سجادی پناه 18 بهمن 1404 - 1 ساعت پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

هشدار راهبردی به شعام: پایان چرخه عقب‌نشینی؛ مطالبه نسلی برای خروج از بن‌بست هسته‌ای

بخاطر نسل جدید هم که شده، اورانیوم غنی‌شده را به خارج نفرستید. آن‌ها تجربهٔ یک کار تمام‌شده را ندارند و هر بار که می‌بینند همه چیز نصفه و نیمه رها می‌شود، خشمشان فوران می‌کند.

برنامه هسته‌ای ایران دیگر یک بحث فنی در پستوهای «نطنز» و «فردو» نیست؛ این پرونده اکنون به رگ حیاتی هویت نسلی گره خورده است که جوانی‌اش را در شکاف میان «هزینه‌های تحریم» و «غرور دستاورد بومی» سپری کرده است.

هشدار اصلی اینجاست: هرگونه تصمیم برای انتقال ذخایر اورانیوم به خارج از کشور، نباید صرفاً با ترازوی دیپلماسی سنجیده شود؛ بلکه باید وزنِ «خشم و سرخوردگی» نسلی را در نظر گرفت که از «چرخه‌های بی‌سرانجام» به ستوه آمده است.

آنچه در مذاکرات عمان نادیده گرفته شد، یک متغیر حیاتی بود: «روان‌شناسی سیاسی نسل جدید». برنامه هسته‌ای ایران امروز از یک پرونده فنی-حقوقی به «دماسنج اعتماد ملی» تبدیل شده است. واگذاری ذخایری که با هزینه‌های کمرشکن معیشتی و صنعتی به دست آمده، می‌تواند ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به انسجام اجتماعی فعلی وارد کند.

۱. کالبدشکافی خشم دی‌ماه ۱۴۰۴: پیوند نان و هویت

تحلیل لایه‌های زیرین اعتراضات نشان می‌دهد که نسل متولد دهه ۷۰ و ۸۰، با یک «فشار تاریخی» دست‌وپنجه نرم می‌کند. این نسل که در میان تورم، رکود و محدودیت‌های اجتماعی بزرگ شده، برنامه هسته‌ای را نه یک پروژه دولتی، بلکه تنها دستاورد ملموس و بومی می‌بیند که می‌تواند «غرور ملی» او را در برابر جهان نمایندگی کند.

بحران بی‌صدایی: وقتی مطالبات این نسل در عرصه‌های سیاسی شنیده نمی‌شود، «دستاورد هسته‌ای» به آخرین پیوند هویتی آن‌ها با اقتدار کشور تبدیل می‌شود.

چسب اجتماعی: شبکه‌های اجتماعی این خشم هویتی را به یک حرکت جمعی تبدیل کرده‌اند؛ هرگونه عقب‌نشینی در این حوزه، در فضای مجازی به عنوان «شکست مطلق» روایت شده و محرک دور جدید اعتراضات خواهد بود.

۲. هزینه‌های گزاف و مطالبه «تمام‌کنندگی»

نسل جدید می‌پرسد: «چرا هیچ کاری را کامل نمی‌کنیم؟»
غنی‌سازی ۲۰٪ و ۶۰٪ با سانتریفیوژهای IR-6 و IR-9، خروجیِ مستقیمِ فشاری است که بر معیشت مردم تحمیل شده است.
چرخه فرساینده: الگوی تکراری «پیشرفت => فشار => عقب‌نشینی»، حس بیهودگی و پوچی را در بدنه تخصصی و نخبگانی کشور تزریق کرده است.

فرار مغزها: مهاجرت نخبگان هسته‌ای و صنعتی دیگر فقط اقتصادی نیست؛ آن‌ها از این می‌گریزند که محصول نبوغشان به جای «تولید قدرت»، به «کالای معامله» تبدیل شود.

۳. تجربه تلخ ۲۰۱۵؛ تله‌ای که نباید تکرار شود

برجام اول؟ ۱۱ تن اورانیوم رفت روسیه، ۲۰۰ تن کیک زرد برگشت، همه‌چیز با نظارت آژانس. همه راضی. همه خوشحال. اما… بعد آمریکا از برجام رفت، و ما را در موضع «خسارت محض» قرار داد.

هشدار: تکرار این تجربه با ذخایر ۶۰٪، در چشم نسل جدید به معنای ابطال سال‌ها پایداری و تحمل تحریم است. این نسل دیگر به «وعده‌های نسیه» در برابر «دارایی نقد» باور ندارد.

۴. پیشنهاد راهبردی

شورای عالی امنیت ملی باید متوجه باشد که انتقال اورانیوم به خارج، تنها جابه‌جایی 400 کیلیو اورانیم غنی شده نیست؛ بلکه تخلیه انرژی روانی جامعه‌ای است که به دنبال یک «پیروزی قطعی» می‌گردد.

راه حل نهایی توقف چرخه عقب‌نشینی است: به جای انتقال مواد، از ظرفیت‌های فنی برای تبدیل آن‌ها به «محصول نهایی» (سوخت یا صفحات رآکتوری) در داخل استفاده شود.

پایان ناتمامی: برنامه هسته‌ای باید از «نماد معامله» به «افتخار نسل سوم» تغییر کاربری دهد. تکمیل این چرخه، پیام اقتدار و ثباتی است که می‌تواند بخشی از خشم ناشی از «بی‌آیندگی» نسل جدید را مهار کند.

نسل جدید «تحقق» می‌خواهد، نه «تکرار».

نویسنده
MAJID SAJADI
مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *