پورمحمدی 22 بهمن 1402 - 2 هفته پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

زندگی نامه آقای پورمحمدی

من، مصطفي‌ پورمحمدي‌، فرزند‌ مرحوم حاج‌ حسين‌ پورمحمدي‌ (شرافت) و منصوره‌السادات‌ مدرسي‌ سريزدي‌ هستم‌.

زندگی نامه من، مصطفي‌ پورمحمدي‌، فرزند‌ مرحوم حاج‌ حسين‌ پورمحمدي‌ (شرافت) و منصوره‌السادات‌ مدرسي‌ سريزدي‌ هستم‌.
 در اول‌ زمستان‌ 1338، مصادف‌ با شب‌ ولادت‌ حضرت‌ فاطمه‌ زهرا (س‌) در محله‌ گذر جَدّا،‌ از محلات‌ قديمي‌ قم،‌ متولد شدم.مرحوم پدرم‌ خياط بود و لباس‌ آقایان روحاني را می دوخت. پدرم‌، گرچه يك‌ شاغل‌ معمولي‌ بود،‌ اما به‌ دليل انس‌ با علما، به‌ مسائل‌ فرهنگي‌، كتاب‌، مجالس‌ سخنراني‌ و ‌محافل علمی و اسلامي‌ علاقه مند بود و با آنها‌ ارتباط‌ داشت.
او روحيه‌ ای انقلابي‌ داشت‌ و در‌ حوادث انقلاب،‌ بخصوص‌ ماجرای پانزده خرداد‌ 1342 و پس‌ از آن‌، پرتحرك‌ بود. پدر، براستی مرد خدا بود و هرگز لقمه حرام و ناروا بر سر سفره خانواده نیاورد.
مادرم‌ از خانواده عالمان قم و از نوادگان‌ حضرت‌ آيت‌ الله العظمي‌ حاج‌ شيخ‌ عبدالكريم‌ حائري‌ يزدی بود. او علوم دینی را در حوزه علمیه خوانده و چند سالی هم در درس خارج فقه و اصول، در محضر عالمان قم، تلمذ کرده بود.سال‌ 45-44 مرا، به عنوان‌ مستمع‌ آزاد، در کلاس اول مدرسه‌ جعفري‌ قم گذاشتند. اگرچه آن سال در سن قانونی تحصیل نبودم، ولی به دلیل درک توانایی‌ من از سوی مدیر مدرسه، سال اول ابتدایی را با همکلاسی های بزرگ‌تر از خودم خواندم. کلاس دوم و سوم را هم در قم گذراندم.
بعد از آن به تهران آمدیم. دو ـ سه سالی در تهران ماندیم. ولی حوادث روزگار ما را به قم برگرداند . اما این بازگشت به قم براي‌ من اسباب‌ توفيق‌ بزرگي‌ شد و زمینه طلبه شدنم را فراهم کرد.
براي‌ تكميل‌ دوره‌ دبستان‌ نظام‌ قديم،‌ در مدرسه‌ اميركبير قم‌‌ ثبت‌ نام‌ كردم‌‌ که از مدارس‌ قديمي‌ و معتبر آن سامان بود. آن سال در امتحانات نهایی، دوم شدم. ذهنيت‌ و علاقه‌اي‌ كه‌ از كودكي‌ در من‌ ايجاد شده‌ بود، سبب‌ شد سال‌ بعد براي‌ شروع‌ درس‌ طلبگي‌ آماده شوم.
مدرسه‌ حقاني‌ در آن روزگار، به نظم علمی و داشتن روحیه انقلابی معروف‌ بود. سال 1350 مدرسه حقانی طلبه جدید ثبت نام نمی کرد؛ بنابراین، سال اول طلبگی را در مدرسه آیت الله العظمی گلپایگانی خواندم. همزمان‌ با درس‌ طلبگي‌، و به تشویق پدرم،‌ در‌ دبيرستان‌ شبانه‌ هم ثبت نام کردم. ‌سال‌ بعد وارد مدرسه حقاني‌ شدم‌. كار طلبگي‌ جدي‌ من‌ با تحصيل‌ در‌ این مدرسه شروع‌ شد. گلستان سعدی، اعتقادات، ادبيات‌ و صرف‌ و نحو و حفظ‌ قرآن، از جمله دروسی بود که ما در سال اول در این مدرسه دورانساز می خواندیم. از خوش اقبالی من بود که در همان‌ سال‌ اول،‌ با چهره‌ مصمم‌، منضبط‌، دقيق‌، مقيد و تأثیرگذار مرحوم‌ “آيت‌ الله قدوسي”‌ آشنا شدم‌.
در مدرسه حقانی و در سال های نخست طلبگی، کتاب های مرسوم حوزوی در منطق و ادبیات و تاریخ‌ و معارف و فقه و اصول فقه را خواندم. طلاب مدارس علمیه، پس از تحصیل مقدمات علم دینی، از مدرسه بیرون آمده، به انتخاب خود، در یکی از درس های آزاد حوزه شرکت می کنند. من در دورس آزاد، یک جلد از اصول‌ فقه،‌ نگاشته مرحوم مظفر، را ‌با “آيت‌الله جنتي” و، سال ها بعد، بخش از «كفايه الاصول»‌ “آخوند خراسانی” را با “مرحوم آيت الله‌ فاضل‌ لنكراني” خواندم. بخش دیگر کفایه را بعدها در سال 1361و زمانی که دادستان استان خراسان شدم، به پایان بردم. ‌در آن سال های بابرکت، آقايان‌ طاهري‌ خرم‌ آبادي،‌ نهج‌ البلاغه و خزعلي‌ تفسير می گفتند. سه سال‌ در درس تفسیر آیت الله خزعلی در مسجد آبشار قم شرکت کردم.