گروه سیاسیدکتر مجید سجادی پناه عضو شورای مرکزی جمعیت وفاداران انقلاب اسلامی و استاد دانشگاه در یادداشتی نوشت:آمار واقعی مرگ و میر ناشی از کرونا در کنار آمار طلاق، بیکاری، تورم ، قاچاق کالا، فساد، بدهی های دولت و همانند بسیاری از آمارهای دیگر تبدیل به یک راز مگو شده و رهسپار صندوقچه اسرار دولت می گردد و این سوال را در اذهان مردم می رویاند که مگر طول، عرض و عمق این صندوق اسرار چقدر است؟ و چه قدر گنجایش دارد؟ و چه زمانی قرار است درب آن برروی برنامه ریزان کشور گشوده شود تا آنها با اتکا به آمار و اطلاعات واقعی نسبت به برنامه ریزی برای کشور اقدام نمایند.

به گزارش بولتن نیوز، زمانی ابعاد این مسئله مهم پدیدار می شود که بدانیم ، متوسط تحقق اهداف پنج برنامه توسعه در بعد از انقلاب به روایت دستگاهای نظارتی تنها بین ۳۰ تا ۴۰ درصد بوده است و حتی این عدد، برای برنامه ششم توسعه، کمتر از اعداد فوق پیش بینی می گردد، یعنی نظام برنامه ریزی کشور مبتنی بر آمال و آرزوهای مدیران تدوین می گردد نه بر اساس آمار و اطلاعات واقعی و ظرفیت های موجود درکشور !!!

زمانی که یکی از مسولان سازمان ثبت احوال کشور اعلام می کند که از این پس آمار طلاق در کشور اعلام نمی شود. و یا وقتی سخنگوی سازمان ثبت احوال که به عنوان مرجع رسمی آمار مرگ ‌و میر در کشور می فرماید بنا به درخواست ستاد ملی مقابله با کرونا، آمار فوتی کشور را اعلام نمی‌کنیم، هیچ گونه حساسیتی برای دست اندرکاران برنامه ریزی کشور ایجاد نمی گردد و آنها فریاد وامصیبتا سر نمی دهند که از این پس چگونه قادر خواهند بود بدون آمار و اطلاعات واقعی در هزار سوم برای این دست از موضوعات مهم برنامه ریزی نمایند. شاید هم مکرر گفته باشند و هم اکنون به بی حس موضعی رسیده اند. من نمی دانم!

صندوقچه اسرار دولت چقدر عرض و طول دارد؟!

ولی اگر بپذیریم که سقف نظام برنامه ریزی بر دو ستون اصلی ” آمار” و “آمایش سرزمین” قرار دارد آنگاه برای انتشار پیوسته آمارِ و اطلاعات که منجر به استحکام بدنه کارشناسی می شود و به مراکز سیاست‌گذاری و مردم، قدرت برنامه‌ریزی می بخشد، ارزش بیشتری قائل خواهیم شد. ولی از آنجایی که گردش اطلاعات در عالم سیاست به همان اندازه گردش پول در عالم اقتصاد اهمیت دارد برخی از مدیران دولتی این اطلاعات ارزشمند را، ملک طلق پدری خود تلقی کرده و در به اشتراک گذاشتن آنها با دیگران خس بخرج می دهند زیرا تصور این مدیران بر آن است که این اطلاعات انباشته، برای آنها تولید قدرت می نماید و بجای گردش منظم اطلاعات و انتشار پیوسته داده ها ، این اطلاعات را ناگهانی، تجمیع‌شده و در مصاحبه‌های از پیش طراحی شده برای عموم منتشر می کنند تا بتوانند با انفجار این نوع اطلاعات، به قدر کفایت مورد توجه رسانه ها و مردم قرار ‌بگیرند. طبیعی است که نتیجه ملموس چنین اقداماتی آن است که هیچ اهتمامی برای ایجاد زیرساخت های مناسب برای انتشار جامع و پیوسته داده‌ها و اطلاعات و همچنین تقویت نظام برنامه ریزی در کشور بوجود نیاید.

اعلام نکردن آمار و اطلاعات بوسیله مدیران ارشد ،درست همانند سر را به مثابه کبک به زیر برف بردن است. یعنی مدیران بجای حمله همه جانبه به “مسئله”، همواره عادت به طواف کردن آن پیدا کرده اند و معمولا یا اقدام به پاک کردن صورت مسئله می کنند یا “حل” آنها را با فضا سازی ، گذر زمان و یا با وعده بزرگ به آینده می سپارند. ولی تصور نمی کنند که امروز با برداشته شدن “مرزهای رسانه” اعم از حقیقی و مجازی دولت ها دیگر قادر نخواهند بود به دور مردم شان حصار بکشند و آنها را محروم از آمار و اطلاعات نگه دارند. کشورهای توسعه یافته به فراست دریافته اند که هر گونه تاخیر در انتشار اطلاعات از مراجع رسمی، همانند تیری است که مستقیماً به پیشانی اعتماد عمومی مردم شان شلیک می کنند.

پشت کردن به اعتماد عمومی منجر به فرسایش سرمایه اجتماعی خواهد شد و زمانی که دولت ها برای مهار بحران ها به همراهی مردم نیاز پیدا می کنند متوجه می شوند که دیگر اقبالی از سوی مردم صورت نمی گیرد، زیرا سرمایه های اجتماعی که سوخت اصلی و موتور محرکه این نوع همراهی هاست، قبلاً با اقدامات نسجیده آنها بر باد فنا رفته است. یادتان می آید که وزیر بهداشت چگونه التماس می کرد که در ایام تعطیل و در زمان کرونا به مسافرت نروید ولی مردم صف ۶۰ کیلومتری خودرو را در جاده های مازندران تشکیل می دادند. این رفتارها، نتیجه همان بی اعتمادی هاست!

بنابراین اهمیت و ضرورت انتشار پیوسته اطلاعات در زمان بحران، چندین برابر خواهد بود. این یک واقعیت آشکار است که در زمان وجود بیماری گسترده در کشور، به دست آوردن تصویر درستی از آن بیماری از طریق شمارش و تجمیع آمارها بسیار دشوار خواهد بود و هیچ کشوری هم نمی‌تواند ادعا کند که آمارش مطابق با واقعیت است.

کشورهای توسعه یافته ای که مدعی چنین آمار درستی هم بودند نظیر ایرلند، بلژیک، فرانسه، شیلی، کلمبیا، سوئد، برزیل و انگلیس بعداً مشخص شد که آمار فوتی آنها با واقعیت بیش از ۳۰ درصد اختلاف داشته است. ولی این میزان اختلاف سی درصدی در مقابل اختلاف دو نیم برابری میزان فوتی های کشور ما که توسط معاون وزیر بهداشت اعلام می گردد، حتما قابل اغماض و چشم پوشی است. و نتیجه بسیار ساده ای که از مقایسه بین این دو آمار می توان گرفت، آن است که نتایج حاصله از برنامه ریزی کشور ما در زمینه کرونا، به میزان دو نیم برابر با واقعیت انحراف دارد.!!!

اعلام چنین اعدادی با این درجه از انحراف موجب دورانگاشتن بیماری در افکار عمومی می شود و حساسیت آنها را نسبت به این بیماری کاهش خواهد داد و علاوه بر آن یک پیام ضمنی را هم، بهمراه خود منتشر می کند و آن این است که ما سیاستگزاران به مشارکت شما برای مواجهه با بیماری نیازی نداریم و خودمان آنرا کنترل می‌کنیم. در حالیکه مقابله کننده اصلی در همه گیری کرونا مردم هستند و آنها برای تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی، به آمار و اطلاعات دقیق از محیط پیرامونی خود، نیاز مبرم دارند.

در روزهای نخست این همه گیری بخوبی به یاد داریم که که اعلام آمار رسمی و واقعی کشورهای توسعه یافته چند برابر آمار فوتی های کشورمان بود و ما خوشحال از این فاصله، آن را نتیجه مطلوب عملکرد مدیریتی خومان در نظام بهداشت و درمان می پنداشتیم و با افتخار تقاضای صدور این تجربه را به آنها می کردیم ولی غافل از این که آنها با اعلام دقیق آمار و اطلاعات واقعی مربوط به مبتلایان و فوتی ها کرونا در کشورشان ، توانستند تمام مراکز برنامه ریزی خود را برای مقابله با چنین بیماری تجهیز و آماده نمایند به گونه ای که امروز شیوع بیماری در آن کشورها مهار شده است و در حال بازگرداندن مردم به زندگی عادی خودشان هستند. این در حالی است که ما همچنان با یک رشد فزاینده در همان مسیر گذشته طی طریق می نماییم.

سازمان ثبت احوال پیش از بروز همه‌گیری کرونا، تعداد اسناد فوت را با هر علتی که فوت اتفاق افتاده بود هر سه ماه یک بار به تفکیک استان‌های کشور منتشر می‌ کرد، ولی الان که در وسط بحران قرار داریم و می بایست اسناد فوت ثبت احوال و تعداد دفن در آرامستان‌های شهرهای بزرگ به صورت روزانه به تفکیک سن، جنسیت، تفکیک شهرستان و در شهرهای بزرگ به تفکیک مناطقشان منتشر شود، می بینیم که از پائیز سال گذشته به هیچ وجه آمارهای فوتی ها را اعلام نمی کند زیرا در فصل بهار ۹۹ آمار اعلامی این سازمان با آمار فوتی های وزارت بهداشت اختلاف قابل توجه ای داشت به گونه ای که به دستور ستاد از اعلام آمار منع گردید. اما فقدن آمار و اطلاعات دقیق فوتی های امکان تشخیص دلائل افزایش آنرا برای تحلیل گران مشکل می سازد زیرا مدیران قادر نیستند علل شدت گرفتن بیماری و عقب ماندن نظام تشخیص و درمان را کشف نمایند و حتی نمی توانند دلیل این افزایش فوتی ها را خستگی و فرسایش کادر درمان بدانند یا وحشی شدن ویروس کرونا در طول زمان، چرا که دادۀ ها و اطلاعات کافی برای راست آزمایی و آزمون فرضیه ها موجود را در اختیار ندارند.

فراموش نکنیم که چین هم در ابتدای شیوع کرونا ، آمار و اطلاعات واقعی را پنهان می کرد اما به سرعت فهمید که چاره کار در پنهانکاری نیست، و نباید با انتشاردهندگان آمار اصلی کرونا برخورد امنیتی نمود. زیرا وقتی آمار واطلاعات به جای راهی شدن به صندوقچه اسرار دولت در معرض افکار عمومی قرار می گیرد باعث می شود که مردم عاقلانه تر، اندیشمندانه‌تر ، ادراکی تر و از روی تامل بیشتر تصمیم گیری و دست به اقدام ببرند.

مطالب پیشنهادی از سراسر وب