اصلاح طلب ها، با ابزار های رسانه ای پرقدرت خود و ایجاد فضا سازی گسترده از طریق شبکه های اجتماعی، مدعی شده اند که اگر شورای نگهبان نامزده های اصلاح طلبان را تایید نکند، موازنه قدرت بین احزاب بهم خورده و شورای نگهب ان به جانبداری از یک جریان خاص متهم می شود و در یک تهدید ضمنی بیان می کنند که این عمل، باعث قهر کردن هواداران آنها از صندوق های رای و پایین آمدن مشارکت مردمی خواهد شد.

اما عکس این ادعا برای اردوگاه اصول گرایان هم صادق است. زیرا در صورت تایید صلاحیت مدیران دولت یازدهم و دوازدهم، نظیر آقای جهانگیری و بقیه، ما هیچ “پاسخ و توجیه قانع کننده ای” برای هوادارانمان نخواهیم داشت. زیرا آنها به درستی از ما خواهند پرسید که مگر شاخص اعمال “مدیر و مدبر بودن” شورای نگهبان از کار افتاده ، که چنین تصمیماتی گرفته شده است ؟! چگونه ممکن است یک فردی به عنوان نفر دوم اجرایی این مملکت، مسبب این همه ناکارآمدی های انباشته در حوزه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و … در کشور باشد و برادرش به اتهام فساد اقتصادی در دوران معاون اولی او دستگیر شده باشد و خواهرش علی رغم عدم شایستگی در بالاترین سمت سازمان اداری و استخدامی (معاون مرکز آموزش مدیریت دولتی) در زمان مسئولیت او منصوب شده باشد و…. سر آخر هم توسط شورای نگهبان تائید گردد؟! حاشا و کلا.

خیلی از مردم ایران، هنوز توهین های بزرگ آقای جهانگیری به شعورشان را فراموش نکرده اند زیرا گریه های اخیر او و گریه های سال ۹۶ در فیلم تبلیغاتی‌اش را، گریه برای احوالات امروز خودشان می پندارند و تاسف می خورند که چگونه فریب ترفندهای انتخاباتی او را خورده اند و ۸ سال بالاترین قدرت اجرایی کشور را بعد از رئیس جمهور بدستان او سپردند. در انتخابات ۹۶ وقتی دیدند رئیس جمهور توان دفاع از عملکرد “تقریبا هیچ”خودش را ندارد و ممکن است انتخابات را در فرایند مناظره ها به جریان رقیب واگذار نمایند، تئورسین های اصلاح طلب سریع دست بکار شدند و به این جمع بندی رسیدند که آقای جهانگیری را باید در نقش سپر دفاعی آقای روحانی و به عنوان کاندیدایی پوششی، نامزد انتخابات نمایند. او بهترین کسی بود که می توانست با آسمان و ریسمان بافی ، این نقش بی بدیل را در مقابل اصول گرا ها بازی کند و بسیاری از کارشناسان معتقد بودند که در غیاب جهانگیری به احتمال زیاد، نتیجه انتخابات می توانست به نفع جناح رقیب تغییر پیدا کند و در مقابل این فداکاری و از خود گذشتگی او، معاون اولی و برخی از وزارتخانه ها همچنان در اختیار اصلاح طلب ها باقی ماند. با این فریب بزرگ و پاس گل بسیار قشنگ به اقای روحانی ،مردم ایران از داشتن یک صندلی برای ریاست جمهوری درآن انتخابات محروم ماندند و ناباورانه مشاهده کردند که مناظره ها با چه کیفیتی برگزار گردید و آقای جهانگیری با ایفای نقش منحصر به فرد خود و ایجاد یک سپر دفاعی در مقابل آقای روحانی چگونه توانست مانع سقوط دولت او گردد. حملات جهانگیری آنقدر شدید و بدور از انصاف بود که خودش بعدها اعتراف کرد که در این زمینه، زیاده روی کرده است. ماحاصل این داد و ستد سیاسی و معامله بزرگ دهه ۹۰ ، پست معاون اولی بود که گیر جهانگیری آمد و توانست ۴ سال دیگر منافع حذبی اش را با تکیه بر بالاترین قدرت اجرایی بعد از رئیس جمهور حفظ و تامین نماید. بنابراین به واقع ما نمی دانیم ایشان بعد از این حراج آبرو ، دیگر با چه آورده ای اقدام به ثبت نام در انتخابات ۱۴۰۰ کرده است؟ شاید هم تصور می کند که حافظه تاریخی برخی از مردم ضعیف شده باشد و می توان بر روی این حافظه ضعیف شده، مجددا سرمایه گذاری نمود ؟؟!!

اعضای محترم شورای نگهبان؛ ما به داشتن رقیب قدرتمند در انتخابات، ایمان و باور قلبی داریم و هرچقدر که آنها قویتر باشند ما تلاشمان را در خدمت رسانی، بیشتر خواهیم کرد و قطعا از رقابت و تضاد بین این دو حزب قدرتمند، خدمات بیشتری عاید مردم ایران خواهد شد. ولی از شما درخواست می کنیم برای ایجاد موازنه قدرت که مورد ادعای آنهاست در میان اردوگاه اصلاح طلبان، دنبال افراد واجد صلاحیت تری بگردید. قطعاً در آن گروه، افرادی نظیر آقای مهرعلیزاده هم یافت می شود که در صورت تایید صلاحیت شما، نه تنها قادر است این موازنه مورد ادعای آنها را شکل دهد ، بلکه می تواند رقابت جدی تری را نیز برای ما فراهم سازد.

دکتر مهرعلیزاده در زمان مسولیت های متنوعی که داشته است همواره خردمندانه مدیریت کرده و از هیجانات سیاسی بدور بوده و نگذاشته است که مسائل سیاسی و اقدامات ساختارشکنانه جناح‌اش، بر چهره مدیریتی او اسید بپاشد.

ضمن این که همواره در انتخابات پیش رو به رقیبمان هم توصیه می کنیم که از سرمایه گذاری بر روی مهره های سوخته اجتناب نماید.

دکتر مجید سجادی پناه ، عضو شورای مرکزی جمعیت وفاداران انقلاب اسلامی و استاد دانشگاه