گروه سیاسی: دکتر مجید سجادی پناه، استاد دانشگاه و کارشناس حوزه فناوری اطلاعات، در یادداشت پیش رو که در تقدیر از خدمات حجت الاسلام پورمحمدی در وزارت دادگستری نگاشته شده، آورده است: هیچگاه روشها و فرآیندها را لگدکوب نتایج قرار نمی دادید، در اینجا بود که شما ستونی را در زیر سقف حقوق در وزارتخانه علم کردید که اخلاق نام داشت. سلسله مباحث اخلاقی و قرانی دوشنبه های شما به ما نشان داد که سرمایه علم و تخصص نیز مانند هر سرمایه دیگری نیاز به مراقبت دارد و کسی که روش آنرا بلد نباشد و با ابزار اخلاق آنرا مهار نکند و در برابر لذت ها و هوس بازی های آنها خویشتن دار نباشد مطمئناً در مقابل آنها بجای ارباب، برده خواهد شد و نشت این تفکر در پرونده های حقوقی، سازمان تعزیرات و وزارت دادگستری را  دچار مشکلات جدی می کند.

به گزارش بولتن نیوز، متن این یادداشت که به صورت اختصاصی در اختیار خبرنگار ما قرار گرفته، به شرح زیر است:

کنونت که امکان گفتار هست / بگو ای برادر به لطف و خوشی

که فردا که پیک اجل در رسد /  به حکم ضرورت زبان درکشی

گرچه دوستان اهل فکر و اهل نظر با توان اجرایی آقای پورمحمدی آشنا هستند و نیازی به کالبدشکافی عملکرد ایشان نیست، گرچه بررسی عملکرد ایشان هم با توجه به تخصص اینجانب نه درحد بنده است و نه کار ساده ای است. ولی برحسب آداب مؤلوف چند نکته ای را به پاس زحمات آقای پورمحمدی در وزارت دادگستری  تقدیم شما بزرگان میکنم و امیدوارم که این سخنان بلغزد و برود و در حافظه تاریخی این وزارتخانه به نیکی بنشیند تا آیندگان قضاوت کنند که پرسنل این وزارتخانه با شناختن وزیر خود در حق او جفا نکردند.

 

پورمحمدی ستونی از اخلاق زیر سقف حقوق علم کرد/ پورمحمدی: فتنه آینده رنگ و بوی اقتصادی دارد

 

پورمحمدی را اولاً و به ذات در سیمای یک روحانی میشناسیم که صاحب تجارب بسیار در عرصه های گوناگون مدیریتی است. ایشان مدیری پرکار و پرمحصول است. تاجایی که به جرأت می توان گفت که انعکاس بیرونی اقدامات حقوقی و قضایی، تحت تأثیر ایشان، گفتمان جدیدی را در عرصه مدیریتی اجرایی بوجود آورد و موجب بالاتر رفتن سطح عقلانیت حقوقی و بخصوص ترس از ایجاد فساد در نظام اداری کشور شد.

تلاش فکری بی امان او در طرح سؤال و نوآوری، و ابتکار در پاسخ دادن به آن سؤالات به شیوه دموکراتیک و شجاعت در مبارزه با فساد و به چالش کشیدن دستگاه های همکار در دولت و قوه قضاییه بسیار ستودنی است.

بزرگی پورمحمدی به خاطر دانشمندی او نیست، همه  میدانیم که دانش دلیل فضیلت نیست. بزرگی او به میزان گذشتی است که با قبول مسئولیت در این وزارتخانه انجام داد.

اعداد و ارقام ها که در این کتابچه آورده شده است به خوبی نشان می دهد که کلید این مُلک را هم ناسنجیده در شب تاریک به دستان او نسپرده بودند، خودش به درستی اشاره می کرد که تنوع مدیریتی او در گذشته، ایشان را به درک بهتر مشکلات این وزارتخانه واقف کرده است. درک جامع مشکلات، پورمحمدی را به ساختن شاه کلیدی رهنمون ساخت که امروز بر هر قفلی در وزارت دادگستری و سازمان تعزیرات کارساز است. این شاه کلید ضلع پنهان مثلثی را برای همه ما آشکار کرد که از چشمان تیزبین تحلیلگران وزارتخانه بدور مانده بود. ایشان بخوبی به ما نشان داد که تخصص و تعهد بدون داشتن اراده، اضلاع این مثلث مشکل گشا را کامل نمی کند. همه  ما میدانیم که امروزه اراده در زیرپای علم و تعهد له شده است. ما در این وزارتخانه کم آدم متخصص و متعهد نداریم که زیر بار علم و تعهدشان، سنگین و کم تحرک شده باشند ولی او با تیز کردن این اراده توانست رشد عملکردی  مناسبی را در وزارت خانه و سازمان تعزیرات رقم بزند.

آقای پورمحمدی، شما به ما آموختید که همه راه حل ها در کشورمان از سیاست میگذرد فهم سیاسی داشتن در کنار فهم حقوقی، فهم قضایی را آسانتر میکند شما به ما نشان دادید که فن حقوقی هم همانند سایر فنون مجهولاتی دارد اما گره کور ندارد. بنابراین  از مجهولات آن نباید ترسید ، ولی در عین حال هم برای برطرف کردن موانع از توسل به زور باید پرهیز نمود و شما در وزارتخانه و سازمان تعزیرات به خوبی به ما نشان دادید که هیچ گاه قدرت و زورتان را پشتوانه کمبود حجت تان قرار ندادید. و به همگان نشان دادید که هاضمه قوی دارید و لقمه های کوچک هیچگاه شما را به سرفه نمی اندازد.

شما به ما آموختید که سوءتشخیص در امور حقوقی درست همانند شیپور زدن از سرگشاد آن است و راه به جایی نمی برد. و می فرمودید که شیوه تفکر حقوقی و همچنین روش های آن در این مجموعه می بایستی  مورد بازنگری جدی قرار گیرد و به عنوان شیخ الکترونیکی حوزه علمیه ، همواره به مدیرانتان گوشزد می کردید که فن آوری اطلاعات را باید در تمامی امور وزارت خانه و سازمان تعزیرات به استخدام خود درآورید.

شما به درستی نشان دادید که روشنفکری که در مسند قدرت می نشیند نیک میداند که بیش از عمل، نظر مهم است و همواره که در معرض مدل های جدید قرار می گرفتید اولین سؤالی که از طراح آن می پرسیدید این بود. که مبانی نظری آن کجاست؟، زیرا یقیین داشتید که عمل بی تئوریک نوعی آزمون و خطاست و کشور از این حیث بسیار خسته و رنجور شده است.

شما در این وزارتخانه وعده های قشنگ کمی به پرسنل دادید اما به وعده های قشنگ کمی که دادید صادقانه عمل کردید. دایره و قاعده بازی را چنان تنگ نگرفتید که جزء معدودی از همراهانتان توان و مجال بازیگری داشته باشند، انتخاب بسیاری از مدیران از بدنه این سازمان ها گویای این واقعیت است.

کارمزدی کردن بجای وقت مزدی کردن که همواره با جدیت آن را  در این مجموعه دنبال می کردید ، اگر به صورت کامل محقق می شد ، میخ دیگری بود که بر تابوت کم کاری در وزارت دادگستری فرود می آمد و همگان می دیدند که چگونه تابوت آن بر شانه های پرسنل این وزارتخانه و سازمان تعزیرات تشییع  و نماز میت اش توسط شخص حضرتعالی اقامه و در جلوی چشم تمامی پرسنل در سرزمین شوره زار نظام اداری برای همیشه مدفون می شد و می توانستیم  مراسم ختم آنرا هر شش ماه یکبار با پرداخت بهره-وری، آبرومندانه برگزار نماییم.

شجاعت بخشی های تحسین برانگیز شما به روسای شعب تعزیرات به همه آنها آموخت که اگر قصد صید مروارید و گوهرهای زیبای حقوقی را در سر دارید نباید در این دریای پرتلاطم نظام اداری از ترس امواج سهمگین آن، فقط در کنار ساحل شنا کنید. افق های دوردست و عمق اقیانوس ها محل صید مروارید هاست. تعمیق در پرونده های حقوقی بر سبیل همین تمثیل را همواره به مدیرانتان گوشزد می کردید.

 

پورمحمدی ستونی از اخلاق زیر سقف حقوق علم کرد/ پورمحمدی: فتنه آینده رنگ و بوی اقتصادی دارد

 

شما همانند سقراط جرأت پرسیدن و زیرسؤال بردن مفروضات غالب را به همه ما آموزش دادید فراموش نمی کنیم که چگونه جراحی شخصیت اداری خود را که در طی سی و چند سال تکوّن یافته بود و تبدیل به سرمایه ارزشمندی برای شما شده بود چگونه به تیغ کُند مدل های تازه طراحی شده مدیرانتان می سپردید. مدل هایی که هنوز کامل نشده و بیم آن می رفت که حتی عملکرد شما را وارونه جلو دهد. اما شجاعانه به خاطر این که مدیرانتان بیاموزند و بر مقاومت های احتمالی در حوزه اجرا پیروز شوند چگونه آبروی خود را خالصانه در طبق اخلاص می گذاشتید.

برخورد شما با قوانین، دستورالعمل ها و بخشنامه ها و حتی مدل های جدید،  مانند یک معمار بازنشسته نبود که با وضع و صدور آنها در وزارتخانه و سازمان تعزیرات آنها را به مثابه ماشین خودکاری رها کرده باشد و در کناری به آرامی بنشیند ، همه مدیران می توانند شهادت بدهند که شما چگونه تا جزئی ترین مسائل وزارتخانه ورود می کردید ، شما صیاد  فوق العاده زیرکی بودید که با صید نقره ها و نگین های موجود در پرونده های حقوقی و چیدمان آنها در سخنرانی هایتان، مسائل و مشکلات جامعه را چنان در رسانه های عمومی تزئین و ارائه می نمودیدکه  تأثیرگذاری آنها را بر مخاطبین  چندین برابر می کرد.

تلاش وافر شما در دستگیری و بازداشت راهزنان کیفیت پرونده های حقوقی نیز بسیار ستودنی بود، هیچگاه روشها و فرآیندها را لگدکوب نتایج قرار نمی دادید، در اینجا بود که شما ستونی را در زیر سقف حقوق در وزارتخانه علم کردید که اخلاق نام داشت. سلسله مباحث اخلاقی و قرانی دوشنبه های شما به ما نشان داد که سرمایه علم و تخصص نیز مانند هر سرمایه دیگری نیاز به مراقبت دارد و کسی که روش آنرا بلد نباشد و با ابزار اخلاق آنرا مهار نکند و در برابر لذت ها و هوس بازی های آنها خویشتن دار نباشد مطمئناً در مقابل آنها بجای ارباب، برده خواهد شد و نشت این تفکر در پرونده های حقوقی، سازمان تعزیرات و وزارت دادگستری را  دچار مشکلات جدی می کند.

شما اخلاق را به عنوان یک اسید قوی به ما معرفی کردید که می تواند این لکه های کثیف ناشی از هوای نفس که ممکن است خواسته یا ناخواسته در پرونده های حقوقی ریزش پیدا کند را به راحتی پاک نماید. شما به ما آموختید که اخلاقی زندگی کردن یعنی سنجیده زندگی کردن و در پناه فضیلت ها نفس کشیدن و می توان با نردبان اخلاق بجای دامنه از روی قله به نظام اداری نگریست.

شما به ما نشان دادید که اخلاق یک علم دم دستی نیست، معادن آن زیرزمینی است و برای به دست آوردن آن زحمت ها و حفاریها زیادی باید انجام گیرد اما پس از حصول این فضیلت ها ، پرونده های  این مجموعه در پناه آن  نفس و روح تازه ای پیدا می کنند و پربرکت  می شوند.

این پیوند مبارک اخلاق و حقوق یادگار ارزشمند شماست.

آقای پورمحمدی فرمایشات شما در سپهر حقوقی سازمان همیشه درخشان باقی خواهد ماند:

  • در مسابقه بین قاضی و پرونده همواره قاضی بازنده است در مسابقه بین پلیس و جرم، پلیس همواره بازنده است و در مسابقه بین پزشک و بیمار، پزشک بازنده است پس باید سهم پیشگیری و فرهنگ سازی آنرا جدی بگیریم.
  • قبض و بسط قانون گذاری بسیارآزار دهنده است ، شفافیت چاره کار ماست.
  • تن هیچ کس را در عرصه عمومی و اداری نلرزانده ام و احساس ناامنی ایجاد نکردم.
  • این نظام اداری نمی تواند بار انقلاب را به دوش بکشد.
  • من در سیلی خوردن برای انقلاب شناسنامه دار هستیم.
  • تولید فساد نتیجه مدیران ناکارآمد نیست بلکه نظام اداری و دموکراسی ما معیوب است.
  • با انقلابی حرف زدن ما انقلابی نمی شویم، باید مرد میدان بود و در جبهه های سخت حضور داشت.
  • من سیاه نمایی نمی کنم اما پنهان کاری هم زشت است.
  • فتنه آینده رنگ و بوی اقتصادی دارد.