سجادی پناه 21 بهمن 1404 - 7 ساعت پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

اهداف سه‌گانه نتانیاهو؛ چرا او می‌خواهد ما فقط به آسمان نگاه کنیم؟

بنیامین نتانیاهو اخیراً با صراحتی محاسبه‌شده اعلام کرد که تقابل با ایران در سه جبهه نظامی، اقتصادی و سیاسی جریان دارد. این اظهارات نه یک افشاگری تازه، بلکه بخشی از یک استراتژی قدیمی و شناخته‌شده است: ایجاد «خطای دید» عمدی در افکار عمومی ایران. تمرکز رسانه‌ای بر تهدیدهای نظامی پر سر و صدا – آسمان پر از موشک و ناو – دقیقاً برای این طراحی شده که چشم‌ها از آنچه در زمین (اقتصاد) و اطراف (سیاست) می‌گذرد، منحرف شود.

۱. حوزه نظامی: جنگ ادراکی به جای جنگ واقعی
لشکرکشی‌های نمایشی، آماده‌باش‌های مداوم و تهدیدهای توخالی، بیش از آنکه نشانه شروع یک درگیری مستقیم باشد، ابزار ایجاد ترس پایدار است. هزینه جنگ سخت با ایران برای رژیم صهیونیستی و حامیانش بسیار سنگین است؛ بنابراین، به جای اقدام نظامی واقعی، از «جنگ ادراکی» استفاده می‌شود. جامعه‌ای که در حالت استرس دائمی جنگ قرار گیرد، توان تحلیل و تصمیم‌گیری در حوزه‌های حیاتی دیگر را از دست می‌دهد. این دقیقاً همان چیزی است که دشمن می‌خواهد: یک ملت نگران، اما ناتوان از واکنش هوشمندانه به فشارهای واقعی.

۲. حوزه اقتصادی: هدف اصلی و پنهان نبرد
در حالی که تیترها پر از جابه‌جایی ناوها و هواپیماها است، تک‌تیراندازهای اقتصادی مستقیماً معیشت مردم را نشانه گرفته‌اند. مکانیسم ساده اما ویرانگر است:
– هر خبر نظامی را به نوسانات ارزی پیوند می‌زنند تا دلار و سکه با شایعه جهش کند.
– حس ناامنی معیشتی و قحطی مصنوعی ایجاد می‌کنند تا مردم در نگرانی دائمی بمانند.
– شریان‌های تجاری را با برچسب‌های سیاسی و تحریم‌های گسترده فلج می‌کنند.

هر افزایش قیمت ناشی از این فریب، عملاً شلیک فشنگ به سمت سفره کارگران، کارمندان و تولیدکنندگان ایرانی است. اقتصاد، جبهه واقعی و پنهان این جنگ ترکیبی است که بدون تیراندازی مستقیم، بیشترین آسیب را وارد می‌کند.

۳. حوزه سیاسی: پروژه تنها‌سازی و تفرقه‌افکنی
در لایه سیاسی، هدف «تنها کردن ایران» در عرصه بین‌المللی است. با تروریستی جلوه دادن بازوهای دفاعی کشور، تلاش می‌کنند ایران را از یک بازیگر فعال دیپلماتیک به یک «تهدید امنیتی دائمی» تقلیل دهند. این تغییر ماهیت، برای سست کردن پیوند داخلی میان دولت و ملت طراحی شده؛ تا کشور بدون پشتوانه مردمی قوی، در برابر فشارهای خارجی آسیب‌پذیر شود. تفرقه و انزوا، ابزارهای کم‌هزینه اما مؤثر برای تضعیف وفاق ملی هستند.

نتیجه‌گیری: امنیت ملی تجزیه‌ناپذیر است
استراتژی دشمن بر پایه «غفلت همزمان» بنا شده: اگر تمرکز فقط بر تهدید نظامی باشد و از فشارهای اقتصادی، ناترازی‌های معیشتی و شکاف‌های سیاسی چشم‌پوشی شود، در واقع در زمین طراحی‌شده نتانیاهو بازی شده است.

امنیت ملی یک مجموعه یکپارچه است:
اقتدار نظامی بدون پایه اقتصادی محکم، فرسایشی خواهد شد.
دیپلماسی بدون پشتیبانی دفاعی قوی، بی‌اثر می‌ماند.
اقتصاد بدون وفاق سیاسی داخلی، شکننده و آسیب‌پذیر است.

هوشیاری در برابر این نقشه ترکیبی، نیازمند دید همه‌جانبه است: صیانت از معیشت مردم همزمان با حفظ اقتدار دفاعی و پیگیری دیپلماسی فعال و تهاجمی. آرامش روانی جامعه و هوشمندی رسانه‌ای، امروز بخشی جدایی‌ناپذیر از دفاع ملی است. نباید اجازه داد هراس از جنگ، راه را برای جنگ اقتصادی هموار کند.

نویسنده
MAJID SAJADI
مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *