی این پروژه روشن است:
افزایش خشونت‌های خیابانی در هنگام اعتراضات، سلب امنیت از شهروندان عادی، تخریب چهره اعتراضات اجتماعی و فرسایش توان حکمرانی. در چنین وضعیتی، هر «چاقوخوردن» یک پیام است؛ پیامی که می‌گوید خیابان ناامن است و دولت ناتوان.

هشدار نویسنده
آنهمه خشونتی که در اعتراضات دیماه دیده شد، یک ناهنجاری خودجوش نبود؛ بلکه نشانه‌های از یک پروژه امنیتی خزنده بود. سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه، با تکیه بر بحران‌های داخلی، در حال تبدیل گروه‌های حاشیه‌ای به ابزار بی‌ثبات‌سازی‌اند. اراذل و اوباش، در این سناریو، نه بازیگر اصلی، بلکه ابزار مصرفی‌اند.
مهار این تهدید، صرفاً با باتوم و بازداشت ممکن نیست. بدون بستن زمین بازی اقتصادی، بدون هوشیاری رسانه‌ای و بدون خنثی‌سازی مهندسی بیرونی، «چاقوهای بی‌صاحب» دیر یا زود صاحب پیدا می‌کنند؛ و آن صاحب، در آن سوی مرز نشسته است.

نویسنده
MAJID SAJADI
مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *