ما درعرصه مدیریت نوین در کشور با پدیده نوظهوری تحت عنوان  “ابتذال در هواداری” روبرو شده ایم . قلم ها(سلاح ها) از افراد جوانی که در کنارخیابان های مجازی با خروجینی از کلمات منتظر کار نشسته اند توسط مافیاهای که قصد تصاحب مناصب کلیدی نظام را داشته، استحمار و استثمارشده و با وعده های تو خالی اشتغال بعد از تصدی مافیا،  به اجاره گرفته می شوند. هدف حذف مدیران حرفه ای و انقلابی از طریق ترور شخصیت به روش شعبان بی مخ،  ولی این بار با ارذل و اوباش فضای مجازی به گونه ای که دیگر شما قادر به تشخیص و تعیین مرز روشنی بین آنها و منافقین آلبانی نشین نباشید. جوانی  که با یک شماره تلفن فیک،  قلم خود را بر رگبار تهمت و افترا تنظیم کرده و بر قلب و ذهن مدیران کارامد شلیک می کند و نظامی را برای همیشه از خدمات چنین افرادی محروم می سازد. نمی داند که با دست خود معبر را  برای جولان کوتله های سیاسی که هیج کاری جز تقویت چرخه معیوب نظام مسائل کشور بلد نیستند، باز نموده تا مجددا این شیفتگان قدرت و ثروت با ذبح شرعی “خدمت”  در زیر پای مردم محروم،  پست های کلیدی را تصاحب و بین خود تقسیم و سرمست غرور بر گرد آتشی که روشن کرده اند به  پایکوبی و شادمانی بپردازند.

نیک می دانم که شما هم بسیاری از مدیرانی را می شناسید که با هدف صیانت از آبروی خود و خانواده خود ، عطای هر گونه خدمت را در کشور به لقایش بخشیدند و گوشه عزلت برگزیدند.