پیش از پیرزوی انقلاب‌، بر حسب مدارج حوزوی، در اواخر دوره سطح‌ تحصیل می کردم.‌ پس از انقلاب، تحصیل در دوره خارج فقه و اصول را در مشهد آغاز کردم. با آيت‌ الله شاهرودی، فقه و با آقا سيد علي ‌اصغر علم‌ الهدي‌، دو سال‌ خارج‌ اصول‌ خواندم.‌ علم‌ الهدي‌، از عالمان‌ دقيق‌النظر حوزه‌‌ مشهد و از شاگردان‌ ممتاز آيت‌ الله ميلاني‌ بود و در سبك‌ و سياق مرحوم‌ كمپاني‌ بزرگ درس‌ مي‌گفت.
پس‌ از آن‌، يك‌ سال‌ تحصيلي ‌‌(1365) به قم‌ آمدم‌ و به‌ درس‌ فقه آيت‌ الله منتظري‌ رفتم‌. موضوع بحث ایشان، احكام‌ سلطانيه و زکات، از مباحث‌ حكومت‌ اسلامي‌ و ولایت فقیه، بود. در همان سال، در درس‌ فقه الطهاره ميرزا جوادآقا تبريزي‌ و اصول آیت الله مؤمن قمی حاضر می شدم.
پس از خروج از وزارت اطلاعات در دولت آقای خاتمی، تا زمان رحلت استادم مرحوم آیت الله حاج‌ آقامجتبي‌ تهراني، پیوسته در درس پربار و دوست داشتنی اصول‌ و فقه‌ ايشان‌ شركت‌ کردم‌.
از سال 79 تا 84 در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد فلسفه سیاسی در دانشکده سیاسی دانشگاه امام صادق (ص)، مبانی نظری حکومت دینی و فقه سیاسی تدریس کردم. پس از آن در مدرسه مروی برای طلاب، فقه می‌گفتم .
در همین سال‌ها مقالات منعدد و دو جلد کتاب در موضوع “مبانی نظری اندیشه سیاسی در اسلام” نوشتم.
اگرچه مسئولیت های اجرایی پی در پی، نگذاشت، چنانکه دوست می داشتم، درس بخوانم، اما جذبه درس خواندن به شیوه طلبگی و سروکارداشتن با کتاب، تا امروز مرا رها نکرده‌است.
از سال ۱۳۵۴ و همزمان با توقیف مدرسه فیضیه توسط رژیم پهلوی، وارد فعالیت های انقلابی و سیاسی شدم؛ که منجر به دو بار دستگیری و بازداشت کوتاه مدت من شد. فعالیت های سیاسی ام را با حزب جمهوری اسلامی آغاز و در شهریور ۱۳۵۸ به دنبال دعوت آیت الله شهید قدوسی وارد فعالیت قضایی در دادستانی کل انقلاب شدم.
از زمستان ۵۸ به عنوان دادستان در چند شهر خوزستان و سپس در سال ۶۰ به سمت دادستان انقلاب استان هرمزگان منصوب شدم. در سال ۱۳۶۱ به دادستانی انقلاب مشهد رفته و در سال ۱۳۶۶ بنا به دعوت وزیر وقت اطلاعات مرحوم آیت الله ری شهری به سمت معاونت وزیر اطلاعات منصوب شدم؛ و پس از آن به عنوان رییس بررسی های استراتژیک وزارت اطلاعات و سپس بعنوان رییس سازمان اطلاعات خارجی و نهایتا به عنوان جانشین وزیر اطلاعات در آن مجموعه خدمت کردم. در سال ۱۳۸۰ به عنوان مدیر بررسی سیاسی و اجتماعی دفتر مقام معظم رهبری تعیین و در سال ۱۳۸۴ با رای اعتماد مجلس شورای اسلامی به عنوان وزیر کشور دولت نهم و در سال ۱۳۸۷ با حکم رییس قوه قضاییه بعنوان رییس سازمان بازرسی کل کشور منصوب شدم.
در سال ۱۳۹۲ با معرفی رییس قوه قضائیه و رییس جمهور به مجلس شورای اسلامی مورد اعتماد نمایندگان مجلس قرار گرفته و به عنوان وزیر دادگستری دولت یازدهم منصوب شدم. در سال ۱۳۹۶ به عنوان مشاور رییس قوه قضائيه فعالیت خود را ادامه داده و هم اکنون به عنوان رییس هیئت امنا و رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی درحوزه پژوهشی و فعالیت های علمی همچنان مشغول به کار هستم .
از سال ۱۳۸۷ نیز به عضویت جامعه روحانیت مبارز در آمده، و از ابتدای دهه ۹۰ به عنوان معاون سیاسی؛ و هم اکنون نیز بیش از ۵ سال است که به عنوان دبیر عالی جامعه روحانیت مبارز در خدمت این تشکل بزرگ روحانی هستم.

نویسنده
M
مطالب مرتبط
نظرات