اقتصاد ایرانی: تجارت یکی از عناصر اصلی سیاست های جهانی برای تقویت رشد اقتصادی و سبب کارآفرینی و اشتغال زایی واقعی است، تجارت نه تنها در گردش سالم اقتصاد جامعه کمک می کند، بلکه عامل رشد و شکوفایی اقتصادی جامعه و تحقق اقتصاد مقاومتی را فراهم می کند به شرط اینکه به درستی مفهوم آن شناخته و به کار گرفته شود. به عبارت دیگر، اقتصاد در سه محور اصلی تولید، توزیع و مصرف شکل می گیرد. اصلاح هر یک از این سه مرحله به معنای اصلاح اقتصاد و در نتیجه اصلاح جامعه است، زیرا قوام جامعه به اقتصاد است بنابراین سلامت و اصلاح تجارت ، داد و ستد و توزیع به معنای اصلاح اقتصاد و جامعه خواهد بود. نکته ای که نباید از آن غافل شد این است که تجارت و بازرگانی باید عامل قوام جامعه باشد. در غیر این صورت کاری باطل است. تحلیل رابطه میان تجارت و رشد اقتصادی از جمله مواردی است که اقتصاددانان و کارشناسان توسعه همواره به دنبال آن هستند و سعی در بررسی ریزترین دلایل و موارد موثر در آن دارند، از این رو با دکتر مجید سجادی پناه کارشناس مسائل اقتصادی به گفت و گو پرداختیم که در ادامه آن را می خوانیم:

اقتصاد ایرانی: تجارت را در اقتصاد ایران چگونه ارزیابی می کنید؟

رشد تجارت در ایران را متاثر از رشد تجارت در جهان می دانیم برای چهارمین بار در جهان رشد اقتصادی به کمتر از سه رسید. در واقع رکودی که از سال ۲۰۰۷ شروع شد و الان هم ادامه دارد، باعث شد در سال ۲۰۱۵ برای اولین بار ارزش تجارت کمتر از ارزش تولید ناخالص دنیا شد. که به تبع آن اقتصاد ایران را هم شامل گردید، همچنین رئیس جمهور در اواخر سال ۹۴ گفت که تراز تجاری ما برای اولین بار مثبت شده است. اما مسئله این است که آیا این واقعاً افتخار است یا خیر؟ وقتی تراز تجاری مثبت می شود که صادرات برای اولین بار بر واردات پیشی بگیرد. اما می بینیم که حجم تجارت خارجی ما کاهش پیدا کرده بود، یعنی با کاهش ۱۶ درصدی صادرات و ۲۲ درصد کاهش واردات روبرو بودیم. از طرفی می دانیم که  ۷۰ درصد ارزش واردات کشور منوط به چند قلم خاص است، به عنوان مثال ۶۸ درصد از واردات مان کالای واسطه ای است که اگر این کاهش پیدا کرده باشد، یعنی عملاً صنایع ما با رکود جدی مواجه است، بنابراین تراز تجاری مثبت نیست و وضعیت تجارت ما بر خلاف اقتصاد مقاومتی است. همچنین آمارها نشان می دهد تقریباً ۷۰ درصد صادرات ها در گرو پتروشیمی و صنعت است. وقتی داریم نفت ارزان استخراج می کنیم و به عبارتی مزیت نسبی داریم این افزایش صادرات را نمی توان مثبت تلقی کرد. اگر از منظر اقتصاد مقاومتی به این موضوع نگاه کنیم، تقریبا ۴ مورد از سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی ناظر بر  تجارت است؛ در قسمتی از سیاست ها گفته می شود که تنوع در مبادی تامین کالاهای وارداتی با هدف کاهش وابستگی به کشورهای خاص. تقریبا ۵ قلم از کالای اصلی وارداتی مان از ۵ کشور وارد می شود که ۴ مورد آن مربوط به مواد غذایی می شود. که بند ۷ سیاست کلی اقتصاد مقاومتی  به تامین امنیت غذا و درمان و ایجاد ذخایر راهبردی تاکید دارد و این وضعیت نشان می دهد امنیت غذایی ما به ۵ کشور بستگی دارد زیرا ۴ نوع از مواد غذایی مورد نیاز را این کشورها تامین می کنند.

متاسفانه وضعیت صادرات هم به همین شکل است بطوری که، ۷۰ درصد از کالاهای صادراتی ما به ۵ کشور چین ، عراق، امارات، افغانستان و هند صادر می شود. چین چهار سال پیاپی رشد دو رقمی را تجربه کرده بود تا اینکه سال گذشته رشد اقتصادی چین متاثر از وضعیت جهانی کاهش پیدا کرد، سهم صادرات ایران به چین نیز ۲۲ درصد کاهش پیدا کرد. و به تبع آن  واردات از چین با کاهش ۱۸ درصدی روبرو شد. اگر ما اقتصاد مقاومتی را مقاوم سازی اقتصاد در مقابل این تکانه ها می دانیم در خصوص واردات و صادرات که محدود به ۵ کشور در دنیا شده است بسیار آسیب پذیر هستیم.

از طرفی دیگر ،کشورهای درحال توسعه از فرصت بی نظیری برای بهره برداری از دستاوردهای تجارت آزاد برخوردارند زیرا میانگین تعرفه ها در این کشورها به مراتب بیشتر از تعرفه ها در جهان توسعه یافته است ضمن اینکه ۷۰ درصد تعرفه هایی که در کشورهای توسعه یافته پرداخت می شود برای کالاهایی است که از کشورهای در حال توسعه وارد می شود. در این میان اصلاح تجارت محصولات کشاورزی به عنوان گامی موثر برای گسترش توسعه اقتصادی بسیار مهم است و دستیابی به بازارهای کشاورزی با مذاکره در WTO می تواند میلیون ها نفر را از فقر نجات دهد و کشورها را به سمت ثبات اقصادی هدایت کند. گزارش های بانک جهانی نشان می دهد مزایای حاصل از اصلاحات تجارت کشاورزی جهانی دلیل دستیابی بیشتر به بازار است و در مورد کشورهای درحال توسعه، تقریبا تمام مزایا در نتیجه کاهش تعرفه واردات آنان به دست می آید.

 البته نباید فراموش کرد که تجارت به خودی خود منجر به رشد، ایجاد فرصت های شغلی و کاهش فقر نمی شود و در صورتی که کشورها بخواهند در تجارت آزاد سرمایه گذاری و زمینه رشد اقتصادی را فراهم کنند، باید به نوبه خود سیاست های سالم ملی از جمله مدیریت رضایت بخش، اجرای قوانین، ایجاد نهادهای قدرتمند، سیاست های درست پولی و کلان اقتصادی و تعهد برای سرمایه گذاری در مورد افراد را اعمال کنند. محیطی که با تجارت سازگاری بیشتری داشته باشد می تواند به جلب سرمایه های مستقیم خارجی کمک بیشتری کند و فرصت های شغلی، درآمد و رشد اقتصادی بیشتری ایجاد کند.

اقتصاد ایرانی: چرا باتوجه به پتانسیل بالا در بازار تولید کالاهای خرد مثل سنگ های عتیقه، زعفران و بسیاری موارد دیگر فضای تجارت جهانی را با این موارد رونق نمی دهیم؟ و همچنان به تجارت در نفت و فرآورده های آن به صورت عمده می پردازیم که معیار سنجش این موارد باشد در صورتی که بحث اقتصاد مقاومتی، اقتصاد بدون نفت است.

به نکته ی بسیار خوبی اشاره کردید، ما اول باید استراتژی خود را مشخص کنیم، آیا ما کشوری صنعتی هستیم؟ یا نه، چقدر در زمینه صنعت هزینه کردیم و خروجی مورد نظر را نگرفتیم، چرا این محصولاتی که تولید کردیم قدرت رقابت با مشابه خارجی خود را ندارد؟ باید بپذیریم که تجارت ما نیز تحت شعاع چندین چالش مانند تحریم ها قرار گرفته بود که در این شرایط ارتباط ما با دنیا و استفاده از تکنولوژی روز کمرنگ شده بود، ۶۱ نوع تحریم را دولت و مجلس آمریکا، ۶ تحریم شورای امنیت و ۱۹ تحریم را اتحادیه اروپا برای ما منعقد کردند، سوال اینجاست حدود ۵۰ روز از برجام می گذرد آیا هیچ نشانه مثبتی از برجام برای صادرات ما مهیا شد یا خیر؟ چرا هنوز هم واردات و صادرات ما منوط به ۵ کشور دنیا است، سوال بجایی فرمودید ما ۶۹۰۰ قلم کالای صادراتی و ۵۰۰۰ قلم کالای وارداتی داریم ، پیش نیاز صادرات تولید و پیش نیاز تولید سرمایه گذاری است، کشور ما ۵۴۰ هزار میلیارد تومان بدهی داخلی و ۵ میلیارد بدهی خارجی دارد، با این شرایط باید فضا را برای امنیت خاطر سرمایه گذار فراهم کرد زیرا سرمایه گذاران به این راحتی با کشوری که رتبه ۱۱۸ کسب و کار در میان کشورهای دنیا را دارد، وارد معامله نمی شوند.

موضوع بسیار مهم اهمیت دادن به پتانسیل های موجود در کشور برای رونق تجارت است کارشناسان و مسئولین باید با نگاهی باز و جامع ضمن شناسایی ظرفیت های موجود در نقاط مختلف کشور، سبد کالاهای صادراتی را افزایش و واردات هایی که منجر به آسیب تولید داخل می شوند را کاهش دهند، اقتصاد کشور ما یک اقتصاد نفتی و یک اقتصاد کشاورزی است باید بپذیریم که اقتصاد صنعتی نیستیم، شکاف الکترونیکی بین ما و کشورهای متخصص حتی جنوب شرق آسیا در این حوزه بسیار زیاد است باید پذیریم که ما تولید کننده بطور مثال تلویزیون نیستیم و مزیت نسبی نداریم اما در بحث زعفران، خاویار و یا صادرات خدمات فنی مهندسی داریم و بعد از آمریکا و روسیه بیشترین فارغ التحصیل و کار آمدترین نیروی متخصص در حوزه فنی را داریم که بازار بالقوه ای را در کشورهای منطقه دارد همچنین ایران سومین کشور در حوزه سدسازی در جهان است چرا به جای سرمایه گذاری روی این همه ظرفیت آماده ی کشور، روی صنعتی که مزیت نسبی نداریم تلاش بیهوده می کنیم؟!.